بایگانی‌ها است - دانلود وآو
السلام علی الحسین

حضور پرشور مردم در اربعین حسینی نشان‌دهنده عمق باورهای دینی است

دسته بندی: قرآن
0 views


گروه معارف ـ معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار قزوین گفت: حضور پرشور مردم در حماسه اربعین حسینی نشان‌دهنده عمق باورهای دینی و تعلق‌خاطر دیار مینودری به مذهب شیعه و اهل‌بیت(ع) است.

پرشور مردم در اربعین حسینی نشان‌دهنده عمق باورهای دینی است - حضور پرشور مردم در اربعین حسینی نشان‌دهنده عمق باورهای دینی است

به گزارش ایکنا از قزوین، علیرضا آشناگر معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار قزوین ظهر امروز، اول آبان‌ماه در جلسه ستاد ساماندهی اربعین حسینی که در استانداری قزوین برگزار شد، اظهار کرد: جمعیت عظیمی در دنیا در این رویداد مذهبی و فرهنگی حضور پیدا می‌کنند و یکی از دلایل حضور بی‌نظیر حضور مردم قزوین، تعلق‌خاطر این دیار مینودری به مذهب شیعه و اهل‌بیت‌(ع) است.
وی ادامه داد: موقعیت استراتژیک استان و قرار گرفتن در کریدورهای ارتباطی موجب تردد زائران بسیاری از جاده‌های استان شده است که نیازمند ملاحظات ترافیکی و اقدام جدی نیروی انتظامی برای جلوگیری از تخلف سرعت و اقدامات عجولانه کاروان‌ها است.
این مقام مسئول تأکید کرد: نیروی انتظامی باید امنیت زائران را حفظ کند و از مدیرکل امنیتی خواستار پیگیری و تأکید این موضوع هستیم.
معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار قزوین افزود: دستگاه‌های اجرایی قزوین با توجه به نقش پررنگ استان در مرز مهران و وجود مواکب در کشور عراق باید در خدمات‌رسانی به زائران حسینی اهتمام جدی داشته باشند.
وی با اشاره به نقش ملی استان قزوین در خدمت‌رسانی به زائران، تشریح کرد: همه دستگاه‌های خدماتی استان باید آمادگی خود را در این زمینه حفظ کنند تا در صورت نیاز به‌سرعت اقدامات مقتضی صورت پذیرد.
آشناگر با تأکید بر مستندسازی اقدامات اربعین حسینی خاطرنشان کرد: صداوسیما رکن اصلی در تبلیغ و مستندسازی اقدامات است و باید کمیته نظارت اربعین حسینی نیز موضوع مستندسازی را به شکل جدی پیگیری کند.
معاون سیاسی استاندار تصریح کرد: کمیته بهداشت باید نسبت به نظارت بر ایستگاه‌های صلواتی و خدماتی در مسیر زائران اهتمام جدی داشته باشد تا بتوانیم سلامت افراد را تضمین کنیم.
وی با تأکید بر ارائه خدمات به بهترین کیفیت از سوی مواکب خاطرنشان کرد: باید در مسیر آوج و خرمدشت نظارت‌های بیشتری بر ایستگاه‌ها صورت گیرد و اقلام خوراکی که بین مردم توزیع می‌شود، مورد بازبینی قرار گیرد.
معاون سیاسی استاندار قزوین یادآور شد: مدیران مسئول در سامانه سماح باید برای رفع ایرادات آن اقدام کنند تا مشکلی در خصوص ثبت‌نام افراد شاهد نباشیم.
معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار بابیان اینکه همه اقدامات باید به بهره‌مندی درست ختم شود، یادآور شد: امسال با استقبال عظیم مردم برای حضور در مراسم اربعین روبرو هستیم و این آمار هرساله رو به افزایش است.

انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

تیمور غیاثی: احسان حدادی پنج‌شنبه به جلسه سازمان تیم‌های ملی می‌آید/ در هر خانواده‌ای اختلاف سلیقه وجود دارد؛ او عاقل‌تر از آن است که قهر کند

دسته بندی: ورزشی
0 views


تیمور غیاثی در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم، درخصوص دعوت از احسان حدادی برای حضور در فدراسیون دوومیدانی اظهار داشت: روز پنجشنبه جلسه سازمان تیم‌های ملی به منظور برنامه‌ریزی برای مسابقات قهرمانی آسیا و جهان برگزار می‌شود و از احسان نیز دعوت کرده‌ایم که تا در این جلسه حضور پیدا کند و صحبت‌های خود را برای حضور موفق در تورنمنت‌های پیش‌رو مطرح کنیم.

وی با بیان اینکه مشکل خاصی میان فدراسیون و حدادی وجود ندارد، گفت: حدادی مثل فرزند ما است و جزو خانواده بزرگ دوومیدانی به حساب می‌آید. به هر حال در هر خانواده‌ای اختلاف سلیقه وجود دارد. ما باید بنشینیم و مسائل مختلف را حل و فصل کنیم.

سخنگوی سازمان تیم‌های ملی دوومیدانی با رد موضوع قهر کردن حدادی پس از اتفاقات هفته‌ای اخیر عنوان کرد: احسان عاقل‌تر از این حرف‌هاست که قهر کند. او باید از شرایط اقتصادی مملکت، برنامه و بودجه فدراسیون با خبر است و باید این مسائل را در نظر بگیرد. به هر حال شخصاً به این جلسه امیدوارم و آرزو می کنم بهترین اتفاقات و تصمیمات در آن گرفته شود که به نفع دوومیدانی باشد.

غیاثی ادامه داد: دوومیدانی‌کاران الان در زمان استراحت و ریکاوری بسر می‌برند. احسان هم یکی از همین ورزشکاران است  و فکر می‌کنم از ۱۰ روز دیگر کارش را آغاز کند. الان دوومیدانی‌کاران همه دنیا در شرایط ریکاوری هستند تا بتوانند خودشان را برای مسابقات آینده آماده کنند. به هر حال فردا جلسه مهمی در فدراسوین برگزار می‌شود که به دلیل پیش‌رو بودن مسابقات قهرمان آسیا و جهان، اهمیت زیادی دارد.

انتهای پیام/

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

وجود فضای گفت وگو و مناظره یکی از مصادیق توسعه است

دسته بندی: قرآن
0 views


فضای گفت وگو و مناظره یکی از مصادیق توسعه است - وجود فضای گفت وگو و مناظره یکی از مصادیق توسعه است

فرشاد نوروزپور، مشاور استاندار گیلان در امور جوانان در گفت وگو با ایکنا از گیلان، با اشاره به برگزاری مرحله منطقه ای هفتمین دوره مسابقات ملی مناظره دانشجویان ایران به میزبانی گیلان، اظهار کرد: مسئله گفت وگو، مناظره، مباحثه، تبادل افکار و تضارب آرا همواره مورد توجه جوامع در طول تاریخ بوده است.

وی با اشاره به تاکید موکد فرهنگ ملی و اسلامی ما به جایگاه گفت وگو، مناظره و تضارب آرا، افزود: مقوله مناظره و تبادل افکار در سال های پرتنش سیاسی اوایل انقلاب با محوریت علمای بزرگی همچون شهید بهشتی و شهید مطهری و سایر رهروان مکتبی انقلاب دنبال می شد و نقش عمده ای در کاهش تنش های سیاسی جامعه ایفا کرد.

مشاور استاندار گیلان در امور جوانان، برگزاری مسابقات ملی مناظره در حوزه دانشجویان را یک ابتکار مثبت و یک خوش سلیقگی دانست و تصریح کرد: دانشگاه علاوه بر کارکردهایی که در عرصه های علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارد، مرکزی برای تربیت نیروی انسانی است و این نیروی انسانی برای توانمند شدن به فرهنگ گفت وگو و مهارت تعامل و تبادل نظر نیاز دارد.

نوروزپور، با اشاره به حضور قاعده هرم سنی کشور در دانشگاه ها، خاطرنشان کرد: جوانان هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی مهمترین گروه های هدف جامعه را تشکیل می دهند و لذا این خصوصیت اجتماعی یکی از آماده ترین بسترها را برای نهادینه کردن فرهنگ گفت وگو و مناظره فراهم می کند.

وی محیط دانشگاه را محیط گفت وگو و تبادل نظر فارغ از حوزه های تحصیلی دانست و اضافه کرد: گفت وگو، تبادل نظر و تضارب آرا به کاهش تنش های اجتماعی کمک می کند و موجب می شود به مسیری غیر از مسیرهای هیجانی که رنگ و بوی شعار دارد، هدایت شویم. بی تردید خروجی گفت وگوها و مناظره های سازنده و حرفه ای در اصلاح امور و بهبود وضع کشور تاثیرگذار خواهد بود.

فعال فرهنگی و رسانه ای گیلان، با تاکید بر لزوم توجه به مسئله گفت وگو و مناظره در بین اهالی دانشگاه که قاطبه آن را جوانان تشکیل می دهند، خاطرنشان کرد: فرهنگ نقد و ارائه نظر در کوتاه مدت موجب حل مسائل و مشکلات اجتماعی و کاهش تنش ها در فضاهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی می شود، اما در بلندمدت به عنوان یک هدف ما را به سمت توسعه سوق می دهد.

وی با بیان اینکه فضای دیالوگ، گفت وگوی سالم و نقد منصفانه باید به عنوان یک ابزار در هر جامعه ای رونق داشته باشد، گفت: وجود فضای گفت وگو و مناظره یکی از مصادیق توسعه است لذا نیاز داریم بیشتر به این عرصه ورود کنیم و برگزاری مسابقات ملی مناظره دانشجویان یکی از نمونه های بارز این ظرفیت سازی است.

به گزارش ایکنا، مرحله استانی مسابقات ملی مناظره دانشجویان به همت جهاددانشگاهی استان گیلان از ۲۱ لغایت ۲۵ مرداد ۹۷ در دانشگاه پیام نور رشت برگزار شد. در این راستا، مرحله منطقه ای مسابقات ملی مناظره دانشجویان نیز با حضور تیم های شرکت کننده از استان های اردبیل، زنجان، مازندران، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، قزوین و گیلان از ۲۹ مهر لغایت ۲ آبان ۹۷ در دانشگاه گیلان در حال برگزاری است.

این مناظره به همت معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی استان گیلان و با مشارکت سایر نهادهای فرهنگی استان برگزار شده است.

انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

سامان قدوس: شکست ۵ بر صفر مقابل پاری‌سن‌ژرمن کابوس است اما باید فراموشش کنیم

دسته بندی: ورزشی
0 views


به گزارش خبرگزاری تسنیم، سایت ۱۱ آمینوای فرانسه مصاحبه‌ای از سامان قدوس پس از شکست ۵ بر صفر شنبه شب گذشته برابر پاری‌سن‌ژرمن منتشر کرد که می‌خوانید:

* ارزیابی شما از این شکست سنگین چیست؟

به طور معمول هنگام نتیجه تساوی بدون گل، تیم‌هایی همانند پاری‌سن‌ژرمن در سطح بالایی حمله می‌کنند و فضاهای عقب‌زمین را خالی می‌گذارند. البته این اتفاق در بازی شنبه شب رخ نداد و تلاش کردیم تا با استفاده از این فضا به گل برسیم اما روز ما نبود. زمانی هم که روز شما نباشد پنج گل را دریافت می‌کنید.

* این یک کابوس بود؟

البته، وقتی ۵ گل را دریافت می‌کنید یک کابوس است.

* یک فرصت کوچک هم داشتید اما گل نزدید؟

همواره تلاش می‌کنم تا به تیمم با گلزنی و پاس گل کمک کنم. نزدیک به گلزنی برابر پاری‌سن‌ژرمن قرار داشتم اما روز ما نبود.

* در بیشتر زمان بازی نتیجه ۲ بر صفر به سود پاری‌سن‌ژرمن بود. پس از آن چه اتفاقی رخ داد؟

زمانی که حتی برای هر دقیقه‌ای تلاش خود را به کار نبندید چنین اتفاقی رخ می‌دهد و خیلی آسان هم مورد شناخت تیمی همانند پاری‌سن‌ژرمن قرار می‌گیرد.

* احساس می‌کنیم بازی برابر پاری‌سن‌ژرمن نیروی زیادی از شما گرفت؟

همانند تیم آمیا من هم  خیلی خسته بودم. بازی برابر چنین تیمی بسیار پیچیده است. آنها بهترین بازیکنان جهان هستند. خیلی خسته بودم و تیم آمیا هم همین‌طور.

* آیا می‌توانید با عبور از این شکست سنگین مهیای نبرد بعدی با تیم نانت شوید؟

البته، باید خیلی زود و تحت‌هر شرایطی شکست برابر پاری‌سن‌ژرمن را فراموش کنیم. بازی جدیدی فرا می‌رسد و باید پیروز شویم.

* آیا می‌توانیم واکنش مثبتی  به برخی نکته‌های بازی آمیا برابر پاری‌سن‌ژرمن داشته باشیم؟

در نیمه‌اول این بازی در جایگاه خودمان قرار داشتیم و ۲ گل پاری‌سن‌ژرمن از خطوط کناری به ثمر رسیدند. به کارکردی که در نیمه‌اول ارائه دادیم افتخار می‌کنم. ما هم می‌توانستیم ۲ گل از خطوط کناری بزنیم اما این سبک از بازی حریف را هم یاد می‌گیریم. امیدوارم در بازی بعدی چنین گل‌هایی نخوریم.

* به نظر می‌رسد بردن تیمی همانند پاری‌سن‌ژرمن ممکن نیست؟

ممکن نبودن در کار نیست اما شاید برابر تیمی فعلی پاری‌سن‌ژرمن این‌گونه باشد. نمی‌شود همیشه این‌گونه فکر کرد و باید همیشه به خاطر داشته باشید می‌توانید برنده شوید. این هدف من در طول هفته اخیر بود. ابتدا با تیم ملی فوتبال ایران برابر بولیوی آغاز شد و تا پاریس ادامه داشت.

* خیلی سخت است این شکست با ۵ گل را فراموش بکنید؟

البته در دوران حرفه‌ای فوتبالم یک بار در گذشته دور شکست ۵ بر صفر را تجربه کردم. آن را به خاطر دارم اما به من اجازه می‌دهد تا درس بگیریم.

* باید واکنشی در بازی بعدی با تیم نانت نشان دهید؟

تیم آمیا باید این شکست را فراموش و برای بازی با تیم نانت تمرین کند.

انتهای پیام/

 

 

 

 

 

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

برنامه‌ریزی برای توسعه بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات ضروری است

دسته بندی: قرآن
0 views


جهانگیری در جلسه ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی:

گروه اقتصاد ــ معاون اول رئیس‌‌جمهور، در جلسه ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی با اشاره به بخش IT و ICT در اقتصاد جهانی و توسعه کشورها، گفت: این حوزه‌ها از بخش‌های پیشران و موتور محرک اقتصاد ایران در آینده است که باید برای آن برنامه‌ریزی مطلوب و مناسب انجام شود.

برای توسعه بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات ضروری است - برنامه‌ریزی برای توسعه بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات ضروری است

به گزارش ایکنا، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری، شصتمین جلسه ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی صبح امروز (دوشنبه) به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور برگزار شد.

جهانگیری در این جلسه بر تفاهم ملی در همه سطوح به منظور فراهم کردن بسترهای توسعه در بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات تأکید کرد و افزود: همه دستگاه‌ها باید با هماهنگی شرایط لازم را برای دستیابی به هدف یک و نیم درصد از تولید ناخالص ملی که در برنامه ششم توسعه تعیین شده است فراهم آورند.
وی با اشاره به گزارش اخیر معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور در دولت درباره حضور شرکت‌های مرتبط با فناوری ارتباطات و اطلاعات در صدر بنگاه‌های بزرگ جهان، گفت: توسعه این بخش در کشور علاوه بر درآمدزایی، می‌تواند به بهبود برنامه‌هایی نظیر دولت الکترونیک، تقویت شرکت‌های دانش‌بنیان و توسعه بخش خصوصی در فضای کسب و کار منجر شود و این بخش از بخش‌های اقتصادی و آینده‌دار کشور است.
معاون اول رئیس‌جمهور بر استفاده از ظرفیت‌های فاینانس و تعامل با صندوق توسعه ملی برای دریافت منابع مورد نیاز توسعه این بخش تأکید کرد و افزود: وزارتخانه‌های ارتباطات و فناوری اطلاعات، امور اقتصادی و دارایی و سازمان برنامه و بودجه به منظور تدوین راهکارهای مورد نیاز جهت سرمایه‌گذاری در حوزه زیرساختی با تکیه بر منابع درآمدی شرکت‌های وابسته هماهنگی لازم را انجام دهند.
همچنین رئیس ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی از وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات خواست تا گزارشی از آثار تحریم‌ها در این حوزه و راهکارهای پیشنهادی برای ارائه در جلسه سران قوا ارائه کند.
در این جلسه که وزرای ارتباطات و فناوری اطلاعات، نیرو، جهاد کشاورزی و کشور و معاونان رئیس‌جمهور در سازمان برنامه و بودجه، امور اداری و استخدامی کشور، میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، امور زنان و علمی و فناوری حضور داشتند جهرمی گزارشی از دستاوردها، نیازها و آینده بخش ارتباطات و فناوری اطلاعات و راهکارهای مقابله با تحریم و نیز مسائلی که در نتیجه تلاطم بازار ارز، که این بخش با آن روبه‌روست، ارائه کرد.
همچنین در این جلسه پیگیری تفاهم وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات با سازمان صدا و سیما درباره باندهای ۷۰۰- ۸۰۰ فرکانسی مورد تأکید قرار گرفت. بررسی مشکلات دریافت وام اپراتورها از صندوق توسعه ملی، فراهم کردن حداکثر سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها با توجه به درآمدزایی آن، اعمال سیاست‌های حمایتی دولت از زیرساخت‌ها و شناسایی مسائل مربوط به تحریم‌ها به ویژه قسمت‌های آسیب‌پذیر این بخش و راهکارهای مقابله با تحریم‌ها از دیگر مصوبات جلسه امروز بود.

انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

دستیابی به راه‌های نوین دینداری در گرو بازخوانی میراث گذشته است

دسته بندی: قرآن
0 views


به راه‌های نوین دینداری در گرو بازخوانی میراث گذشته است - دستیابی به راه‌های نوین دینداری در گرو بازخوانی میراث گذشته است

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ همایش «پرسش از امر دینی»، بعد از ظهر امروز ۲۹ مهرماه با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین حمید پارسانیا، پژوهشگر فلسفه پیگیری شد.

وی در آغاز سخنانش اظهار کرد: صحبت خود را با طرح این مسئله آغاز می‌کنم که تئولوژی دین و امر قدسی در جهان غرب چه نسبتی داشته و یافته است و در جهان اسلام، این نسبت چگونه بوده و چه مسیری را طی کرده است؟ ما امروز در داوری نسبت به این نسبت از کدام منظر استفاده می‌کنیم و سخن می‌گوییم؟ درباره آنچه که در جهان غرب است، باید بگویم آنچه عنوان تئولوژی نامیده می‌شود، با تئوس هم‌ریشه است. در یونان، تئوس خداوند خداوندگاران است و الهه‌های متعددی حضور دارند. یک جهان به این لحاظ اسطوره‌ای و مشرکانه است و خدای خداوندگاران که نوعی وحدت نیز در اینجا وجود دارد.

پارسانیا تصریح کرد: فردید، تئوس و طاغوت را هم‌ریشه می‌دانست، به این دلیل که این خداوند، خداوند عالم یونان است. در برابر این عالم، عالم مسیحیت یعنی مسیح می‌آید و سخن از توحید دارد و مسیحیت به عنوان یکی از ادیان توحیدی، حضور فرهنگی، اجتماعی و تاریخی می‌یابد. اما در تعامل با میراث یونانی مسیحیت نیز به گونه‌ای اثر می‌پذیرد. آن خداوند واحدی که مطلق است و آنچه در عالم است، همه تجلی و فیض او است که بر انسان کامل که مسیح است تجلی می‌کند. او در تجلیات خود و با تجلیات خود حضور به هم می‌رساند، یعنی با آن فیض که به تعابیر مختلفی از آن یاد می‌شود.

وی در ادامه افزود: این مسیری است که در مسیحیت طی می‌شود. به عنوان یک امر رسمی در برابر تفاسیری که از توحید وجود دارد، در فلسفه مدرن تحولاتی رخ می‌دهد. در دکارت از سه جوهر سخن گفته می‌شود که عبارت از خدا، نفس و جسم است. «جوهر عقل» به «عرض» بدل می‌شود و این مسئله در مورد عقل که قوه انسانی است، از حالت قبلی که در فلسفه یونان نیز هست که یک جوهر بوده است، زمینه را برای حرکت‌های بعدی فراهم می‌آورد. عقل که تبدیل به ابژه می‌شود، واسطه شناخت جوهر‌های دیگر یعنی خداوند و جسم و عالم نیز قرار می‌گیرد و قضایای ابژکتیو در این تعبیر را نسبت به همه عالم به کار می‌برند.

این مدرس حوزه و دانشگاه بیان کرد: در فلسفه کانت، این عقلی که تا زمان دکارت، نوری است که عالم را می‌شناسد و روشنگری می‌کند، دیگر تبدیل به عرض شده است و در واقع جوهر نیست. این جا خودبنیاد می‌شود و عقل یک امر متعالی که فیض الهی یا یک قوه نورانی بود، اکنون یک حالت استعلایی پیدا می‌کند، ولی واقعا متعالی نیست و متعلق به انسان است. همان‌طور که در دکارت، قوه نفس انسانی بود، این مربوط به انسان است و هرچه انسان می‌یابد، از مسیر این عقل است و این عقل نوری نیست که عالم را بیابد، بلکه این عقل عالم را صورت‌گری می‌کند.
وی بیان کرد: عقل در معنای دینی و به عنوان روح‌القدس صورت‌گری می‌کرد، اما به عنوان فیض الهی بود، ولی در اینجا به عنوان یک امر انسانی صورت‌گری می‌کند. در آنجا یک امر متعالی بود و در اینجا یک امر متعالی‌نما است، یعنی یک نحوه ثبات انسانی دارد. در هگل و نزد نوکانتی‌ها، این عقل جنبه استعلایی خود را از دست می‌دهد و جنبه تاریخی و فرهنگی می‌یابد و به صورت امری سیال در می‌آید، لذا عقل می‌سازد، اما در اکنون یا در لحظه که یک هویت بین‌الاذهانی می‌یابد، در واقع برساخته است و ساحت ثابتی نیز ندارد و در حال ساخته شدن است.
این پژوهشگر فلسفه در ادامه تصریح کرد: مفهوم علم یک تاثیری از مفهوم عقل دارد و تطورات معنای عقل، تطورات معنای علم را نیز به دنبال دارد. در اصول کافی ابتدا عقل و جهل مطرح شده است و بعد علم که در ذیل عقل معنا می‌یابد. اگر عقل برساخته شد، علم نیز برساخته است و ابزاری است که برای ساختن جهان به کار می‌آید. اگر مارکس گفت که ما برای تغییر عالم آمده‌ایم، معنایش این است که از آغاز این‌طور بوده است و عقل ابزاری بوده که با آن جهان را می‌ساختند و ثابت نگه می‌داشتند.
وی بیان کرد: در این شرایط که بعد هم مسائل دیگری به وجود می‌آید، مسئله به مرگ سوژه نیز ختم می‌شود، یعنی ساختار‌های فرهنگی و … است که عقل را می‌سازد و در هر لحظه دارد ساخته می‌شود و هر بازخوانی یک بازسازی است. در اینجا متن و ماتنی نمی‌ماند، بلکه همراه مفسر است که در هر تفسیر در حال مشارکت است. در تفسیر جدید، هیچ معنایی ذاتی نیست و معنا ساخته می‌شود. رویکرد‌های ساختارگرایانه مدرن که بیشتر فرانسوی هستند، به این برساخته بودن توجه دارند.

پارسانیا در ادامه تصریح کرد: در چنین عالمی، امر متعالی و قدسی خود یک برساخته است و این برساخته در تفسیر‌های مکرر در همین عالم استمرار و تداوم می‌یابد و با این دیدگاه می‌توان متدین باقی ماند، به این معنا که ایمان به یک امر متعالی تعلق بگیرد یا امر متعالی خود یک امر انسانی است که انسان آن را برمی‌سازد و الزاماً این‌طور نیست که از امر متعالی سخن گفته نشود، اما این امر یک برساخته‌ای است که شاید بشر برای خود نیازی هم دارد، اما اگر بخواهد تفسیر کند، عقلی برای دفاع وجود ندارد و این دین را نادانان می‌توانند باور کنند.
وی بیان کرد: این تفسیر نشان می‌دهد که نظام آگاهی در این عالم که به گونه‌ای تداوم همان تئولوژی است، این عالم جایی برای دسترسی به امر قدسی و باور به آن باقی نمی‌گذارد. اگر کسی تمنای عبور از این نظام آگاهی و معرفتی را داشته باشد، تمنایی نابجا نکرده است، اما سخن بر سر این است که آیا مفاهیم عقل و دین و امر قدسی و نسبتی که آن امر قدسی با عقل دارد، در جهان اسلام چه مسیری را طی کرده است؟ در جهان معاصر با رویکرد‌های مختلف، اگر بخواهیم سخن بگوییم، باید از یک بحران سخن بگوییم و باید این را بگوییم که در این عالم جایی برای حقیقت نیست.
این پژوهشگر فلسفه در ادامه تصریح کرد: اما باید پرسید در جهان اسلام مسیر چگونه طی می‌شود؟ آنچه در تاریخ اندیشه اسلام است، یکی خود مفهوم عقل است که در متون ما چگونه است که باید به آن توجه داشت. یک حدیث را در اینجا نقل می‌کنم که مفادش در احادیث بسیاری وجود دارد. از امام علی (ع) در مورد عقل سوال می‌شود. ایشان می‌فرمایند که عقل فرشته‌ای است که سر‌هایی به اندازه همه مخلوقات دارد، بر هر سر آن عقل چهره‌ای است و هر آدمی سری از سران عقل را دارد و اسم هر انسان بر آن چهره نوشته شده است و بر هر چهره پرده‌ای افکنده شده است و پرده از آن چهره برداشته نمی‌شود تا آن انسان متولد شود. از بین مخلوقات، انسان است که این چهره از او برداشته می‌شود و، چون آن انسان به بلوغ رسید، آن پرده برداشته می‌شود و نوری در قلب او ظاهر می‌شود. عقل، چون چراغ در میانه خانه است و با آن نوری است که امور را می‌فهمد. در اینجا نیز از یک عقل متعالی سخن گفته می‌شود.
این مدرس حوزه و دانشگاه بیان کرد: این پرده در انسان بالغ برداشته می‌شود و با این نور، هستی را می‌شناسد و این عقل اولین چیزی است که خلق شد و این عقل است که اقبال و ادبار عالم با آن است و این عقل متعالی داخل در اشیاء بوده و این عقل مخلوق است. حقیقت مطلق هر چه در موردش سخن گفته شود، تعین است و با عقل است که عالم آفریده می‌شود و این امر واحد الهی است که با آفرینش او عالم آفریده می‌شود. حقیقت وجود، آن امر نامحدود است و ظهور وجود با عقل آغاز می‌شود.
وی در ادامه افزود: آنچه در یونان رخ داده، این است که این وجود در موجودات دیده می‌شود. یعنی موجود دیده می‌شود و آن وجودی که این‌ها را خلق کرده است. در تاریخ فلسفه اسلامی، اولین نقطه‌ای که نقطه تکوین مستقل او در ذیل متون و نصوص است، متن برخی از روایات و عبارات است که در یکی از رساله‌های فارابی آمده است. فارابی در فلسفه خود با توجه به این نکته و کار ابداعی که بحث و اهمیت و وجود است، غفلتی را که در فلسفه غرب نسبت به وجود می‌توانست تداوم یابد، در آن، نقطه عطفی ایجاد می‌کند و توجه را از ماهیات متوجه وجود می‌کند.
این پژوهشگر فلسفه بیان کرد: برهان امکان و وجوب فارابی کاملا ابداعی است. برهانی که در فلسفه یونان است، برهان حرکت است و در جهان اسلام شهود اهل معرفت که از دیدار آن حقیقت متعالی نیز هست، دائما با توجه به آیات و روایت وجود دارد و اموری است که کسانی که در افق مفهوم کار می‌کنند، موجب می‌شود که خداشناسی به وجود آید که تئولوژی نیست، تنزیه و تقدیس در او مستمر است. نه خداوند می‌شود رسول و نه خداوند می‌شود عقل و نه عقل می‌شود مخلوق. عقل همواره جنبه متعالی را ادامه می‌دهد، البته مسئله عقل با مشکلات فراوانی مواجه می‌شود و این مشکلات بود که ناگزیر کانت را به آن مسیر برد.
وی در ادامه افزود: اشکالاتی که در میان متکلمان و فلاسفه اسلامی نسبت به عقل مطرح شد، به مراتب قوی‌تر از اشکالاتی است که کانت و دیگران مطرح کرده‌اند. درست است که عقل مجرد است، اما عقل من عرض است و عقل من که عرض است، کیف نفسانی است و چگونه به اعراض دیگر علم می‌یابد. این‌ها محل بحث و گفت‌وگو واقع می‌شود و شاید کمتر مسئله‌ای مانند عقل مسئله است و استمرار این مسئله در صدرا است که اتحاد عاقل به معقول را مطرح می‌کند و چیزی که دیگران از شهود آن سخن می‌گفتند، به برهان استدلال می‌کند و این بحث، مسیری که فلسفه غرب را بعد از دکارت، مسدود می‌کند و راه دیگری را پیش روی جهان اسلام می‌گذارد.
پارسانیا بیان کرد: بحث اتحاد عاقل و معقول ۲۰۰ سال طول کشید تا بسط یافت و این الهیات، میراث این جهان است و این نصوص میراث این جهان است. ما در برابر تئولوژی‌ای که محکوم به شکست است، اگر از منظر این عقلانیت سخن بگوییم، می‌بینید که فقط عوام هستند که می‌توانند دین‌دار باشند. فرهیختگان راهی برای دینداری ندارند. اما جهان اسلام اگر می‌خواهد جهانی دین‌دار باقی بماند، حق او است که الهیات مربوط به خود را داشته باشد، چون نمی‌تواند بدون الهیات باشد و در جهان امروز که سلطه بخشی از جهان بر همه فرهنگ‌ها واقع شده است، با زبان این جهان مسلط، نمی‌توان از آن گریخت. ناگزیر باید به میراث خود برگردیم و نسبت به آن کاوش کنیم، نه این که آن را عامیانه ببینیم. باید محققانه آن را بخوانیم تا پاسخ‌های آن پاسخ‌های ما باشد و اگر این‌گونه باشد، راه‌های نوینی ایجاد خواهد شد.
انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است

دسته بندی: قرآن
1 views


 با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است - عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است

به گزارش ایکنا؛ همایش «پرسش از امر دینی در جهان معاصر» شامگاه ۲۹ مهر ماه با سخنرانی سید‌جواد میری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به پایان رسید، در ادامه مشروح این سخنرانی را می‌خوانید:
بیژن عبدالکریمی یکی از پیشروترین و پرکارترین فیلسوفان معاصر ایرانی است که تلاش نموده‌‌است ژانری خلق کند که هم در حوزه آکادمیک با مخاطبان خویش به گفت‌وگو بنشیند و هم در حوزه عمومی حضور یابد و هم در مجموع بتواند بنیان‌‌های امتناع فلسفی و چارچوب‌‌های نظری انحطاط تمدنی ایران را مورد نقادی جدی قرار دهد تا از قِبل آن بتوان راهکارهای عملی برای برون‌‌رفت از وضعیت کنونی باز آفرید. البته نادرست خواهدبود اگر پروژه عبدالکریمی را تنها محدود به ایران یا جهان اسلام بنمائیم، زیرا یکی از وجوه غالب در تفکر عبدالکریمی «انسان معاصر» است که اگر مورد غفلت قرار گیرد، به نوعی جفا در فهم بنیان‌‌های فکری و پروژه‌‌ اصلی او است. اما نخستین پرسشی را که باید مطرح کرد، این پرسش به ظاهر بدیهی است که پروژه فکری عبدالکریمی چیست؟ به سخن دیگر، دغدغۀ بنیادی عبدالکریمی چیست که موجب شده است که در آخرین اثر خویش که در سال ۱۳۹۷ به چاپ رسیده‌‌است پرسش از «امکان امر دینی در جهان معاصر» مطرح کند؟ عبدالکریمی آثار بی‌‌شماری به چاپ رسانده‌‌است، ولی اگر بخواهیم اطلس فکری او را در چارچوبی منقح ترسیم کنیم به چند اثر محوری برخورد می‌‌کنیم: هایدگر و استعلا: شرحی بر تفسیر هایدگر از کانت؛ هایدگر در ایران؛ ما و جهان نیچه‌‌ای؛ پایان تئولوژی و شریعتی و تفکر آینده ما. هنگامی‌‌که این آثار را در کنار هم مورد خوانش انتقادی قرار می‌‌دهیم، آن‌گاه می‌‌توان به یک ایدۀ کلی در گفتمان بیژن عبدالکریمی دست یافت که شاید بتوان گفت بُن‌مایه پروژه فکری او را تشکیل می‌‌دهد که تلاشی است تا بتوان از طریق تفکر و مواجهۀ حِکمی و فلسفی… راهی پیداکنیم … برای دفاع… از امکان تفکر معنوی در جهانی که تحت سیطرۀ عقل مدرن گرفتار شده‌‌است….
به سخن دیگر، عبدالکریمی از یک سو به دنبال تخریب «سیطره عقل مدرن» است و از سوی دیگر به دنبال «امکان دفاع از تفکر دینی و معنوی خارج از چارچوب‌‌های تئولوژیک سنتی» است که به زعم او «… به دلیل ارسطوزدگی و فقدان نگرش تاریخی تاکنون نتوانسته‌‌است به لحاظ نظری… عقل مدرن و مدرنیته را که… یک نحوه ظهور تاریخی عقل و عقلانیت و یک رویدادگی عظیم تاریخی است را… بشناسد…به سخنی دیگر،… در درک خویش از جهان مدرن و جهان معاصر ازنوعی تأخر تاریخی رنج می‌‌برد.»
اما پرسش اینجاست که از منظر عبدالکریمی این تأخر تاریخی که رنج آور نیز هست، چه معضلاتی را برای ذهنِ انسان ایرانی ایجاد کرده‌‌است؟ مواجهۀ متاخرانۀ با عقل مدرن حداقل دو نتیجۀ مرگبار برای انسان ایرانی به همراه داشته‌‌است که در نگاه عبدالکریمی باید آن را در دو ساحت مختلف ولی به‌‌هم پیوسته جستجو کرد. در ساحت نخست که شاید بتوان آن‌‌را «ساحت سیاست» نامید، انسان ایرانی عقلانیت مدرن را به غرب جغرافیایی تقلیل می‌‌دهد و لذا «… غرب برایش در صرف کفر والحاد و استعمار خلاصه شده، مواجهه‌‌اش نیز با آن به صرف گفتن مرگ بر آمریکا محدود می‌‌شود. نمی‌‌خواهم بگویم در تمدن غرب کفر و الحاد و وصف استعماری و استثماری وجود ندارد، بلکه سخنم در این است که این نکات حاق مطلب و همه‌‌ قصه نیست. عقل مدرن و مدرنیته یک نحوه ظهور تاریخی عقل و عقلانیت و یک رویدادگی عظیم تاریخی است. این رویدادگی عظیم تاریخی باید بر اساس مبادی تصوری و تصدیقی و در کلیت و یکپارچگی‌‌اش فهم شود و صرفاٌ به پاره‌‌ای از وجوه آن تقلیل نیابد. اما چون مواجهه ما… عمیق، حِکمی و فلسفی نیست… به همین دلیل… بسیاری از تلاش‌‌های ما برای مبارزه با غرب نتیجه معکوس می‌‌دهد».
اما اکنون اجازه دهید به ساحت دوم بپردازیم. مقصود از ساحت دوم این است که برخی دیگر از متفکران که در صدد مقاومت در برابر سیطرۀ عقل مدرن هستند، تلاش می‌‌کنند از ساحت تقلیل‌‌گرایانۀ حوزۀ سیاست عبور کنند و به مبانی بپردازند. عبدالکریمی جریاناتی را که در برابر سیطرۀ عقل مدرن از منظر نوگرایانه ورود می‌‌کنند را نیز به نوعی مورد نقد و انتقاد قرار می‌‌دهد امّا نه از خاستگاه سنتی بلکه از منظر حِکمی. او می‌‌گوید این جریانات «… به‌‌دلیل تن دادن به … فلسفه‌‌های تحلیلی یا فلسفه ویتگنشتاین متقدم و تلاش به منظور ترکیب فلسفۀ اسلامی با فلسفه‌‌های تحلیلی جدید، خود به سر و جان عقل مدرن تبدیل گشته، ناخواسته، و ناآگاهانه سبب بسط عقل مدرن و سکولاریسم حاصل از آن گردیده‌‌است… زیرا، آن‌‌ها… براساس مبانی تفکر دکارتی و کانتی و با تکیه بر انسان متافیزیکی فروبسته در خویش و ناگشوده به امر قدسی، خواهان دفاع از تفکر دینی هستند».

1540161185 511 عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است - عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است
به عبارت دیگر، به دلیل سیطرۀ تأخر تاریخی بر ذهن و زبان انسان ایرانی، او از یک سو به صورت تقلیل‌‌گرایانه مواجهه من ایرانی با عقلانیت مدرن را تبدیل به مواجهۀ سیاسی ایران و غرب(ایران/اسلام و غرب) می‌‌کند ولی متوجه نیست که سوبژکتیویسم دکارتی-کانتی قلعۀ ایمان دینی خود را بازتفسیر کند و سوبژکتیویسم مدرن «همچون اسب تروا است که وقتی وارد قلعۀ ایمان شود، موجبات تسخیر این قلعه را فراهم می‌‌آورد» به بیان دیگر، عبدالکریمی معتقد است، عقل صور تاریخی گوناگونی دارد و این صورت‌‌های مختلف در سنت‌‌های گوناگون به اشکال متفاوتی ظهور می‌‌کنند و این بدین معناست که «عقلانیت دینی با عقلانیت متافیزیکی یونانی و عقلانیت مدرن یکی نیست. اینها صور گوناگون تاریخی عقلانیت هستند».
حال اگر قائل به این شویم که عبدالکریمی رویکرد سوبژکتیویستی دکارتی-کانتی را نمی‌‌پذیرد و هم‌‌زمان رویکرد متافیزیکی ارسطویی که در سنت فقهی و تئولوژیک حوزوی مأوا گزیده است را نیز الکن می‌‌داند، آنگاه باید پرسید راه‌‌حل عبدالکریمی چیست؟ پیش از اینکه به این پرسش پاسخ دهیم، اجازه دهید پرسشی دیگر مطرح کنیم و آن این است که چرا عبدالکریمی با رویکرد «سطح دوم» که پیش‌‌تر بیان کردیم مخالف است؟ به عبارت دیگر، اگر رویکرد سیاسی و تقلیل عقل مدرن به مباحث سوسیولوژیکال مردود است، چرا او استخدام مبانی دکارتی-کانتی در بازسازی عقلانیت اسلامی را مردود می‌‌داند و هم بازسازی اجتماعی فقهی-تئوریک را به عنوان مواجهه فقه‌‌الاصغر اسلامی-شیعی در مقابله با فقه‌‌الاکبر متافیزیک و مدرنیته غربی محتوم به شکست می‌‌داند؟ زیرا عبدالکریمی به شدت بر این مهم پای می‌‌فشارد که هر دو رویکرد به سکولاریزه شدن «امر دینی» منجر خواهد شد و تنها راه عبور از سکولاریسم مواجهه حکمی و مواجهه اصیل فسلفی است.
البته در اینجا باید با نکته‌‌ای اشاره کنیم و آن این است که عبدالکریمی در گفتمان خویش از مفاهیمی استفاده می‌‌کند که در قاموس فلسفه او دارای معنایی متفاوت از چیزی است که ممکن است دیگر متفکران از آن استفاده کنند و به همین دلیل برخی از مفاهیم کلیدی عبدالکریمی نیاز به مفهوم‌‌سازی دارد، که خود او آنها را به دقت پرداخته است، ولی چون در یک‌‌جا متمرکز نیست، ممکن است خواننده را به اشتباه بیندازد. به عنوان مثال، عبدالکریمی سخن از «دریافت دینی» می‌‌گوید و استدلالش این است که این «حیات دینی» مبتنی بر نوعی تجربه و تفکر دینی است که شالوده «امر دینی» را تشکیل می‌‌دهد و این «امر دینی» هم با عقلانیت صوری-انتزاعی و تجریدی متافیزیکی و هم در شکل ارسطوگرایی سنت‌‌گرایان اشعری‌‌مسلک و هم در شکل تفکر سوبژکتیویستی دکارتی-کانتی و هم در شکل ظهوریافته آن در گفتمان معاصر نواعتزال‌‌گرایان متفاوت است و هر نوع تحمیل عقلانیت متافیزیکی به تفکر دینی نتیجه‌‌ای جز از کف رفتن معرفت قدسی و مرگ حیات دینی نخواهد داشت. به سخن دیگر، فهم عبدالکریمی از «امر دینی» از سنخ نظریه‌‌پردازی‌‌های علمی و متافیزیکی نیست بلکه مبتنی بر نوعی «زندگی باطنی و فعالانه» است. شاید برخی استدلال کنند که اگر امر دینی مبتنی بر «رویکرد نظرورزانه» نیست و با «رویکرد علمی» هم متفاوت است و اساسا نوعی «رویکرد باطنی» است، آنگاه باید پرسید در نگاه عبدالکریمی «دین» چیست؟ او بارها در کتاب «پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر» به این موضوع اشاره می‌‌کند که تعریف دین ساده نیست، زیرا تمامی تعاریفی که ما در دست داریم “paradigm-bound” هستند و در بسیاری از گفتگوهای فلسفی و نظری ما دچار نوعی مغالطه «مشترک لفظی پارادایم» هستیم که در رویکردهای مطالعاتی ما، نتایج اسف‌‌باری را برای فهم ما رقم زده است. اما پرسش کماکان باقی است و آن این است که در نگاه عبدالکریمی دین به چه معناست؟ در فصل سوم کتاب «پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر»، بخشی با عنوان «دین چیست، تئولوژی کدام؟» وجود دارد که در این بخش عبدالکریمی اشاراتی نغز به فهم خویش از دین و امر دینی دارد. او می‌‌گوید امر دینی حاصل فراروی از خویشتن است و این فراروی تنها در زمانی رخ خواهد داد که ما بدانیم متعلق اصلی امر دینی چیست. به سخن دیگر، در نگاه عبدالکریمی متعلق اصلی امر دینی، راز بزرگ هستی است و دین یعنی دعوت به اندیشیدن و زیستن در این راستا. به عبارت دیگر، در نگاه عبدالکریمی هر دو رویکرد متافیزیکی و علمی مردود شمرده می‌‌گردد، امر دینی و تفکر دینی جایگاهی دیگر دارد که در زبان خود او به صورت ذیل بیان می‌‌گردد:
«از ژرفنای هستی ندایی خاموش ما را به اندیشیدن فرا می‌‌خواند. زندگی دین‌‌ورزانه لبیک گفتن به این نداست. امر دینی حاصل غوطه‌‌ور شدن در راز بزرگ هستی است، بی‌‌آنکه بتوان بر آن چیره شد. راز ما، برخلاف پاسخ مسائل متداول و عادی، هرگز پاسخ نهایی خویش را در معنای پاسخی کلی، قطعی، یقینی، ضروری و الزام‌‌آور نمی‌‌یابند. تبیین هستی، یعنی همان هستی فی‌‌نفسه بزرگترین و یگانه‌‌ترین راز جهان است. امر دینی ما را به شناوری در این راز فرا می‌‌خواند. اما به نظر من هنوز مفهوم امر دینی در نگاه عبدالکریمی مشخص نشده است و کماکان این مفهوم نیاز به کنکاش عمیق‌‌تری دارد تا ما درک کنیم مقصود عبدالکریمی از تمایز رویکرد خویش به دین از دیگر نحله‌‌های معاصر (چه در ایران و چه در جهان) چیست. شاید یک روش سودمند این باشد که متن را به استنطاق بکشیم و کندوکاوی در این موضوع انجام دهیم که اگر عبدالکریمی پرسش از «امکان امر دینی» در عالم معاصر می‌‌کند شاید در پس مفروضات فلسفه او ایده «مرگ امر دینی» نهفته است و اگر چنین است فهم او از مرگ امر دینی چیست و او این مفهوم را چگونه فهمیده است. پیش از اینکه به این پرسش پاسخ دهیم، اجازه دهید این پرسش را مطرح کنم که آیا عبدالکریمی مفهوم «امر دینی» را تحدید معنایی کرده است یا خیر؟ در فصل سوم با عنوان «پایان گشودگی به ساحت قدس در جهان کنونی»، عبدالکریمی از سیطره نیهیلیسم سخن به میان می‌‌آورد و استدلال می‌‌کند که برای رهایی از نیهیلیسم که زاده تفکر متافیزیکی و تئولوژیک جزم‌‌اندیشانه در تاریخ تفکر بشر است، راهی جز بازگشت به تفکر اصیل نیست و در تفکر عبدالکریمی چارچوب این تفکر اصیل این است که به سبک و سیاق انتولوژیک، وجود را ارزیابی کرده، اصول و مبانی پیشین ارزشیابی را که از متن مدعیات متافیزیکی و تئولوژیک جزم‌‌اندیشانه برآمده‌‌اند، نفی و خود را در پرتو ظهور و انکشاف پرتو تازه‌ای از هستی قرار دهیم. اما پرسش کماکان باقی‌‌ است و آن این است که وقتی او سخن از امر دینی می‌‌زند، دقیقا مرادش چیست؟ امر دینی در تعریف عبدالکریمی احیای خلافت اسلامی یا حکومت دینی یا تاسیس سیاست دینی نیست بلکه همان‌‌گونه که اشاره شد «دین» یک مشترک لفظی است که باید از این اشتراک لفظی عبور کرد و در پارادایم عبدالکریمی مفهوم «امر دینی» را بازجست. زیرا در نگاه او امر دینی نه در ذیل ساحت عقلانیت متافیزیکی قابل درک است و نه در ذیل ساحت تفکر تئولوژیک که در طی ۲۵ قرن اخیر به انحای گوناگون «امر دینی» را متعلق ذهن خویش قرار داده‌‌اند و آن را تبدیل و تقلیل به تفکر معنوی، گزاره‌‌محور، سرد و فسرده متافیزیکی کرده‌‌اند. در حالی‌که «امر دینی» در فهم عبدالکریمی اشاره به «هستی احاطه‌‌کننده» دارد که تجربه آن منجر به «گشودگی به ساحت قدس» را ایجاد می‌کند و این «گشودگی به ساحت قدس» در قاموس فلسفه عبدالکریمی یعنی «امر دینی» و هنگامی که او سخن از امکان امر دینی در عالم معاصر می‌‌زند، دقیقا به امکان گشودگی به ساحت قدس دارد و بحث او نه ناظر به ساحت پولیتیکال است و نه معطوف به ساحت تئولوژیکال یا راجع به بعد ایدئولوژیک بلکه معطوف به ساحت انتولوژیک است و در این ساحت است که او سخن از «مرگ امر دینی» می‌‌کند. حال باز‌‌گردیم به پرسش پیشین که مقصود عبدالکریمی از «مرگ امر دینی» چیست؟ اگر فهم او در افق انتولوژیک از دین است، پس در آن ساحت سخن‌‌گفتن از مرگ امر دینی به چه معناست.
این یکی از پرسش‌‌های بنیادین در گفتمان بیژن عبدالکریمی است که تا حدودی در «ما و جهان نیچه‌‌ای» به ابعادی از مسئله پایان متافیزیک در چارچوب رویکرد نیچه‌‌ای به آن پرداخته بود و در روایت خویش از «پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر» به پیامدهای جهان نیچه ای و «پایان گشودگی به ساحت قدس در عالم کنونی» پرداخته است. به سخن دیگر، عبدالکریمی هنگامی که از «مرگ امر دینی» سخن می‌‌گوید، تلاش می‌‌کند زیست دینی را در چهار ساحت معرفی کند و سپس پرسش از «امکان امر دینی» در نسبت با این چهار نحوه بودن دست با تأمل بزند و مرگ امر دینی را در نوع چهارم مورد کنکاش معنوی قرار دهد.

1540161192 730 عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است - عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است
در نگاه عبدالکریمی، دین و زیست دینی یکی از ساحات بنیادین در فرهنگ و تمدن بشری بوده است. اما تحولات دوران معاصر و ظهور «سوبژکتیویسم متافیزیکی و سکولاریسم و نیهیلیسم حاصل از آن که به آخرین مرزهای بسط خویش رسیده است مسئله امر دینی را به عنوان یک مسئله پیش روی ما قرار داده است. اما بحث اینجاست که موضوع «مرگ امر دینی» در کدام مدل در نزد عبدالکریمی مورد کنکاش معنوی قرار گرفته است؟
همان گونه که پیشتر اشاره کردیم، او سخن از چهار رویکرد در نسبت با «زیست دینی» می‌‌گوید که به شرح ذیل است: زیست دینی نه در معنای اعتقاد به سبک نظام تئولوژیک؛ زیست دینی نه به منزله بخشی از فرهنگ، میراث تاریخی و مولفه‌‌‌ای از مجعولیت و رویدادگی اجتماعی؛ زیست دینی نه به مثابه ابژه‌‌‌‌ای پژوهشی؛ بلکه زیست دینی در معنای «گشودگی به ساحت قدس» و «قیام و مأوا گزیدن در ساحت الوهیت». به عبارت دیگر، مسئله «مرگ امر دینی» و «امکان امر دینی» در نسبت با موضوع گشودگی به ساحت قدس در روایت عبدالکریمی مطرح است و این تمایز بین مراتب مختلف امر زیست دینی باید مورد دقت کافی قرار بگیرد، و الا ما دچار خلط مبحث خواهیم شد. حال پرسش اینجاست که زیستن و مأوا گزیدن در ساحت قدس به چه معناست؟ عبدالکریمی می‌‌گوید: «مأواگزیدن در ساحت قدس مبتنی بر … رازآلودگی جهان، عدم تلقی سوبژکتیو از سرشت انسان و جهان و باور به امکان نیل انسان به فراسوی آگاهی و گشودگی آدمی به ساحت قدس … است.
اما عبدالکریمی معتقد است «مأواگزیدن در ساحت قدس» صرفا امری فردی و حاصل انتخاب و احوالات اگزیستانسیال فرد نیست بلکه «تا حدود زیادی … متکی به عالمیت تاریخی، افق فرهنگی و چارچوب معنایی ای است که ادیان … در آنها قوام یافته و .. عرضه گردیده‌‌اند» ولی در عالم معاصر «عالمیت عالم دگرگون شده و … رازآلوی جهان به واسطه سیطره عقلانیت متافیزیکی، علمی و تکنولوژیک رخت بربسته است» و موجب گردیده که «زیست جهان دینی و معنوی در روزگار کنونی … به نحو بنیادین به عالمی سکولار تبدیل شده است» و این بدین معناست که «تا زمانی که امر معنوی در فضایی سوبژکتیویستی و حاصل صرف تجربه زیسته بشری، فارغ از امکان ظهور و تجلی امر قدسی تفسیر شود، باید از مرگ و پایان یافتن امر دینی سخن گفت. به سخن دیگر … منظور از پایان و مرگ امر دینی قبل از هر چیز بدوا تبدیل حیات زنده دینی و معنوی در تاریخ خویش به یک نظام تئولوژیک، یعنی مجموعه‌ای از گزاره‌‌های بی‌‌روح و بدون پشتوانه تجربیات اصیل زیسته وجودی و پاره‌‌ای اعتقادات و باورهای نهادینه‌‌شده تاریخی و در مرحله بعد تبدیل نظام‌‌های تئولوژیک به بخشی از فرهنگ مرده و فاقد اثرگذاری اصیل و سپس تبدیل‌‌شدن به یک ابژه‌‌ پژوهشی در نظام‌‌های مدرسی و اسکولاستیکی در دوران مدرن و تحت تأثیر مدرنیته و در واکنش به آن، به ایدئولوژی‌‌هایی سیاسی و اجتماعی اما کاملا تهی‌‌شده از درون‌مایه‌‌ دینی و معنوی است که خود ظهور و بسطی از خودبنیادی و نیهیلیسم روزگار ماست».
حال پس از این مقدمه کوتاه، اجازه دهید به پروژه محوری عبدالکریمی بازگردم: امکان تفکر معنوی در جهان تحت سیطره عقل مدرن بالذات سکولار در ابتدای بحث خویش اشاره کوتاهی به پروژه محوری عبدالکریمی داشتم که عنوانش «امکان تفکر معنوی در جهان تحت سیطره عقل مدرن بالذات سکولار» است. به سخن دیگر، نظریه پایان امر دینی «دقیقا به معنای پایان زیستن براساس فرهنگ و آداب و شعائر دینی یا پایان اعتقاد به برخی باورهای تئولوژیک نیست و حتی این نظریه این احتمال را نیز رد نمی‌‌کند که چه بسا در آینده حیات اصیل دینی دوباره‌‌ای ظهور یابد. از قضا وجود اشکال و صوری از زیست به ظاهر دینی در جهان کنونی که فقط مبطل نظریه مرگ امر معنوی نیستند، بلکه خود موید آن هستند. واقعیت این است که متون مقدس، امر دینی و حیات معنوی قدرت خود را در به منصه ظهور رساندن امر قدسی در حیات ما از دست داده‌‌اند.

1540161194 538 عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است - عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است
به عبارت دیگر، عبدالکریمی در جستحجوی راهی است برای گذار از امر سوبژکتیو و رسیدن به «حقیقت استعلایی و قدسی» … و مأواگزیدن در ساحت قدس امری مشدد، معنادار و جان‌‌بخش … که با این گذر بتوان به … حیات دینی جانی حقیقی و سرزندگی‌‌ای اصل بخشید زیرا بدون این گذر، که سوبژکتیویسم جدید آن را از اساس غیرممکن می‌‌انگارد، امر دینی در بهترین شکل خود به برابرایستاهایی تبدیل می‌‌شود که سوبژه‌‌ها معانی ذهنی و روانشناسی خویش را بدان‌‌ها می‌‌بخشند و بدین وجه این امر دینی و معنوی به عنوان تجلیات معنادار تجربه‌‌های زیسته متعلق به خود سوبژه دیندار، یعنی به منزله اموری ذهنی و سکولار تلقی می‌‌شوند.
به سخن دیگر، عبدالکریمی نه به دنبال خوانشی سنتی از دین است و نه تن به قرائت دکارتی-کانتی از دین می‌‌دهد بلکه به دنبال خوانشی رادیکال در چارچوبی انتولوژیک از دین است. پرسشی که در مواجهه با پروژه عبدالکریمی پیش می‌‌آید مسئله «سیطره عقل مدرن» کماهو مدرن نیست بلکه موضوع «بالذات سکولار» است که من را وامی‌‌دارد تا در باب نظریه پایان امر دینی و مرگ حیات معنوی در نسبت با آینده دین، متون مقدس و حیات وحیانی به کنکاشی مفهومی بپردازم. به عبارت دیگر، مقصود عبدالکریمی از «امر سکولار» چیست؟ آیا او در این اثر سترگ خویش این کلمه را مفهوم‌‌سازی کرده است یا نوعی آشوب معنوی در این مورد در آثار او دیده می‌‌شود، ولو فرض این آشوب معنوی هم مسجل شد، آیا از منظر تئوریک و در چارچوب نظریه عبدالکریمی تأثیری خواهد داشت یا خیر؟
در هیچ‌‌کدام از آثار منتشره عبدالکریمی اشاره‌ای سیستماتیک به مفهوم «سکولار» و برساخت این واژه در فلسفه او نشده است و عبدالکریمی هم مانند بسیاری از اندیشمندان معاصر ایران و جهان اسلام این واژه را در همان سبک و سیاق یوروسنتریک آن به کار برده است، ولی در روایت عبدالکریمی از «پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر» اشارات بسیاری به این مفهوم و مترادفات آن شده است که به ما امکان این را می‌‌دهد که تصویری از این واژه و مفهوم در ذهن و روایت عبدالکریمی را ترسیم کنیم. به عنوان مثال، فصلی تحت عنوان «وجه تاریخی و فراتاریخی در متون مقدس» وجود دارد که عبدالکریمی به مسئله «وجه انسانی دین و متون مقدس» می‌‌پردازد و می‌‌گوید: «بی‌‌تردید، این بیان که ادیان و متون مقدس اموری انسانی هستند برای بسیاری از دینداران عوام و مومنان نامتفکر به متون مقدس عبارتی بسیار مناقشه‌‌آمیز و برخاسته از نگرش غیردینی و سکولار می‌‌نماید».
به سخن دیگر، مفهوم سکولار در کنار مفهوم «غیر دینی» قرار گرفته است و این معنا را استیفا می‌‌کند که در نگاه عبدالکریمی «امر سکولار» مترادف با مفهوم «غیردینی» است. در جایی دیگر عبدالکریمی وقتی در باب اعتبار وجه انسانی ادیان و متون مقدس بحث می‌‌کند، به نکته‌‌ای در مورد سرشت بشری و تاریخی متون مقدس اشاره می‌‌کند، ولی می‌‌گوید این «نه به معنای ناسوتی و سکولاریزه کردن آنها» بلکه به معنای درک امر تاریخی است، اما نکته جالب در این فراز مساوی قراردادن «امر ناسوتی» و «امر سکولار» است که این حس را به مخاطب القا می‌‌کند که سکولار امری «نادینی» است. البته برای فهم سکولار در دستگاه فکری عبدالکریمی ما نیازمند مطالعه دقیق این مفهوم در سازه فلسفی او هستیم، زیرا عبدالکریمی نه تنها «سکولار» را امری غیردینی تعبیر می‌‌کند بلکه آن را مترادف با مفهوم «امر عرفی» نیز می‌‌گیرد. به عنوان مثال عبدالکریمی در نقد نظریه عبدالکریم سروش (نظریه رویاهای رسولانه) مدعی است که صاحب نظریه رویاهای رسولانه «… در جهت‌‌گیری نظری‌‌شانثنوی دچار تذبذب هستند مخاطب و مخبر نیست. چنان نیست که مخاطب آواهایی قرار گرفته باشد و در گوش باطنش سخنانی را خوانده باشند و فرمان به ابلاغ آن داده باشند … به او نگفته‌‌اند برو و به مردم بگو خدا یکی است. خطابی و مخاطبی و اخباری و مخبری و متکلمی و کلامی در کار نیست … آن سری نیست بلکه این سری است!. تا اینجا کاملا روشن است نظریه خواهان «عرفی و بشری ساختن» مقولات وحی و متون مقدس است.
به سخن دیگر، عبدالکریمی نقدش به نظریه رویاهای رسولانه سروش این است که این نظریه موجب «عرفی شدن» وحی می‌‌گردد و در این بستر عبدالکریمی عرفی شدن را مترادف با «بشری شدن» می‌‌انگارد و سپس در نقد سروش می گوید سروش «… براساس ثنویت نومن و فنومن کانتی … برای نومن و ذات دین قائل به حقیقتی قدسی بودند که در بستر فهم مومنان به امر انسانی، تاریخی و لذا عرفی و سکولار تبدیل می‌‌شود».
به عبارت دیگر، عبدالکریمی در نقد خویش از سروش به این نتیجه می‌‌رسد که نه تنها سروش وحی را به امری سکولار تبدیل کرده است، بلکه خود عبدالکریمی نیز در نقد سروش و برای عبور از پروژه سروش به این فهم گردن می‌‌نهد که «امر سکولار» مترادف با «امر عرفی» است و این امر عرفی در مواجهه با متن مقدس براساس شاکله فهم عرفی، موجب خلط مرزهای بین امر مقدس و امر نامقدس می‌‌گردد. به معنای ساده در نگاه عبدالکریمی امر عرفی معنای دیگرش «نامقدس» است که نتیجه بسط این امر عرفی مترادف با «بسط سکولاریسم روزگار ما است.»
آیا مترادف پنداشتن امر سکولار و امر عرفی و گردن‌‌نهادن به تمایز دو ساحت «امر مقدس» و «امر سکولار» و سپس امر عرفی را مساوی با «امر نامقدس» انگاشتن صرفا یک بحث لغوی است یا در پس این آشوب معنوی نوعی کاتولیزه‌‌شدن جهان‌‌بینی اسلامی نهفته است؟ اجازه دهید با ارجاع به متن عبدالکریمی شاهد مثالی بیاورم. در فصل دوم «متون مقدس در جهان معاصر» او به نکته مهمی در باب وجه انسانی دین اشاره می‌‌کند و می‌‌گوید دین «به طور کلی و متن مقدس به طور خاص در نسبت با انسان معنا دارد. به همین اعتبار می‌‌توان گفت ادیان و متون مقدس اموری انسانی هستند».
اما بلافاصله به نکته ای دیگر اشاره می‌کند و می‌گوید این بیان برای بسیاری از دین‌داران عوام و مومنان نامتفکر مناقشه‌‌آمیز و برخاسته از نگرشی غیردینی و سکولار می‌‌نماید. به سخن دیگر در نگاه عبدالکریمی مفهوم سکولار مترادف با مفهوم غیردینی است، ولی نکته اصلی این است که مفهوم سکولار مساوی با غیردینی نیست بلکه این مفهوم در سنت کاتولیکی و مسیحیت یک مفهوم کاملا دینی است و این نکته‌‌ای است که عبدالکریمی از آن کاملا غفلت کرده است. البته این غفلت معنوی تنها به این موضوع ختم نمی‌‌شود بلکه با مترادف قرار دادن امر سکولار با امر عرفی و هردوی آنها را به نیهیلیسم گره زدن مشکلات عدیده دیگری نیز به وجود خواهد آمد که نیازمند بازنگری جدی هستند. به عبارت دیگر، عبدالکریمی برای عبور از تنگناهای نظری نظریه نواعتزال‌‌گرایان و نواشعری‌‌گرایان و سوبژکتیویسم دکارتی-کانتی به بصیرت‌‌های بنیادی دست می‌‌یابد و مشخصا در برابر پروژه سروش به این موضوع اشاره می‌‌‌‌کند که «سروش ناگزیرند یا به نتایج و لوازم سکولاریسم و نیهیلیسم مستتر و پنهان در اندیشه‌‌های خود تن دهند یا آنکه وصف تاریخی بودن را صرفا به نبی و متن مقدس محدود نکرده، این وصل را بر همه متون و همه تاریخ تفکر بشری از جمله بر خوانش خودشان از متان مقدس و نیز بر متافیزیک غربی و عقلانیت جدید جاری بدانند. در این صورت سروش ناگزیرند به شیفتی پارادایمی از سوبژه غیرتاریخی دکارتی-کانتی به سوی سوبژه تاریخی هگلی-هایدگری، و نقد رادیکال و بنیادین نظام اپیستیک غیرتاریخی خود و تلاش به منظور نیل به یک نظام معرفی تازه تن دهند… که امکان گشودگی انسان تاریخی به حقیقی استعلایی، قدسی و فراتاریخی نه در عالم رویا بلکه در ساحتی فراسوی رابطه سوبژه-ابژه سخن بگویند».

1540161198 47 عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است - عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است
اما نکته‌‌ای که به نظر من قابل نقد است این است که با دستگاه معنوی عبدالکریمی ما می‌‌توانیم از سروش و سوژه دکارتی-کانتی عبور کنیم، ولی به دام معنوی عمیق‌‌تری نیز گرفتار می‌‌آییم که من از آن به عنوان «کاتولیزه شدن تفکر شیعی-ایرانی» یاد می‌‌کنم. عبدالکریمی در نقد «بینش فقاهتی» می‌گوید:
«در واقع تفکر و حیات دینی حاصل نوعی دیالکتیک میان امر فراتاریخ با امر تاریخی است. این سخن به این معناست که اگر این نسبیت وجودی آدمی با امر فراتاریخ و امر قدسی نباشد، همه امور صوری و ظاهری پادرهواست. اگر در فقه و حقوقی که به نام فقه و حقوق دینی و اسلامی عرضه می شود این نسبت احساس نشود، این فقه، علی‌رغم ظاهر مقدسش مقدس نیست و امری سکولار است.
به سخن دیگر، عبدالکریمی تلاش می‌‌کند نگاه فقاهتی را نقد کرده و برای این مهم از دوگانه «امر قدسی» و «امر سکولار» استفاده می‌‌‌کند و «امر سکولار» را در سبک و سیاقی به کار می‌‌برد که گویا مترادف با امری «نا-دین و ضددین است». در حالی که دوگانه امر قدسی و امر سکولار برآمده از الهیات مسیحی است و در دستگاه معنوی الهیات کاتولیکی امر سکولار مترادف با نادین و ضد دین نیست، بلکه بخشی از ساحت دینی است که اگر به درستی درک نشود منجر به کژفهمی می‌‌گردد که نیاز به واکاوی جدی دارد.
اولین نقد جدی که می‌توان به روایت عبدالکریمی از «امر دینی» وارد کرد، این است که او مفهوم «سکولار» را در سیاقی غیردینی، ضددینی، نادینی و ضد مذهبی به کار می‌‌برد، ولی همان‌گونه که خود او در نقد عبدالکریم سروش به درستی اعلام می‌‌کند که مفاهیم در افق و بستر تاریخی و در چارچوب عالمیتی کلان قابل فهم هستند و نمی‌توان مفاهیم را در قالب لکسیکاللی تفسیر و ترجمه کرد. به سخن دیگر، سکولار در زیست‌‌جهان ایرانی که متاثر از عالمیت اسلامی است به چه معناست. آیا می‌توان در تفسیر زیست‌‌جهان ایرانی از مفهوم سکولار استفاده کرد و اگر پاسخ به این پرسش ایجابی است، آنگاه باید فهمید این مفهوم چه «میدان معنایی» دارد؟ اگر ما برای تفسیر عالمیت اسلامی در بستر ایران، چشم‌‌انداز مسیحیت کاتولیک و میدان معنایی الهیات مسیحی را معیار قرار دهیم، آنگاه می‌توان گفت که در چارچوب الهبات مسیحی، هستی به دو ساحت سالکرال/اسپیریتوال و سکولار/پروفین یا قدسی/روحانی و سکولار/غیرروحانی تقسیم می‌‌شود. من عامدا معادل سکولار را به فارسی «عرفی» ترجمه نکرده‌‌ام، چرا که این ترجمه صرفا از نظر لغوی نادرست نیست بلکه پیامدهای معرفتی و وجودشناختی و الهیاتی نیز داشته است که نیاز به بحث بیشتری دارد. حال، اگر هستی به دو ساحت روحانی و سکولار تقسیم شود، معیار این تفکیک چیست؟ آیا این بدین معناست که از منظر الهیات مسیحی امر سکولار مترادف با امر غیردینی و امر نادینی است یا این مفهوم درچارچوب الهیات مسیحی و جهان‌‌بینی کاتولیکی بار معنایی دینی دارد؟ هنگامی که از منظر الهیات مسیحی به جهان و کل مافیها می‌‌نگریم، عیسی مسیح محور حیات بشری است که در راه رهایی و فلاح با پیروی از مسیح و وقف زندگی خویش در راه او امکان‌‌پذیر است و پس از غیبت مسیح، کلیسا به مثابه «corpus christ» پیکر مسیح، تنها دلیل مومنین است و بدن باید خود را وقف کلیسا (بدن مسیح) بکند. اما ابناء بشر همگی از منظر وسع وجودی، در یک مستوی قرار ندارد و به دلیل ضعف وجودی نمی‌توانند خود را وقف مسیح (و پیکر مسیح که کلیسا باشد) کنند. در اینجا سلسله مراتبی ایجاد می‌‌شود که در بالاترین درجه آن پاپ (Pop)، سپس کاردینال‌‌ها (Cardinals)، اسقف‌‌ها (Bishops)، کشیش‌‌ها (Priests)، شماس‌‌ها (Deacon)و سرآخر غیرروحانیون کاتولیک (Laity) قرار می‌گیرند. به سخن دیگر، پیکر مسیح از شش جزء تشکیل شده است که در بالاترین جایگاه آن پاپ قرار می‌گیرد که لقب پونیتیف (Ponitiff) نیز دارد و معنای این کلمه این است که پاپ واسطه فیض به عالم روحانی و عالم جسمانی است و تماما خود را وقف کلیسا کرده است. ولی در این میان کسانی هم هستند که مومن به پیام مسیح هستند، ولی نمی‌‌توانند خود را کاملا وقف پیکر مسیح کنند، ولی در داخل کلیسا قرار دارند و نام این گروه عظیم مسیحی «لائیک» است و لائیک‌‌ها کافر نیستند، زیرا برای مفهوم کافر، واژه دیگری وجود دارد و آن کلمه «پاگان(Pagan)» است. نکته‌‌ای که در اینجا باید به آن توجه کرد این است که کلیسا خود یک اجتماع است، ولی جامعه مومنین است که در آن سلسله مراتبی وجود دارد و تاریخ غرب حداقل ۱۸۰۰ سال با این الهیات مفهوم‌‌سازی و مفصل‌‌بندی شده است که بی توجهی به این موضوع پیامدهای معنوی زیان‌‌باری برای جامعه ایرانی در تمامی ساحات داشته است. یکی از مهمترین کژفهمی‌‌ها این است که لائیک را در ایران به عنوان «ضددین» ترجمه کرده‌اند، در حالی که لائیک در بستر کلیسای مسیحی و در چارچوب الهیات کاتولیکی به هیچ وجه ضددین نبوده‌‌است، بلکه انسان لائیک کسی است که نتوانسته کامل خود را وقف پیکر مسیح کند، ولی باور مسیحی دارد و در عمل پیرو تعالیم مسیحیت بوده است. بنابراین تفاوت یک لائیک با یک کاردینال یا یک کشیش چیست؟ یکی از مهمترین تفاوت‌ها این است که فرد لائیک «Clergy» – یعنی کسی که به طبقه روحانیان تعلق داشته باشد و ممارست کند- نیست و در نتیجه به حوزه روزمره توجه می کند و ازدواج می‌‌کند و به جای پیوند قدسی با پیکر مسیح، تن به پیوند زمینی می‌‌دهد و همسر می‌‌گزیند. به سخن دیگر، تجرد اختیار نکردن و راضی به پیوند زناشویی‌‌شدن فرد را به نازل‌ترین درجه در کلیسا (یعنی جامعه مومنین مسیحی) تنزل می‌‌دهد و او را یک مسیحی غیرروحانی و لائیک می‌‌کند و عملی که او انجام می‌‌دهد (مثلا زناشویی) یک عمل روحانی نیست. پس نام عمل یک فرد لائیک از منظر الهیات کاتولیکی چیست؟
در چارچوب الهیات مسیحی این عمل که روحانی نیست ولی دینی است سکولار نامیده می‌‌شود و افرادی که تن به کارهای سکولار همچون ازدواج و تجارت و زادو ولد و کسب‌‌وکار و جنگ و دفاع می‌دهند، آنها لائیک محسوب می‌شوند. حال اگر از منظر الهیات مسیحی کاتولیک به جهان بنگریم و از آن جغرافیای معنوی به اسلام نظر کنیم و محمد(ص) (پیامبری که برای مسلمانان نقطه عطف محسوب می‌شود) را به عنوان یک پدیده بخواهیم در دستگاه معنوی الهیات مسیحی مفصل‌‌بندی معنوی کنیم، آنگاه اسلام را باید یک دین سکولار بدانیم و مسلمانان را لائیک بدانیم. زیرا در نگاه مسیحی، کسی که تن به ازدواج بدهد و زادو ولد کند و اهتمام به امور دینی داشته باشد و دست به کسب و کار و تجارت بزند، او مشغول به اعمال روحانی نیست، بلکه او وجود خود را به کارهایی وقف کرده است که از آن منظر سکولار نامیده می‌شود و جامعه مسلمین از نگاه الهیات مسیحی یک جامعه لائیک است، ولی یک ان‌‌قلت هم باید به آن اضافه کرد و آن این است که در نگاه مسیحیان اولیه که با اسلام و تعالیم محمد(ص) روبرو شدند، آن را یک بدعت خطاب کردند زیرا در نگاه محمد(ص) سلسله مراتب کاتولیکی به رسمیت شناخته نمی‌‌شود و این خود باعث شد که آن را ابتدا یک بدعت مسیحی و سپس ضدمسیحی و در آخر کفر در نظر بگیرند. به تعبیر رساتر، پرسش اینجاست که ما بر چه مبنایی زیست‌‌جهان اسلامی را باید از منظر مسیحیت مورد مطالعه قرار دهیم؟ ممکن است بیژن عبدالکریمی بگوید که من این مفهوم سکولار را در معنای الهیاتی مسیحیان انتخاب نکرده‌‌ام بلکه به عنوان یک واژه دخیل در ادبیات فارسی که متداول هم شده است برگزیده‌‌ام و مقصودم از این واژه معانی‌‌ای نیست که شما به آن الصاق کرده‌‌اید و برای دوری از هرگونه سوءبرداشت همان مفهوم فارسی معادل آن را که امروزه رایج هم شده است استفاده می‌‌کنم، یعنی مفهوم «امر عرفی» و «عرفی». اما این پاسخ احتمالی دارای دو اشکال عمده است که بی توجهی به آن و عدم التفات به میدان معنایی مفاهیم هم آشفتگی‌های معنوی ایجاد کرده است و هم پیامدهای سخت و فاجعه‌آور تمدنی، فرهنگی، دینی، سیاسی و اجتماعی برای زیست‌‌جهان ایرانی داشته است. اشکال نخست این است که مفاهیم «معصوم» (یا عاری از مفروضات پشت صحنه) نیستند بلکه همانگونه که عبدالکریمی در نقد سروش می گوید مفاهیم سیاقمند و عالمیت محور هستند و نمی‌‌توان مفاهیم را به مثابه ابزاری و بدون توجه به مفروضات ضمنی و بستر و افق تاریخی که در آن پدیدار شده‌اند، به صورت لکسیکال استعمال کرد. به بیان ساده‌‌تر، همان نقدی که عبدالکریمی به سروش و جریان نواعتزال‌‌گرایی در باب صورت و ماده بیان می‌‌کند دقیقا به اعتبار دیگری در نسبت با مفهوم «سکولار» ساده است. به سخن دیگر، عبدالکریمی صورت الهیات کاتولیکی را به ماده جهان‌دینی اسلام تحمیل کرده است و این رویکرد سبب کاتولیزه شدن جهان‌دینی قرآنی گردیده است ولو از منظر فلسفی مدعایش رهایی معرفت قدسی از سکولاریزه شدن باشد. اشکال دومی که به رویکرد عبدالکریمی وارد است، خلط بین دو مفهوم عرف و سکولار است. همان‌گونه که پیش‌تر اشاره کردم، سکولار مفهومی غیردینی یا ضددینی نیست، ولی عبدالکریمی مفهوم سکولار را در کنار نیهیلیسم و نادینی و ضددینی قرار می‌دهد. در حالی‌که اگر از منظر مسیحی به تاریخ تحولات اروپا بنگریم سیطره سکولاریسم به منزله چیرگی نادین یا کفر بر حق مفهومینه نشده است بلکه به معنای تغییر در هندسه معرفت دینی است که در این دگرگونی لائیک‌ها امور سکولار را به دست گرفته‌اند و روحانیون مدیریت امور اسپیریتوال را در واتیکال به عهده گرفته‌اند و این تفکیک امور در چارچوب الهیات مسیحی مسبوق به سابقه است. به عنوان مثال کلیسا، نهادهای امور سکولار دارد که به دو بخش نهادهای سکولار در نسبت با امور روحانی و نهادهای سکولار در نسبت با امور لائیک تفکیک می‌شود و مفهوم سکولار به هیچ وجه ضددین در چارچوب مسیحیت تعریف نشده است و این برداشتی است سکولار برساخت شده یک بدعت غیرتاریخی و کاملا نادرست است و از آن فاجعه‌‌بارتر این است که ما یک مفهومی را که غلط برساخت کرده‌ایم در میدان معنایی زیست‌‌جهان اسلامی به مفهوم دیگری ارجاع می‌‌دهیم که آن مفهوم اساسا کارکرد رهایی‌‌بخش و راه گشاینده در تفکر اسلامی و زیست‌‌جهان ایرانی داشته است، ولی به دلیل عدم اتخاذ موضع نظری صحیح تبدیل به ضدخود شده است و آن مفهوم عرف و برساخت معاصر آن یعنی امر عرفی است که معادل با امر سکولار شده است.
در تفکر و سنت اسلامی و در زیست جهان ایرانی عرف در کنار شرع همیشه به عنوان یکی از منابع اجتهاد شناخته شده است و برای آن قاعده‌ای برساخته بودند که با عبارت «حکم به الشرع او حکم به العرف» از آن یاد می‌‌کردند. به سخن دیگر، عرف به معنای فهم متعارف یکی از ساحات عقل در کنار کتاب و سنت و اجماع قرار می‌‌داشت و خود این ظرفیت ایجاد فضا و قدرت انطباق به جامعه و علمای آن می داد تا بتوانند خوشه‌چین معارف و دانش‌های بشری در صور گوناگون آن باشند. حال آیا می‌توان امر سکولار دینی مسیحی را مترادف با عرف به مثابه فهم متعارف دانست؟ به نظر من عدم توجه عبدالکریمی به تمایزات میدان‌‌های معنایی بین اسلام و مسیحیت موجب شده است که او تجربه تاریخی کاتولیکی را به صورت ضمنی موضع نظری خویش قرار دهد و از آن منظر دست به تئوریزه کردن زیست‌‌جهان ایرانی بزند و به عالمیت جهان اسلامی توجه نکند. شواهد بی‌‌شماری در متن عبدالکریمی موجود است که نشان از نوعی اولویت نظریه عبری-مسیحی بر جهان‌دینی اسلامی دارد. به عنوان مثال در متن اثر سترگ «پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر» عبدالکریمی دائما سخن از سنت عبری-یهودی به میان می‌‌آورد، ولی پرسش اینجاست که آیا سنت اسلامی ذیل سنت عبری-یهودی تحدید می‌شود یا سامی-عربی؟ به عنوان مثال در جای‌‌جای روایت عبدالکریمی سخن از سنت عبری-سای-یهودی است و سنت اسلامی و رویکرد شیعی و سنت امامیه با کدامین منطق ذیل مفهوم عبری-یهودی قرار می‌گیرد؟ اگرچه او به درست نقد نواعتزال‌‌گرایی و نواشعری‌‌گرایی و رویکر سوبژکتیویستی و رویکرد دکارتی-کانتی می‌‌کند، ولی برای عبور از نیهیلیسم از مفاهیمی استفاده می‌‌کند که به گونه‌‌ای دیگر پروژه امکان تفکر معنوی او را با بن بست روبرو می‌کند. به سخن دیگر تفکیک دین به دو ساحت روحانی و سکولار به یک اعتبار تقسیم‌‌بندی کاتولیکی است، ولی هنگامی که عبدالکریمی سخن از تفکیک دین به دو ساحت قدسی و سکولار می‌‌کند، او دقیقا در قالب معنوی سوسیولوژیکال سخن می‌‌گوید که دورکیم واضع آن است و در این خوانش هستی به دو ساحت مقدست و نامقدس تقسیم می‌شود و عبدالکریمی برای فهم اسلامیت اسلام و قوام اسلام این پرسش را مطرح می‌کند که چه چیز امر دینی را از امر غیردینی جدا می‌‌کند؟ با نگاه به دو پرسش عبدالکریمی متوجه می‌شویم که او با نگاه کاتولیکی و سپس رویکردی یوروسنتریک اسلام را در قالبی عبری-یهودی مورد استنطاق قرار می دهد حال آنکه اگر او از موضع کاتولیکی و یوروسنتریکی به اسلام نمی‌‌نگریست، بلکه از موضع جهان‌بینی ترسیم‌‌شده در قرآن به اسلام می‌‌نگریست، آن‌گاه به جای مقدس و نامقدس، سکولار و روحانی از مفاهیم «غیب» و «شهادت» در سیاق قرآن و عالمیت تاریخی اسلام می‌‌پرسید و آن‌گاه امر عرفی را مترادف با نامقدس نمی‌‌انگاشت. به عبارت دیگر، غیب و شهادت مترادف با مقدس-روحانی و سکولار – نامقدس نیستند بلکه غیب مترادف با امر معقول و فرامحسوس است و شهادت هم معنی با امر محسوس است و در این نگاه ما با امر تشکیکی معرفتی و اپیستمولوژیک روبرو هستیم و این تفکیک ساحات ربطی به روحانیت یا عدم روحانیت انسان ندارد. به نظر من ما در اینجا با دو نوع جهان‌‌بینی متفاوت روبرو هستیم که اگر نقاط تمایزش را به وضح بیان نکنیم آنگاه به دلیل سیطره مدرنیته سکولار مسیحی بر زیست جهان ایرانی ما صورت الهیات مسیحی را به ماده تفکر اسلامی تحمیل خواهیم کرد.
در پایان باید به دو نکته کلیدی اشاره کنم که بعدها آنها را بیشتر توسعه خواهم داد.
اولین نکته این که عبدالکریمی به مانند بسیاری از متفکران معاصر ایران اعم از سنت گرایان یا مدرنیست ها یا روشنفکران دینی توجه ندارد که فرد لائیک یا امر لائیکی (the Laity) در سلسله مراتب مسیحیت کاتولیک ضددین نیست، بلکه مراتبی از مراتب باورمندی – بدون وقف کامل خویش به پیکر مسیح (یعنی کلیسا)- است و به زبانی آن را باید نحوه دینداری یک انسان متعلق به کلیسای جهانشمول و عام (یعنی همان مفهوم کاتولیک) است. به سخن دیگر، انسان مسیحی لائیک، لائیتسسته او نوعی نحوه بودن و شدن به معنای دینی است که بر طبق آرای سنت مسیحی کلیسای کاتولیک تعریف و نحدید شده است و به هیچ روی مفهومی ضددینی نیست، بلکه آنچه آن را به مغایرت امردینی کشانده است و از درونش (به دلیل تاثیرپذیری از تمدن و فرهنگ و دیانت اسلامی در قرون وسطی) پروتستانتیسم متولد شد، عدم رعایت سلسله مراتب کلیسایی بود و این نکته‌‌ای است که کاملا در درک مفهوم لائیک و امر سکولار در روایت عبدالکریمی معقول است. نکته دیگر که نه تنها عبدالکریمی به آن توجه نکرده است، بلکه آن را به انحاء گوناگون بازتولید کرده است، مفهوم «ناسوت» در برابر «لاهوت» است که این مفهوم و این تقابل ریشه عمیق‌تری نیز دارد و باید به انگاره‌‌های برآمده از اسرائیلیات و فضای دینی شبه جزیره عرب در بدو تولد اسلام و ورود اعراب به السلام و جدیدالمسلمان‌‌ها به حوزه تفکر اسلامی مراجعه کرد. به سخن دیگر، ما اگر میدان معنایی قرآن را ذیل سنت عبری-یهودی مورد تامل قرار ندهیم، بلکه آن را به عنوان یک متن در سبک و سیاق غیرعبری و غیریهودی بررسی کنیم، آن‌گاه در می‌‌یابیم که طبق منطق مفهومی قرآن ناسوت نمی‌‌تواند در برابر لاهوت مفهومینه گردد. زیرا ناسوت ربط وثیقی به مفهوم «ناس» (مردم) دارد و این مفهوم در برابر لاهوت یا امر الاهی قرار نمی‌‌گیرد، بلکه در امتداد امر الاهی است، ولی چرا در ادبیات دینی-اسلامی امروز ما ناخودآگاه ناسوت را دربرابر لاهوت قرار می‌دهیم و برخلاف منطق مفهومی قرآن به پدیدارها نگاه می‌کنیم و به جای استفاده از مفاهیم اپیستمیک «غیب» و «شهادت»، از مفاهیم ناسوت در برابر لاهوت و خوانش عبری-یهودی استفاده می‌‌کنیم به نظر من ربط وثیقی با غلبه خوانش عبری-یهودی بر سنت اسلامی-شیعی-حکمی دارد. برای فهم دقیقتر سیطره خوانش‌‌های عبری-یهودی-مسیحی بر مفاهیم اسلامی-قرآنی-شیعی در سنت اسلامی از مفهوم اسرائیلیات یاد می‌‌شود، ولی متاسفانه این مفهوم در ذیل انگاره‌‌های فقهی-حدیثی-روایی مفهوینه شده است در حالی‌که گستره این مفهوم و راه‌‌های برون‌‌رفت از افق اسرائیلیات نیازمند رویکردی فلسفی-پدیدارشناختی است. به عنوان مثال، عبدالکریمی در روایت خویش از امر دینی از دو سو غفلت کرده است. یکی ناسوت را در برابر لاهوت مفهومینه کرده و از سوی دیگر ناسوت را به مثابه سکولار دیده است و آن را به امری غیردینی و ضددینی و سرآخر نیهیلیستی تلقی کرده است، در حالی‌که مفاهیم و میدان معنایی این مفهوم‌‌ها اگر دقیق در چارچوب مفهومی خویش و افق تاریخی و عالمیت خود قرار نگیرند، ما را از درک درست همان دغدغه ‌ایی که عبدالکریمی برای آن از امکان امر دینی پرسش کرده است، واخواهند گذاشت. به عبارت دیگر هنگامی که عبدالکریمی به درستی در نقد عبدالکریم سروش در رابطه با «سکولار شدن مقوله وحی» ارجاع به «بینش قرآنی» می‌دهد، ولی او بینش قرآنی را ذیل مفاهیم عبری-یهودی از یک سو و مفاهیم کاتولیکی- یوروسنتریکی از سوی دیگر می‌‌خواند، در حالی‌که بینش قرآنی منطقی یا واجد منطق‌‌هایی است که در روایت عبدالکریمی از منظر مبنایی با آن فاصله زیادی دارند.
گزارش از میثم قهوه‌چیان
انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

مارکس: می‌توانستم خودم را قهرمان جهان تصور کنم اما قهرمان شدن حس بهتری است

دسته بندی: ورزشی
2 views


به گزارش خبرگزاری تسنیم، مارک مارکس، موتورسوار تیم رپسول هوندا در حالی که هنوز ۳ گرندپری تا پایان فصل ۲۰۱۸ موتوجی‌پی قهرمانی جهان باقی مانده است با فتح گرندپری ژاپن به عنوان قهرمانی زود هنگام این مسابقات رسید.

این پنجمین قهرمانی مارکس در مسابقات موتوجی‌پی بود. همچنین او با تصاحب این عنوان و با ۲۵ سال و ۲۴۶ روز سن، جوان‌ترین موتورسوار تاریخ لقب گرفت که تا کنون ۷ بار قهرمانی جهان در مسابقات مختلف (۱۲۵ سی‌سی در سال ۲۰۱۰، موتو ۲ در سال ۲۰۱۲ و ۵ موتوجی‌پی در سال‌های ۲۰۱۳، ۲۰۱۴، ۲۰۱۶، ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ ) را تجربه کرده است. تنها ۸ راننده در طول تاریخ ورزش موتورسواری به ۷ قهرمانی جهان رسیده‌اند.

مارکس در مورد قهرمانی خود گفت: حس بسیار بسیار خوبی دارم. من بعد از گرندپری آراگون می‌توانستم خودم را لحظه‌ای که قهرمان می‌شوم تصور کنم اما اینکه بخت نخست قهرمانی باشید و این عنوان را به دست آورید،‌ حس بسیار بهتری است.

او تصریح کرد: رقابت خوب و سنگینی را در طول فصل پشت سرگذاشتیم و من حریفان بسیار سریعی داشتم.

گرندپری بعدی در استرالیا برگزار می‌شود.

انتهای پیام/

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

پیاده‌روی اربعین ذهن جهان را نسبت به عاشورا حساس کرده است

دسته بندی: قرآن
2 views


گروه معارف – مسئول تشکل‌های دینی تبلیغات اسلامی بندرلنگه با بیان اینکه حیات شیعه ریشه در نهضت امام حسین(ع) دارد، گفت: پیاده‌روی اربعین ذهن جهان را نسبت به عاشورا حساس کرده است.

اربعین ذهن جهان را نسبت به عاشورا حساس کرده است - پیاده‌روی اربعین ذهن جهان را نسبت به عاشورا حساس کرده است

به گزارش ایکنا از هرمزگان، به نقل از روابط عمومی تبلیغات اسلامی، حجت‌الاسلام علی خلیفاوی مسئول تشکل‌های دینی تبلیغات اسلامی بندرلنگه در روز یکشنبه ۲۹ مهر سال جاری با بیان اینکه حیات شیعه ریشه در نهضت امام حسین(ع) دارد، اظهار کرد: حضرت سیدالشهدا(ع) به اسلام حیات دوباره داد و این حیات دوباره در روزگار و زمانه ما با برگزاری پیاده‌روی عظیم اربعین حسینی دوچندان مطرح می‌شود، به‌گونه‌ای که برای بسیاری این پرسش پیش می‌آید که جریان چیست و چرا میلیون‌ها نفر از انسان‌ها در دوره زمانی مشخصی به سمت مسیر معلومی حرکت می‌کنند.
وی افزود: این حرکت عظیم، میلیونی و صلح‌آمیز در مردم جهان این کنجکاوی را ایجاد می‌کند تا به دنبال حقیقت باشند و بدانند ماهیت چنین جریانی چیست، چرا امام حسین(ع) دست به قیام زد و به چه دلیل از جان خود گذشت؟ شناخت این عوامل سبب می‌شود تا مردم به واقعیات عاشورا پی ببرند و از هر کجا و از هر نقطه‌ای که باشند با آن ارتباط برقرار کنند، چون معارف و مبانی عاشورایی از دل فطرت انسانی برخاسته است.
حجت‌الاسلام خلیفاوی بیان کرد: بسیاری تلاش کردند که روحیه ملی‌گرایی و بسیاری از جنبه‌های به قول خودشان ناسیونالیستی را در جریان پیاده‌روی اربعین مطرح کرده و از طریق این گذرگاه شکاف ایجاد کنند و یا تأثیر این حرکت عظیم را به حداقل برسانند، اما هرگز موفق نشدند و اتفاقاً همبستگی میان دو ملت ایران و عراق و سایر مردم از کشور‌های مختلف بیشتر و بیشتر شده است.
مسئول تشکل‌های دینی تبلیغات اسلامی بندرلنگه با بیان اینکه حرکت برای امام حسین(ع) را نباید به جریان خاصی نسبت داد، گفت: این همایش یک حرکت مردمی و خودجوش و برخاسته از فرهنگ آزادگی است؛ لذا دولت‌ها نقشی در این جریان ندارند چراکه اربعین نهضتی است که از درون فطرت انسان‌ها برخاسته و هر انسان آزاده‌ای با دانستن حقیقت عاشورا، می‌کوشد به جرگه این جریان عظیم بپیوندد.
وی در پایان گفت: باید توجه داشت شعله این قیام هرگز خاموش نمی‌شود، هرچه قدر هم دشمنان و معاندان سعی در ایجاد شبهه یا سنگ‌اندازی داشته باشند بازهم این شعله خاموش نمی‌شود و اتفاقاً پرنورتر از همیشه خواهد شد، معتقدم پیاده‌روی اربعین همان شعله خاموش نشدنی است که در روزگار ما برای نشان دادن واقعیت کربلا از وجدان‌های بیدار شعله می‌گیرد.
انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

مکتب حسینی عین عدالت است

دسته بندی: قرآن
2 views


حسینی عین عدالت است - مکتب حسینی عین عدالت است

به گزارش کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ؛ حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیداحمد دارستانی شب گذشته، ۲۸ مهرماه در محفل سخنرانی حرم مطهر حضرت معصومه(س) که در شبستان بزرگ امام خمینی(ره) انجام شد، مکتب حسینی را عین عدالت توصیف کرد و گفت: زیارت با معرفت امام حسین(ع) حقیقتی است که مؤمن را به تفکر و تدبر در امور دعوت می‌کند.
سخنران آستان مقدس حضرت معصومه(س) اشک بر حضرت اباعبدالله(ع) را به دو گروه اشک ظاهری و باطنی تقسیم کرد و افزود: در ایام ماه محرم و صفر شیعه توصیه بر عزاداری شده است.
وی ادامه داد: نصوص ثقلین مؤمن را به حفظ حدود عزاداری در ایام سال دعوت کرده است، برای مثال یک مادر ممکن است با از دست دادن فرزند خود ایامی را علنی به عزاداری بپردازد، در حالی که تا آخر عمر غم فراق فرزند را در دل دارد.
حجت‌الاسلام دارستانی با بیان اینکه گریه در مکتب حسینی حدودی دارد، عنوان کرد: حدود گریه در مکتب حسینی از سوی امام معصوم باید تعیین شود.
وی در ادامه به حدیث منتصب به امام عصر(عج) اشاره کرد و گفت: از امام زمان(عج) در این حدیث شریف نقل شده است که «من هر روز و شب بر جدم امام حسین(ع) گریه می‌کنم».
سخنران آستان مقدس حضرت معصومه(س) با بیان اینکه اختلاف حد گریه برای مؤمن در مکتب حسینی مبتنی بر ظرفیت هر فرد است، گفت: درک حدود تسبیح، آمدن رسول خدا(ص) بر بستر احتضار، محبت و رحمت الهی، بخشش خداوند متعال، خاموش شدن آتش جهنم و گریه با سوز از آثار عزاداری و اشک بر امام حسین(ع) است.
وی بیان کرد: اشک بر امام حسین(ع) معارف حسینی را به اعماق وجود رسوخ می‌دهد، بنابراین اشک حسینی مبتنی بر الگوی زینبی باید باشد.
حسین شاهبداغی
انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

قرآن درمان بزرگترین بیماری‌های قرن است

دسته بندی: قرآن
0 views


گروه فعالیت‌های قرآنی ــ مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی آذربایجان غربی با بیان اینکه قرآن، شفا و درمان بزرگترین بیماری‌های قرن است، گفت: ما برای اینکه فضای دانشگاه‌ها فرهنگی شود باید دانشجویان را بیش از پیش با مفاهیم قرآن آشنا کنیم.

درمان بزرگترین بیماری‌های قرن است - قرآن درمان بزرگترین بیماری‌های قرن است

به گزارش ایکنا از آذربایجان غربی، حجت‌الاسلام والمسلمین رضا میرزایی، مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی آذربایجان غربی صبح امروز، ۲۸ مهرماه در مراسم افتتاحیه مرحله کشوری بیست و سومین دوره مسابقات قرآن و عترت که در محل سالن آمفی تئاتر دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه برگزار شد، با اشاره به تقارن مسابقات قرآن با هفته سلامت و بهداشت روان بیان کرد: سلامت از دیدگاه قرآن به نبود آفت، عیوب و نواقص در وجود انسان گفته می‌شود و از منظر قرآن روح انسان زمانی سالم است که عاری از هرگونه عیب و نقص باشد و اگر آلوده به نواقص بود یعنی روح انسان بیمار است.
وی با اشاره به اینکه ممکن است روح انسان در بسیاری از ساحت‌ها بیمار باشد، خاطرنشان کرد: تمامی حیوانات با بدن خود مورد قضاوت قرار می‌گیرند ولی هیچ گاه در مورد انسان اینگونه نبوده و معیار قضاوت خصوصیت‌های انسانی است و حتی اگر یک انسان جسم سالمی داشته باشد اما آلوده به رذایل اخلاقی باشد به آن شخص بیمار روحی اطلاق می‌شود.
وی یادآور شد: در روز قیامت فرزند و اموال به کار هیچ کس نخواهد آمد و فقط روح سالم است که می‌تواند رهایی بخش انسان باشد و اگر فردی با قلب و روان سالم وارد روز قیامت شود نجات خواهد یافت و از این رو ما باید به دنبال روح سالم باشیم که این امر در سایه بازگشت به قرآن است.
حجت‌الاسلام والمسلمین میرزایی گفت: تمامی مشکلات اقتصادی، اجتماعی و حتی بین‌المللی در سایه بازگشت به قرآن حل می‌شود و دوری از قرآن موجب بروز مشکلات در جوامع کنونی و حتی اسلامی شده است چرا که باوجود خواندن بسیار زیاد قرآن ولی در مفاهیم آن تدبر نمی‌شود.
وی با اشاره به بیانات امام علی(ع) در نهج‌البلاغه بیان کرد: ایشان می‌فرماید بدانید که قرآن مایه خیرخواهی است که هرگز انسان را گمراه نمی‌کند و فریب نمی‌دهد، سخنگویی است که هرگز دروغ نمی‌گوید و هیچ کس با قرآن همنشین نمی‌شود مگر اینکه چیزی از رذایل اخلاقی او کاسته شده و چیزی به او افزوده شود.
مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی آذربایجان غربی اظهار کرد: قرآن، شفاع و درمان بزرگترین بیماری‌های قرن است و ما برای اینکه فضای دانشگاه‌ها فرهنگی شود باید دانشجویان را بیش از پیش با مفاهیم قرآن آشنا کنیم.
انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

سرمربی تیم قدوس: پاری سن‌ژرمن بیش از اندازه قدرتمند است

دسته بندی: ورزشی
0 views


به گزارش خبرگزاری تسنیم، کریستوف پلیسیه پس از شکست ۵ بر صفر امشب (شنبه) آمیا برابر پاری‌سن‌ژرمن در چارچوب هفته نهم لوشامپیونه فرانسه گفت: شکست با ۲ گل در پاریس به تیم پاری‌سن‌ژرمن امکان‌پذیر نیست و نمی‌توانیم ساده و بی‌تکلف برابر چنین تیمی باشیم. پاری‌سن‌ژرمن ابتدا شما را دچار وهم می‌کند که آیا می‌توانید برای‌شان دردسرساز شوید. در چنین بازی حفظ توپ و سرعت کاری بسیار سخت است. پاری‌سن‌ژرمن بیش از اندازه تیمی قدرتمند است.

سرمربی یاران سامان قدوس در تیم آمیا ادامه داد: ۱۲ دقیقه پایانی بازی بسیار پیچیده بود و نتیجه ۵ بر صفر نشان‌دهنده تفاوت پاری‌سن‌ژرمن با دیگر تیم‌ها است. حریف بعدی آمیا (لیون) که بسیار حرفه‌ای از ما است هم چنین نتیجه‌ای برابر پاری سن‌ژرمن کسب کرده بود. ما در چهار بازی اخیر ۳ بار شکست خوردیم و باید خیلی سریع این شرایط را تغییر دهیم. البته فاجعه‌ای در کار نیست . فقط باید همانند بازی‌های خانگی در خارج از خانه نیز فرصت پیروزی پیدا کنیم. باید به بازیکنان آمیا جهت پیدا کردن خود در بازی‌های خارج از خانه کمک کنیم.

 

انتهای پیام/

 

 

 

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

نظام هستی برمبنای حقانیت و عقل است

دسته بندی: قرآن
0 views


گروه فعالیت‌های قرآنی ــ مدیرکل فعالیت‌های قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی با بیان اینکه محیط‌های دانشگاهی محل استدلال و عقل‌گرایی است و به هیچ وجه تقلیدگرایی در آن راه ندارد، گفت: نظام هستی نیز در ارتباط با مخلوقات بر مبنای حقانیت و عقل است.

هستی برمبنای حقانیت و عقل است - نظام هستی برمبنای حقانیت و عقل است

به گزارش ایکنا از آذربایجان‌غربی، حجت‌الاسلام والمسلمین عباسعلی رستمی‌ثانی، مدیرکل فعالیت‌های قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی صبح امروز، ۲۸ مهرماه در مراسم افتتاحیه مرحله کشوری بیست و سومین دوره مسابقات سراسری قرآن عترت که در محل سالن آمفی تئاتر دانشگاه آزاد اسلامی ارومیه برگزار شد، با بیان اینکه محیط دانشگاه، محیط تقلیدگرایی نیست، افزود: خداوند در قرآن کریم فرموده است که اگر فکر می‌کنید قرآن از فکر بشر تراوش شده است، پس سوره‌ای همانند آن بیاورید و هنوز پس از گذشت قرن‌ها هیچ دانشمندی موفق به این کار نشده است.
وی خاطرنشان کرد: اگر ما هیچ دلیلی هم برای حقانیت قرآن و اسلام نتوانیم بیابیم، همین مساله کافی است که بنابه فرموده خداوند متعال هیچ کس در طول تاریخ نخواهد توانست حتی سوره کوچکی نیز بیاورد و این مورد در همه زمانها و مکانها برای تمامی دانشمندان جهان ذکر شده است.
‌رستمی‌ثانی تأکید کرد: اقتصاد مقاومتی نیز که همواره رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند منشأ قرآنی داشته و خداوند هیچ گاه نمی‌خواهد کفار بر مسلمانان سلطه داشته باشند و از این رو تمامی مشکلات اقتصادی کشور نیز با تدبر در آیات قرآن کریم حل می شود.
وی گفت: چکیده قرآن سوره حمد است و دشمنان اسلام بارها تلاش کرده اند تا سوره حمد را درهم بشکنند چرا که اگر موفق به این کار شوند در واقع قرآن را خواهند شکست ولی هیچ گاه موفق به این کار نخواهند شد هانگونه که بارها تلاش کرده اند ولی خود به عدم توانایی اقرار کرده اند.
مدیرکل فعالیت‌های قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی با بیان اینکه محیط های دانشگاهی محل استدلال و عقل گرایی است، تصریح کرد: نظام هستی نیز در ارتباط با مخلوقات بر مبنای حقانیت و عقل است و در نمازی که شبانه‌روز می‌خوانیم ۶۰ بار وازه رحمن و رحیم تکرار می‌شود.
وی ادامه داد: آزمون مرحله مقدماتی مسابقات قرآن و عترت با حضور بیش از ۳۰ هزار نفر در تمامی واحدهای استانها برگزار شد و پس از راهیابی نفرات برگزیده به مرحله استانی، اکنون نفرات برتر که بیش از ۴۰۰ نفر را شامل می شوند به مدت دو روز در ارومیه به رقابت خواهند پرداخت و نفرات برگزیده مرحله کشوری نیز به جشنواره ملی به میزبانی وزارت علوم در آبان ماه سال جاری راه خواهند یافت.

انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

جهان جدید سکولار است

دسته بندی: قرآن
2 views


جدید سکولار است - جهان جدید سکولار است

به گزارش ایکنا؛ همایش «پرسش از امر دینی در جهان حاضر» امروز ۲۸ مهر با سخنرانی رضا داوری‌اردکانی، چهره ماندگار فلسفه ایران در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه یافت.

داوری در آغاز سخنانش گفت: حدود ۶۰ سال پیش یک فیلسوف تحلیلی مقاله‌ای در نقد هوسرل نوشت و این مقاله هم اکنون یکی از درخشان‌ترین مقالاتی است که در باب پدیدارشناسی هوسرل نوشته شده است. ما امروز فکر می‌کنیم هم‌سخنی بین فلسفه تحلیل و قاره وجود ندارد اما چنین نیست و سخنان آقای ملکیان تصریح این توافق بود به خصوص که این توهم به وجود می‌آید که آقای عبدالکریمی معتقد است دین در جامعه کنونی وجود ندارد و نمی‌توان متدین و متشرع بود ایشان هم که ملتفت این قضیه است می‌گوید دین با مراسمات یکی نیست.

وی افزود: امر دینی مقداری کار را مشکل می‌کند. عبدالکریمی توضیح می‌دهد که امر دینی به معنی امر قدسی و بودن و زندگی در ساحت قدس است. بین عالم دین و دین باید تفکیک کرد. ادیان مختلفی هستند و پیروانی هم دارند، چیزی که با تجدد غایب شده صحبت معدوم شدن نیست، جهان دینی است که فهم آن برای ما دشوار است زیرا فکر می‌کنیم جهان دینی مجموعه‌ای از آدم‌هاست که اعتقاد دینی هم دارند.

وی با طرح این پرسش که جهان چیست؟ گفت: مجموعه افراد است؟ فرد و جهان چیست؟ اگر بتوانیم مسئله فرد و جمع را دریابیم مشکل حل می‌شود و این مهم‌ترین مشکل فلسفه در عصر استیلای فردگرایی است. در این عصر فرد گاهی اختیار همه‌توان و تام دارد، اگر چنین است عالم وجود ندارد و افراد وجود دارند و این خیلی آسان است که این را قبول کنیم.

داوری تصریح کرد: عالم متجدد مجموعه عالم‌های متجدد است و اگر افراد نخواهند عالم تجدد نمی‌یابد اما تجدد زمانی به وجود آمده است و کسی نخواسته آن را به وجود بیاورد، مگر فلاسفه رنسانس تصمیم گرفتند که جهانی را بسازند؟ در نظرشان جهانی آمد، جهانِ آزاد، بی‌مرگ و مرفه و بهشت زمینی و چشم انداز تجدد این بود. آدمی که در این جهان زندگی می‌کرد به سمت این چشم‌انداز حرکت می‌کرد. جهان جدید چشم‌انداز خاص دارد که زندگی ما را معین می‌کند. علایق، رفتارها و کردار ما توسط این چشم‌انداز معین می‌شود. این طور نیست که عالمی که گفته می‌شود، به کلی آدم را دگرگون بکند. عالم تجدد به وجود آمد و سیر خود را کرد اما آیا افراد آدمی که از همیشه هم داناتر نیستند، می‌توانند آینده بشر را نجات دهند.

این چهره ماندگار فلسفه ایران با طرح این پرسش که آیا افراد بشر می‌توانند این جهان را به کمال ببرند؟ گفت: این جهان تحول و تضادهایی داشته و مشکلاتی و خوبی‌هایی را پشت سر گذاشته است. جهان تجدد جهان ممتازی است و نمی‌توان به راحتی آن را نفی کرد. ما تعلق شبه دینی به تجدد داریم، اگر مخالف آن باشیم مخالف ترقی هستیم. ما در یک جهان زندگی می‌کنیم، اعضای آنیم، نمی‌توانیم بی‌اعتنا به چشم‌انداز آن باشیم و اگر حتی برای مثال بخواهیم به گذشته از گردیم با نظر به همین چشم‌انداز است. نمی‌توانیم از جهان جدید جدا شویم و بدون تکنولوژی امروز نمی‌توانیم به گذشته باز گردیم.

وی افزود: ما فکر می‌کنیم دین صرف عقاید است. دین اعتقاد و پرستش است اما دین امری وجود است در جامعه‌ای وجود دارد، در یک جامعه دیگر وجود ندارد، در ۳۰۰ سال پیش دین وجود داشت، منتشر، قانون و حاکم بود. در دوره جدید دین وجود دارد، در اعتقادات من و شما، در عادات و مناسک دینی که به جا می‌آوریم، در نظم جهان دخالت نمی‌کند و این سکولاریسم است. سکولاریسم یعنی دین وجود دارد اما به ارواح فردی وارد می‌شود، افرادی که متشرع‌اند اما قانون زندگی چیز دیگری است. ما برای فرزندان‌مان چیزی می‌خواهیم متعلق به این جهان. خیری که ما می‌خواهیم خیر جامعه مدرن است، بنابراین، توجه داشته باشیم که اصلا این کتاب بحثش این نیست که دین هست یا نه، دیندار باشیم یا نه، این ها امر آشکاری است. بحث این است که دنیای دینی که دین در آن حاکم بود، وجود دارد و یا نه.

داوری تصریح کرد: در گذشته حاکمان سیاسی بودند اما دین حاکم بود و آنها حاکم نبودند. محمود غزنوی می‌گوید به این خلیفه پیر خرفت بنویسید که من از بحر تو انگشت در جهان کرده قرمطی می‌جویم یعنی من حاکم پیرو دین‌ام. دین حاکم است و من از آن تعبیت می‌کنم، من جز لشگر کاری ندارم و کار جامعه، قانون، حکم و قضا و نظم با دین است. جامعه جدید بشر قانون‌گذار دارد کسی که منشا قانون است، خود را حق، سوژه و همه کاره می‌داند. او از قانون جهان پیروی می‌کند که خود در وضعش دخیل بوده است. افراد نمایندگان جهان‌اند، فرد و جمع یکی نیستند، هر چند جمع امر مبهمی است در قدیم مسئله نداشته چون قدیم جمع، زندگی و نظام دین بوده است. جامعه اصطلاح و امر جدیدی است، چیزی که نبوده و به وجود آمده است، این خود بنیاد است، نمی‌توان منکرش کرد و نه به آسانی قبولش کرد. از این رو جامعه مستقل و حاکم بر افراد است. افراد اختیار دارند اما در نسبت با جمع. زندگی ما زندگی در معیت است، ما با دیگران این چیزی هستیم که هستیم و در نسبت با دیگران و جهان چیزی می‌شویم. انسان بدون نسبت، روان، جهان انسان نیست و هر انسانی جهانی دارد که ممکن است لرزان، پرآشوب یا مستحکم باشد.

وی افزود: بعضی می‌دانید و بعضی نه، آقای عبدالکریمی اهل شریعت است، مسئله این نیست که اگر ساحت قدس پوشیده شده دین رها شود. صحبت از حکم انشائی نیست، ایشان از یک امر وجود حرف می‌زند، تذکر می‌دهد که ما در چه جهانی زندگی می‌کنیم و البته تذکر می‌دهد قدری بکوشیم و از وهم خارج شویم. در فصولی از کتاب دفاع از دین هست به خصوص در مقاله‌ای که در باب نظریه رویاهای رسولانه است، خوب کسی که دفاع از وحی می‌کند، نیامده نفی دین بکند، اگر کسی این درک را داشته باشد بیاییم و ببینیم در چه جهانی زندگی می‌کنیم و چه چیزی فکر ما راه می‌برد و تعلقات ما تا کجا به مربوط است و ما مالک آنها هستیم و اساسا تعلقات ما چیست و این انکار دین نیست زیرا نمی‌توان دین را منکر شد زیرا خداوند از «ذکر» محافظت می‌کند. ما جهان و دنیایی داریم، قاعده و نظمی و تاریخی دارد که ممکن است تغییر کند. ما می‌بینیم فوکویاما که پایان تاریخ را بیان کرده امروز نظر خود را تغییر داده است. سخن من این بود که کسانی که این کتاب را نقد می‌کنند توجه داشته باشند که بحث در باب ماهیت دین نیست، لازم نیست از ماهیت آن دفاع بکنند و اگر این کار را بکنند مطلب ایشان را نقد نکرده‌اند. بحث وجود جهان دینی است و رد نظر ایشان یعنی اینکه بگویند جهان دینی وجود دارد. معرفت‌شناسی قدری گرفتاری ایجاد کرده است، بحث بحث وجود عالم است، وجود عالم را تصدیق کردیم، تفاهم با نویسنده این کتاب آسان خواهد شد.

گزارش از میثم قهوه‌چیان

انتهای پیام

 

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

ماجرای«خاشقجی» وجهه سعودی را به صورت بی‌سابقه‌ای خدشه‌دار کرده است

دسته بندی: قرآن
2 views


وجهه سعودی را به صورت بی‌سابقه‌ای خدشه‌دار کرده است - ماجرای«خاشقجی» وجهه سعودی را به صورت بی‌سابقه‌ای خدشه‌دار کرده است

 به گزارش ایکنا؛ مهر نوشت : «سید حسن نصرالله»، دبیر کل جنبش حزب‌الله لبنان به مناست بیست و پنجمین سالروز تأسیس مؤسسه آموزش و پرورش اسلامی (مدارس المهدی عج) سخنرانی کرد.

بر اساس این گزارش، سید حسن نصرالله در جریان این سخنرانی گفت: دانش سلاحی است که می‌تواند بر حسب نیت استفاده از آن، عنوان خیر یا شر به خود بگیرد. آمریکا و اسرائیل از علم و تکنولوژی برای بسط هیمنه علیه ملت ها استفاده می کنند.

سید حسن نصرالله افزود: پس از ۲۵ سال ما امروز در برابر یک پیشرفت کمی و کیفی بزرگ در مدارس المهدی در تمامی زمینه ها، قرار گرفته ایم. آینده این مدارس و مؤسسات بسیار امیدوار کننده است. ما به تحقق پیشرفت های بیشتری در این مدارس و مؤسسات امید داریم. آنچه که ما از مدارس و مؤسسات المهدی انتظار داریم آن است که تربیت را پیش از تعلیم مد نظر قرار دهند.

*موفقیت حزب الله علیرغم تحریم

دبیرکل حزب الله لبنان همچنین اظهار داشت: با وجود سلسله تحریم هایی که دشمن علیه حزب الله لبنان و مدارس و مؤسسات تابع آن اعمال کرده است، اما حرکت ما به سمت جلو همچنان ادامه دارد و در این مسیر پیروز خواهیم شد. ما علیرغم این تحریم ها، در زمینه های مختلف امنیتی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، مردمی و … در بهترین شرایط خود هستیم. 

وی همچنین افزود: امروز به جای آنکه اموال زیادی برای بهبود وضعیت آموزشی و بهداشتی در جهان صرف شود، می بینیم که صدها میلیارد دلار در مسیر جنگ های بی فایده و خانمان سوز خرج می شود. هدف از این جنگ ها، نابودی ملت ها و جوامع برای تأمین منافع و مصالح رژیم صهیونیستی است.

سید حسن نصرالله ادامه داد: امروز برخی صدها میلیارد دلار خرج می کنند تا اربابان آمریکایی خود را راضی نگاه دارند. این مسأله بسیار تعجب برانگیز و در عین حال، بسیار غم انگیز محسوب می شود. 

*مقاومت تنها گزینه فلسطینیان

دبیرکل حزب الله لبنان در بخش دیگری از اظهارات خود به تحولات غزه نیز اشاره کرد و گفت: ما اوضاع منطقه و به ویژه وضعیت غزه را از نزدیک رصد می کنیم. ما به عینه افزایش تهدیدات صهیونیستها علیه فلسطینیان و تشدید اقدامات خصمانه آنها علیه ملت فلسطین را مشاهده می کنیم. دشمن صهیونیستی فلسطینیان را در مقابل دو راهی نبرد یا مُردن از گرسنگی قرار داده است.

وی افزود: امروز به ضرس قاطع می توان گفت که فلسطینیان برای مقابله با دشمن صهیونیستی هیچ گزینه ای جز مقاومت و ایستادگی در برابر تجاوزگری ندارند. آنچه که در غزه اتفاق می افتد برای منطقه از اهمیت بسزایی برخوردار است. 

*ماجرای خاشقجی و خدشه دار شدن وجهه سعودی

دبیرکل حزب الله لبنان همچنین بخش دیگری از اظهارات خود را به ماجرای خاشقجی اختصاص داد و گفت: از همان ابتدا که ماجرای خاشقجی مطرح شد، ما به دلیل رنج و محنت هایی که عربستان سعودی به جهان اسلام و به ویژه یمن تحمیل کرده است، می توانستیم این وضعیت را مغتنم شمرده و ریاض را آماج حملات قرار دهیم اما ترجیح دادیم تا رصد کننده اوضاع باشیم. 

دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه یادآور شد: در حال حاضر پر واضح است که ماجرای خاشقجی بسیار بزرگ و جنجالی شده است. این واقعیت غیرقابل انکار است که امروز عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا در این ماجرا در وضعیت بسیار سختی قرار گرفته اند و با یک بحران بزرگ مواجه هستند.

وی اظهار داشت: اینکه آمریکایی ها و سعودی ها مدعی هستند که پرونده خاشقجی حاصل ماجراجویی یک عده گروه خودسَر بوده، مسأله ای کاملا مردود است. من خطاب به مسئولان سعودی می گویم: امروز وقت آن رسیده است تا شما یک موضع شجاعانه در خصوص متوقف ساختن جنگ یمن اتخاذ کنید.

سید حسن نصرالله در ادامه افزود: پس از ماجرای ناپدید شدن خاشقجی، به وجهه عربستان سعودی به صورت بی سابقه ای در سطح بین المللی خدشه وارد شد. این ماجرا موجب شد تا پوشش های جهانی و بین المللی بر جنایت های عربستان سعودی در یمن درحال فروپاشی قرار گیرد؛ چراکه مسأله ربایش خاشقجی و کشتن وی تقریبا قطعی شده است.

وی همچنین بار دیگر خطاب به سعودیها اظهار داشت: تداوم این اقدامات خصمانه علیه ملت یمن شما را در مهلکه گرفتار خواهد کرد. بهتر است تا دیر نشده به راه حل سیاسی برای پایان وضعیت فعلی یمن روی آورید و به گروه های یمنی متوسل شوید.

*شکست آمریکایی ها در عراق

سید حسن نصرالله همچنین در سخنان خود به عراق نیز اشاره کرد و گفت: آنچه که در فرایند سیاسی عراق از جمله انتخاب رئیس جمهوری و نخست وزیری این کشور اتفاق افتاد، شکست بزرگی برای ایالات متحده آمریکا محسوب می شود و این مسأله غیرقابل انکار است. هیچکس در حال حاضر نمی تواند منکر چنین واقعیتی بشود.

وی در همین راستا اضافه کرد: اراده عراقی ها باعث تکمیل روند سیاسی در کشور آنها و انتخاب یک سیاستمدار برای تشکیل دولت شد و نه تفاهم میان ایران و آمریکا. کسانی که از حصول تفاهم ایران و آمریکا به عنوان عاملی برای حرکت به سمت تشکیل دولت در عراق یاد می کنند در واقع احمق ها و جاهلانی هستند که واقعیت ها را نادیده می انگارند.

*عدم دخالت ایران در لبنان

دبیرکل حزب الله لبنان بخش دیگری از سخنان خود را به اوضاع داخلی لبنان و مسأله تشکیل دولت اختصاص داد و گفت: کسانی که اینگونه وانمود می کنند این حزب الله است که دولت را تشکیل داده و مناصب و پست های وزارتی را تقسیم می کنند سخت در اشتباه هستند. بدون شک این واقعیت نیست.

وی افزود: امروز پیشرفت مهمی در زمینه تشکیل دولت حاصل شده است. امیدواری های زیادی در این زمینه ایجاد شده است. ما توصیه می کنیم که برای تکمیل این فرایند، هیچگونه جدول زمان بندی شده ای تعیین نشود. برخی از مسائل مربوط به پست های وزارتی همچنان حل نشده و محل مناقشه است. در این خصوص رایزنی ها همچنان ادامه دارد.

دبیرکل حزب الله لبنان همچنین با تأکید بر اینکه این گروه خواستار تشکیل هرچه سریعتر دولت جدید است، گفت: با این حال، همانطور که گفتم با تعیین کردن جدول زمانی برای تشکیل دولت مخالف هستیم تا رایزنی ها به صورت کاملا آزادانه انجام پذیرد. 

سید حسن نصرالله در پایان سخنان خود همچنین با تأکید بر لزوم همکاری های همه جانبه برای تشکیل دولت جدید لبنان یادآور شد: همانطور که پیشتر نیز اشاره کرده بودم، جمهوری اسلامی ایران نه در امور داخلی لبنان و نه در تشکیل کابینه جدید هیچگونه دخالتی نداشته و ندارد.

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب