بایگانی‌ها از - دانلود وآو
السلام علی الحسین

ثبت‌نام ۲۴۹ تبعه خارجی از قزوین برای اعزام به عتبات

دسته بندی: قرآن
0 views


۲۴۹ تبعه خارجی از قزوین برای اعزام به عتبات - ثبت‌نام ۲۴۹ تبعه خارجی از قزوین برای اعزام به عتبات

به گزارش ایکنا از قزوین، بهمن عشایری در نشست ستاد ساماندهی اربعین که ظهر امروز، ۱ آبان‌ماه در استانداری قزوین برگزار شد، اظهار کرد: ۱۲۰ دفترچه جدید برای اتباع خارجی به‌منظور حضور در مراسم اربعین حسینی(ع) در قزوین صادر شد و از بین ثبت‌نام‌شده‌ها برای حضور در اربعین، ۱۲۹ نفر مرد و ۱۲۰ نفر زن هستند.
این مقام مسئول خاطرنشان کرد: یکی از مشکلات ما در حین ثبت‌نام اتباع خارجه، تأخیر یک‌هفته‌ای در فعال‌سازی سایت سماح بوده و باعث شد اتباع بین ادارات مختلف سرگردان شوند.
مدیرکل امور مهاجران و اتباع استانداری قزوین در پایان یادآور شد: قبل از هرگونه دستورات لازم در خصوص تمهیدات اربعین، دو جلسه در کارگروه‌های داخلی تشکیل شد و همه تمهیدات لازم لحاظ شد.

انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

تاسیس بیمه سلامت یکی از کارهای خوب در شرایط سخت اقتصادی بود

دسته بندی: قرآن
0 views


گروه اجتماعی – استاندار مرکزی گفت: تاسیس بیمه سلامت یکی از کارهای خوبی است که در شرایط سخت اقتصادی انجام شد و البته مشکلاتی نیز در این بین وجود دارد و در استان قول می‌دهیم که آن‌ها را پیگیری کرده تا شرایط برای مردم بهتر شود.

بیمه سلامت یکی از کارهای خوب در شرایط سخت اقتصادی بود - تاسیس بیمه سلامت یکی از کارهای خوب در شرایط سخت اقتصادی بود

به گزارش ایکنا از استان مرکزی، سید‌علی آقازاده، استاندار مرکزی صبح سه‌شنبه اول آبان‌ماه سال جاری با حضور در همایش گرامیداشت هفته سلامت در استان مرکزی که در فرهنگ‌سرای شهر اراک برگزار شد، اظهار کرد: در استان مرکزی ۵۶۰ هزار نفر تحت پوشش بیمه سلامت هستنند و ۴۰ درصد از جمعیت استان را تشکیل می‌دهند این در حالی است که ۶۰ درصد ما‌بقی تحت پوشش تامین اجتماعی قرار گرفتند.
وی ادامه داد: اندک بودن جمعیت بیمه شده سلامت استان مرکزی نسبت به استان‌های دیگر به دلیل تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی قرار گرفتن جمعیت صنعتی استان (کارگران و خانواده‌های آن‌ها) است.
استاندار مرکزی افزود: عمده‌ترین شاخص پیشرفت هر کشور حوزه سلامت است زیرا هر کشوری که از سلامت جسمی و روحی بالای مردم خود برخوردار باشد موفق است و در جمهوری اسلامی طی سال‌های گذشته از توجه نسبت به این موضوع عقب بوده‌ایم در حالی که این مهم در بسیاری از کشورها در حال انجام است و در بسیاری از کشور‌ها رسیدگی، توجه و تمرکز بر سلامت عمومی جامعه نهادینه شده است زیرا اگر غیر از این باشد هزینه‌های بسیاری از مردم و دولت صرف رفع مشکل برای بیماران جامعه می‌شود.
آقازاده تصریح کرد: پرداخت یارانه نقدی برای کمک به مردم فایده چندانی ندارد اما، اگر یارانه به صورت غیر‌نقدی و خدمات ویژه مانند تحصیل، بهداشت، درمان، بیمه بیکاری و … اختصاص پیدا کند، مفید است. در بسیاری از کشورها به جای پول نقد به عنوان یارانه کمک هزینه این روش بسیار موثر‌تر بوده است و این ضعف در جمهوری اسلامی وجود دارد.
وی اظهار کرد: در طی ۱۰ سال گذشته سالی حدود ۴۰ هزار میلیارد تومان پول توسط دولت به مردم در نقدینگی تزریق می‌شود و این مساله تبعات بسیار بدی را بوجود می‌آورد در حالی‌که با اعطای یارانه و کمک هزینه به مردم کمک می‌کنیم اما، همین پول از جیب مردم چند برابر گرفته می‌شود و از تبعات منفی این است که این پول صرف هدف دولت و پیشرفت کشور نمی‌شود و در قسمت‌های دیگر هزینه می‌شود.
استاندار مرکزی بیان کرد: در طی ۱۰ سال گذشته در همین زمان نقدینگی کشور ۳۰۰ هزار میلیارد تومان بود و امروز این مبلغ به یک میلیون و ۵۰۰ هزار میلیارد رسیده است و این بزرگ‌ترین تهدید برای تورم، اقتصاد و خود دولت است.
آقازاده گفت: در استان مرکزی از یارانه نقدی ۸۰ میلیارد تومان در ماه به مردم پرداخت می‌شود در صورتی که ۲۵۰ میلیارد تومان کل بودجه عمرانی استان در سال است.
وی اظهار کرد: یارانه پرداختی به مردم استان، سه ماهه کل بودجه استان در سال است بطور مثال اگر ۸۰ میلیارد تومان یارانه پرداختی در استان صرف پروژه‌های زیرساختی شود به یک هزار میلیارد تومان افزایش پیدا می‌کند و می‌تواند با این مبلغ در مدت زمان دو سال استان خود را به بهترین شکل ممکن در قالب پروژه‌های زیر‌ساختی نشان دهد و صدها هزار شغل پایدار ایجاد کند.
استاندار مرکزی بیان کرد: نظارتی از سمت دولت در پرداخت یارانه وجود ندارد این پول هیچ تاثیری در اقتصاد کشور ندارد و تورم را بالا برده و ارزش پول را پایین می‌آورد.
آقازاده افزود: تصویب و تاسیس سازمان بیمه سلامت به تنهایی هیچ کاری انجام نمی‌دهد. اگر در استان تجهیزات پزشکی و درمانی وجود نداشته باشد و پزشک نتواند به حق و حقوق خود برسد این بیمه واقعا چه کاری می‌تواند انجام دهد؟
وی ادامه داد: در استان مرکزی شاخص تخت بیمارستانی زیر نُرم کشوری است در حالی که در کشور ۲ در هزار است. هنگامی که بیمه سلامت داریم اما، تجهیزات لازم برای رسیدگی بیمار نداریم این بیمه واقعا چه کاری می‌تواند انجام دهد؟ اگر زیرساخت‌های لازم فراهم باشد می‌تواند پاسخگوی نیازهای مردم باشد.
استاندار مرکزی خاطرنشان کرد: تزریق یارانه به طور مستقیم در نقدینگی کشور سم است اما، اگر در زیرساخت‌های مورد نیاز کشورقرار بگیرد می‌تواند خدمات سلامت را بهتر از آنچه امروز قابل مشاهده است، ارائه کند.
آقازاده بیان کرد: در آمد ما محدود است بطور مثال در سال جاری ۵۰۰ میلیارد تومان بابت پروژه‌های عمرانی استان مرکزی تعلق گرفته است اما، چون پول نیست و درآمد تامین نمی‌شود نصف این مبلغ یعنی به ۲۵۰ میلیارد تومان برای یک استان بزرگ و وسیع با نیاز‌های عمرانی بسیار زیاد اختصاص پیدا می‌کند.
وی اظهار کرد: آنچه که امروز داریم با همین شرایط استان مرکزی به سرعت به سمت بهبود وضعیت بهداشت حرکت می‌کند. بیمارستان حضرت ولیعصر(عج) با پیگیری رئیس دانشگاه علوم پزشکی اراک و مجموعه استان، بانک ملت مبلغ ۵۰ میلیارد تومان هفته گذشته وام پرداخت کرد و عملیاتی شده است.
استاندار مرکزی ابراز امیدواری کرد و گفت: با افتتاح بیمارستان جدید ولیعصر(عج) تا مهر‌ماه سال آینده بتوانیم ۵۶۰ تخت به مجموعه تخت‌های بیمارستانی استان بیفزاییم این در حالی است که در بعضی از شهرستان‌ها مانند شازند، ساوه و… بیمارستان‌ها و کلینیک‌های در حال ساخت است که می‌‌توانند اضافه کننده تجهیزات بیمارستانی و درمانی باشند.
آقا زاده عنوان کرد: درشهرستان ساوه نیز بیمارستان خصوصی ۹۰ تخت خوابی که تعطیل شده بود با تلاش انجام شده بخش خصوصی آن را خریداری نمود و این مرکز نیز به مجموعه تخت‌های بیمارستانی افزوده می‌شود.
وی افزود: در اول انقلاب امید به زندگی ۵۰ سال بود و امروز این به رقم ۵۰ درصد افزایش پیدا کرده است و به ۷۵ سال رسیده است و تمامی این کارها نشان دهنده اقدامات خوب در حال انجام است و برای انجام کارهای بزرگ‌تر نیازمند عزم جدی‌تر و جراحی عمیق است تا بتوان در یک فرصت اندک عقب افتادگی ده‌ها و صدها سال پیش را جبران نمود.
استاندار مرکزی گفت: تاسیس بیمه سلامت یکی از کارهای خوبی است که در شرایط سخت اقتصادی انجام شد و البته مشکلاتی نیز در این بین وجود دارد و در استان قول می‌دهیم که آن‌ها را پیگیری کرده تا شرایط برای مردم بهتر شود.
انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

تیمور غیاثی: احسان حدادی پنج‌شنبه به جلسه سازمان تیم‌های ملی می‌آید/ در هر خانواده‌ای اختلاف سلیقه وجود دارد؛ او عاقل‌تر از آن است که قهر کند

دسته بندی: ورزشی
0 views


تیمور غیاثی در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم، درخصوص دعوت از احسان حدادی برای حضور در فدراسیون دوومیدانی اظهار داشت: روز پنجشنبه جلسه سازمان تیم‌های ملی به منظور برنامه‌ریزی برای مسابقات قهرمانی آسیا و جهان برگزار می‌شود و از احسان نیز دعوت کرده‌ایم که تا در این جلسه حضور پیدا کند و صحبت‌های خود را برای حضور موفق در تورنمنت‌های پیش‌رو مطرح کنیم.

وی با بیان اینکه مشکل خاصی میان فدراسیون و حدادی وجود ندارد، گفت: حدادی مثل فرزند ما است و جزو خانواده بزرگ دوومیدانی به حساب می‌آید. به هر حال در هر خانواده‌ای اختلاف سلیقه وجود دارد. ما باید بنشینیم و مسائل مختلف را حل و فصل کنیم.

سخنگوی سازمان تیم‌های ملی دوومیدانی با رد موضوع قهر کردن حدادی پس از اتفاقات هفته‌ای اخیر عنوان کرد: احسان عاقل‌تر از این حرف‌هاست که قهر کند. او باید از شرایط اقتصادی مملکت، برنامه و بودجه فدراسیون با خبر است و باید این مسائل را در نظر بگیرد. به هر حال شخصاً به این جلسه امیدوارم و آرزو می کنم بهترین اتفاقات و تصمیمات در آن گرفته شود که به نفع دوومیدانی باشد.

غیاثی ادامه داد: دوومیدانی‌کاران الان در زمان استراحت و ریکاوری بسر می‌برند. احسان هم یکی از همین ورزشکاران است  و فکر می‌کنم از ۱۰ روز دیگر کارش را آغاز کند. الان دوومیدانی‌کاران همه دنیا در شرایط ریکاوری هستند تا بتوانند خودشان را برای مسابقات آینده آماده کنند. به هر حال فردا جلسه مهمی در فدراسوین برگزار می‌شود که به دلیل پیش‌رو بودن مسابقات قهرمان آسیا و جهان، اهمیت زیادی دارد.

انتهای پیام/

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

خیالی‌نگاری؛ روایت تصویری نافذ از وقایع دینی/ لزوم حمایت مجموعه‌داران از این هنر

دسته بندی: قرآن
0 views


گزارش ایکنا از افتتاح نمایشگاه «سرمنزل عشاق حسین بن علی»؛

روایت تصویری نافذ از وقایع دینی لزوم حمایت مجموعه‌داران از این هنر - خیالی‌نگاری؛ روایت تصویری نافذ از وقایع دینی/ لزوم حمایت مجموعه‌داران از این هنر

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ عصر امروز دوشنبه ۳۰ مهرماه، نمایشگاه آئینی ـ عاشورایی «سرمنزل عشاق حسین بن علی» در موزه‌های معاصر فلسطین افتتاح شد؛ نمایشگاهی که در آن آثار از هنرمندان معاصر در رشته‌های خیالی‌نگاری، پرده‌های قهوه‌خانه‌ای، شمایل‌نگاری، خط و نقاشی، نگارگری و تذهیب در معرض دید عموم علاقه‌مندان قرار گرفته است.

میثم حسن‌خانی، دبیر هنری و نمایشگاه‌گردان این رویداد هنری، درباره محتوای آثار ارائه شده در این نمایشگاه گفت: نمایشگاه حاضر را به اسم «سرمنزل عشاق حسین بن علی» نامگذاری کردیم که غالب آثار عرضه شده در این نمایشگاه را هنری موسوم به خیالی‌نگاری دربرمی‌گیرد.

وی ادامه داد: خیالی‌نگاری از جمله هنرهای سنتی ما ایرانیان است که در یکی دو سده گذشته از سوی هنرمندان خلاق در عرصه نقاشی و نگارگری به آن پرداخت شده و تقریباً آخرین بارقه‌های نقاشی سنتی و قهوه‌خانه‌ای را می‌توان در آنها جستجو کرد. این هنر کاملاً عامیانه شکل گرفته و مبنای ترسیم اشکال در این هنر عقاید و باورهای مردم کوچه و بازار است که براین اساس پی‌ریزی شده و به اجرا درمی‌آید.

حسن‌خانی با اشاره به اینکه این هنر موضوعات مختلف را شامل می‌شود، گفت: این نمایشگاه و در قالب هنر خیالی‌نگاری بیشتر با آثار روبه‌رو هستیم که به موضوع واقعه عاشورا و حماسه حسینی می‌پردازند هر چند که در برخی از پرده‌های به نمایش درآمده نیز روایاتی از شاهنامه ترسیم و در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفته است.

این مدیر هنری تصریح کرد: نقاشی خیالی‌نگاری و قهوه‌خانه‌ای صرف‌نظر از ارزش هنری نهفته در خود اثر، جنبه کاربردی داشته و اغلب در مجالس نقالی و پرده‌خوانی مورد استفاده قرار می‌گیرد و هنرمند در آن‌ها با استفاده از درونیات خود و برپایه باور دینی و برداشت‌های شخصی نسبت به یک واقعه تاریخی و مذهبی، روایتی تصویری از آن را با استفاده از ساده‌ترین متریال بر روی پرده نقش می‌کند که مشخصاً در مورد شرح تصویری وقایع عاشورا، هنرمند نقال و پرده‌خوان با استناد به این تصاویر در دهه اول محرم به نقل ماوقع برای حاضران در مجلس می‌پردازد که نوعی تداعی عینی و ارتباط نزدیک میان مخاطب با واقعه در مواجهه با این تصاویر و نقل هنرمند نقال و پرده‌خوان ایجاد می‌شود که به نظر می‌رسد این هنر که در حال کمرنگ و منسوخ شدن است، نیاز به احیای مجدد در قالب برپایی چنین نمایشگاه‌هایی به ویژه برای نسل جوان و دانشجویان دارد تا به این واسطه به آن شرح داده شود که این هنر در زمان‌‎هایی نه‌چندان دور که شیوه‌های نوین و مدرنی برای پرداختن به وقایع مهم دینی و ملی پدید آمده است، از چه جایگاه و مرتبه‌ای برخوردار بوده است.

حسن‌خانی در ادامه با اشاره به اینکه مجموعه حاضر به همت فرهنگستان هنر، موزه فلسطین و از مجموعه گالری درویش گرد آورده شده است، افزود: متأسفانه در روزگار گذشته هنرمندان شاغل در عرصه نقاشی قهوه‌خانه‌ای و یا همین هنر خیالی‌نگاری آن‌چنان که باید و شاید مورد توجه و حمایت قرار نگرفته بودند و این مسئله موجب شد تا دوستان مسئول به فکر بیفتند که با عبرت از گذشته از هنرمندانی که در حال خلق آثار قابل اعتنایی در این زمینه هنری هستند حمایت کنند. لذا این آثار اغلب به هنرمندان نام‌آشنای فعال در این عرصه سفارش داده شد و با سرمایه‌گذاری که به عمل آمد، تمامی آثار پس از کامل شدن از ایشان خریداری شد.

1540277496 31 خیالی‌نگاری؛ روایت تصویری نافذ از وقایع دینی لزوم حمایت مجموعه‌داران از این هنر - خیالی‌نگاری؛ روایت تصویری نافذ از وقایع دینی/ لزوم حمایت مجموعه‌داران از این هنر

دبیر هنری نمایشگاه «سرمنزل عشاق حسین بن علی» یکی دیگر از اهداف اصلی برپایی این نمایشگاه را ترغیب نسل جوان علاقه‌مندان به آموزش مبانی این هنر و بهره‌گیری از توان هنری اساتید فن برشمرد و گفت: امیدوارم برپایی این نمایشگاه بستر لازم و مؤثری را برای ایجاد این ارتباط سازنده میان هنرجو و استادان این رشته فراهم آورد تا به این واسطه این هنر با رجوع به اصالت ها و خاستگاه اصلی خود همچنان در نسل‌های آینده هنر ایران زمین تداوم یافته و به اوج کمال برسد.

وی تأکید کرد: از آنجا که هنر نقاشی قهوه‌خانه و هنر خیالی‌نگاری که ما در این نمایشگاه شاهد عرضه برخی از آثار فاخر هستیم. از جمله ابزار اصلی مورد نیاز هنرمندان نقال و پرده‌خوان به منظور برپایی مجالس نقالی و پرده‌خوانی مذهبی است. لذا باید به فکر ایجاد گنجینه‌ای به منظور حفظ و صیانت از چنین آثاری و ترویج فنون و سبک‌های آن برای پدیدآوری آثار نو در این زمینه باشیم.

حسن‌خانی در پایان گفت: یکی از راهکارهای اصولی در راستای تحقق این هدف، تشویق و ترغیب مجموعه‌داران به منظور سرمایه‌گذاری در نشر و ترویج هر چه بیشتر این هنر است و مثلاً علاوه بر اینکه بودجه‌ای را صرف گردآوری و نگهداری مجموعه و کلکسیونی از تمبر و برخی اشیای اصطلاحاً عتیقه می‌کنند در زمینه خریداری و نگهداری چنین آثار هنری در قالب پرده‌نگاری و خیالی‌نگاری نیز اهتمام به خرج داده تا علاوه بر رونق چرخه اقتصادی این هنر، شاهد تداوم و استمرار آن در میان نسل‌های آینده نیز باشیم.

1540277497 695 خیالی‌نگاری؛ روایت تصویری نافذ از وقایع دینی لزوم حمایت مجموعه‌داران از این هنر - خیالی‌نگاری؛ روایت تصویری نافذ از وقایع دینی/ لزوم حمایت مجموعه‌داران از این هنر

یادآور می‌شود نمایشگاه آئینی ـ عاشورایی «سرمنزل عشاق حسین بن علی» تا ۶ آبان همه روزه به غیر از ایام تعطیل از ساعت ۱۰ تا ۱۸ برای بازدید عموم علاقه‌مندان به این هنر به نشانی خیابان ولی عصر(ع)، خیابان بزرگمهر، نبش خیابان شهید برادران مظفر، موزه فلسطین دایر است.

گزارش از امیرسجاد دبیریان

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

بهره‌گیری از بیان اهل بیت(ع) جهت رازگشایی از باطن آیات قرآن

دسته بندی: قرآن
0 views


گروه اندیشه ــ به باور امین حسین‌پوری از مجموع روایات در زمینه ویژگی‌های باطن قرآن برداشت می‌شود که باطن قرآن صبغه ولایی و مرتبط با مقامات اهل بیت(ع) دارد و تنها بر اساس پیوند آن با ولایت آن بزرگواران تعریف می‌شود.

از بیان اهل بیتع جهت رازگشایی از باطن آیات قرآن - بهره‌گیری از بیان اهل بیت(ع) جهت رازگشایی از باطن آیات قرآن

به گزارش ایکنا؛ تاکنون درباره موضوع تأویل قرآن آثار فراوانی نگاشته شده است که طبعاً هر یک به سهم خود زوایایی از این موضوع را کاویده و نکته‌هایی درباره آن فرادید نهاده‌اند. با وجود این، همچنان ضرورت بازخوانیِ دوباره این موضوع به ویژه از منظر روایات اهل بیت(ع) که تنها مرجع دارای صلاحیت برای اظهار نظر در حوزه تأویل هستند، احساس می‌شود.
مقاله «ویژگی‌های «باطن قرآن» از منظر روایات» اثر امین حسین‌پوری که در فصلنامه تخصّصی مطالعات قرآن و حدیث سفینه، سال پانزدهم، شماره ۵۹ منتشر شده، به بررسی این موضوع پرداخته است.
این مقاله به بررسی موضوع پر گفتگوی تأویل و باطن قرآن از منظر روایات اهل بیت(ع) می‌پردازد. محور اساسی سخن درباره این است که با کاوش در احادیث چه ویژگی‌های کلی و عمومی را می‌توان برای باطن قرآن برداشت کرد. روشن است که شناخت این ویژگی‌ها به فهم روایات تأویلی رسیده از اهل بیت(ع) که شمار آنها نیز فراوان است، بسیار مدد می‌رساند و گاه نگاه‌ها را درباره میزان اعتبار این روایات دگرگون می‌کند.
در این نوشتار نگارنده به چهار ویژگی کلی باطن قرآن از منظر روایات اشاره می‌کند: صبغه ولایی باطن قرآن؛ امکان وجود باطن جداگانه برای هر فقره قرآنی مستقل؛ امکان ارتباط ظاهر یک آیه با باطن آیه‌‌ای دیگر؛ امکان ارتباط باطن یک آیه با باطن آیه دیگر. نگارنده در هر بخش کوشیده تا با یادکرد نمونه‌هایی از چهار ویژگی یاد شده به تبیین این خصوصیّات بپردازد.
در بخش نخست مقاله که با عناون «صبغه ولایی باطن قرآن» به رشته تحریر در آمده است، می‌خوانیم: از مجموعه روایت‌های حوزه باطن قرآن، این نتیجه به دست می‌آید که حقیقت باطن قرآن، از یک سو به نمایش نهادن ولایت اهل بیت(ع) و دعوت بدان و مَثَل و نمادی برای هدایت مؤمنان به سوی ابعاد گوناگون ولایت آن بزرگواران است، و از سوی دیگر جلوه‌گر ساختن پلیدی‌های دشمنان آن رهبران گران‌ارج و زنهار دادن مردم از پیروی آنان است.
به عبارت دیگر، قرآن در ظاهر خود در آیات بسیار، مؤمنان را به سوی توحید وگردن نهادن به پیام انبیاء(ص) و به شکل ویژه ایمان به رسول اکرم(ص) فرا می‌خواند. اما همین قرآن کریم در باطن و حقیقت آیات خود، مردمان را به سوی ولایت امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت(ع) و دوری از دشمنان ایشان فرا می‌خواند.
امام صادق(ع) ضمن حدیثی طولانی به ابوبصیر می‌فرمایند: «ما من آیهٍ نزَلت تَقُودُ إلی الجنّه ولا تذکر أهلها بخیر إلاّ وهی فینا وفی شیعتنا، وما من آیه نزلت تذکر أهلها ِشرٍّ ولاتسوق إلی النار إلا وهی فی عدونا ومن خالفنا». بنا بر مضمون این حدیث، همه آیاتی که در آنها سخن از بهشت یا دوزخ است و شایستگان بهشت و دوزخیان را فراز می‌آورد، در حقیقت اشاره به اهل بیت(ع) و شیعیان آن بزرگواران دارد، حتی اگر ظاهر آیه درباره انبیاء پیشین و پیروان و دشمنان آنان باشد.
مولف به عنوان خصوصیت دوم به موضوع امکان وجود باطن جداگانه برای هر فقره قرآنی مستقل می‌پردازد و می‌گوید: یکی از مباحث مهم و اثرگذار در فهم آیات کریمه قرآن که در سالیان اخیر پژوهشگران بدان توجه نشان داده و درباره آن سخن گفته‌اند، مسئله فقره‌ها یا فرازهای تقطیع شده و مستقلّ در آیات قرآن است. روشن است که پرداختن به ابعاد گوناگون این مسئله، در این مجال ممکن نیست و لازم نیز نمی‌نماید. چه پیش از این قلم برخی پژوهشیان به گستردگی درباره آن سخن گفته‌اند. البته محور بحث غالباً، وجود معنای ظاهری جداگانه و قابل استناد برای هر یک از فقره‌های قرآنی است که از نظر لفظی مستقل باشند، چنان که از نمونه‌هایی که خواهد آمد دانسته می‌شود. ولی هدف غایی ما در این بخش اثبات این نکته است که هر فقره قرآن که از نظر لفظی تامّ باشد، علاوه بر آنکه معنایی ظاهری و مستقل از ماقبل و مابعد و حتی سیاق آیات دارد، باطنی مستقلّ و جداگانه دارد که با باطن دیگر فقره‌های همان آیه یا باطن آیات قبل و بعد الزاماً همسو و هم مضمون نیست.
مولف در ادامه می‌افزاید: موضوع سخن ما در این مرحله، نخستین قاعده‌ای است که علامه استخراج کرده‌اند. بر پایه آن قاعده، همان گونه که ایشان نمونه آورده‌اند، هر جمله قرآنی به تنهایی حقیقتی مستقلّ و ثابت دارد که الزاماً فهم آن وابسته به فهم دیگر جملات مرتبط با آن یا نیازمند هماهنگی با سیاق آیات پیشین و پسین نیست. این دیدگاه علامه بسیار شایان توجه است، چه کلید فهم بسیاری از روایتهای تفسیری را به دست ما می‌دهد.
صرف نظر از ارتباط میان چهار مفهوم ظهر و بطن و حدّ و مطلّع که در کلام مفسّرانی همچون علامه طباطبایی از آن سخن به میان آمده است، روشن است که ظاهراً حدّ و مطّلع هر دو از مقوله معنا هستند. همچنین در این حدیث حرف را در کنار آیه جای داده‌اند، پس مراد از حرف، یا هر یک از حروف الفبا یعنی «أ»، «ب»، «ت» و… است و یا بخشی که از یک آیه کوچکتر است؛ نوع دوم خود می‌تواند شامل هر تک کلمه یا هر جمله تامّ المعنی باشد و در هر دو صورت، این بخش از این روایت می‌تواند گواهی بر درستی قاعده‌ای باشد که علامه برداشت کرده‌اند. زیرا اگر حتی مراد از حرف، یک حرف الفبا باشد و آن حرف به تنهایی معنایی مستقل داشته باشد، آنگاه هر جمله تام در آیه به طریق اولی معنایی مستقلّ خواهد داشت.
مولف درباره روش عملی اهل بیت(ع) این‌گونه توضیح می‌دهد: یکی از مهم‌ترین دلایل وجود معنای جداگانه برای جمله‌های تامّ قرآنی یا همان فرازهای تقطیع شده از آیه، روش عملی اهل بیت(ع) است. بدین معنا که آن بزرگواران در موارد متعدد به فقره‌های کوتاه قرآنی استناد جسته و از آن حکمی را برکشیدهاند و معنای فراز آمده را به جملات پیشین و پسین در همان آیه وابسته نکرده‌اند. سید محمد علی ایازی با اشاره به این نکته به عنوان یکی از دلایل حجیت فرازهای تقطیع شده قرآنی، این گونه استنادات اهل بیت(ع) را دو دسته بررسی کرده است: استناد به آیات غیر مرتبط به باب؛ استناد به آیات برخلاف سیاق.
نگارنده مقاله در مورد روش مفسران توضیح می‌دهد: علاوه بر دلایل یاد شده، روش عملی مفسران و بهره‌گیری آنها از این رویکرد نیز می‌تواند به عنوان گواهی بر وجود معنای مستقل برای هر فقره تامّ قرآنی باشد.
باری بر پایه قاعده‌ای که درباره آن سخن گفتیم و برای نخستین بار ظاهراً مرحوم طباطبایی به اهمیت آن تنبه داده‌اند، دریچه‌ای دیگر به گلستان معارف بیکران قرآن گشوده می‌شود. حتی بر این اساس، فهم بسیاری از روایت‌ها نیز که معصومان(ع) در آنها از این شیوه بهره گرفته‌اند، آسان‌تر و مستدلّ‌تر می‌شود.
آنچه گذشت مقدمه‌ای ضروری بود برای اثبات آنچه در این بخش خواهیم گفت. نشان دادیم که هر فقره قرآنی را که از نظر لفظی تامّ باشد، میتوان از جهت معنایی نیز کامل و مستقل از دیگر بخش‌های آیه و نیز مستقل از سیاق آیات مد نظر گرفت و معنایی از ظاهر آن برداشت کرد. اکنون می‌افزاییم که آن فقره ممکن است نه تنها ظاهری مستقل داشته باشد، بلکه این امکان وجود دارد که باطنی نیز متناسب با ظاهر آن فقره داشته باشد که لزوماً به باطن دیگر قسمت‌های آیه یا حتی ظاهر دیگر فقرههای آیه وابسته نباشد. به قید «لزوماً» در اینجا باید نیک در نگریست.
معنای این قید، آن است که باطن هر فقره از آیه ممکن است با باطن دیگر فقره‌ها هماهنگ و کاملاً همراستا باشد، همچنانکه در بسیاری نمونه‌ها این گونه است. ولی این نیز ممکن است که در مواردی میان باطن یک فقره با باطن فقره‌های دیگر یک آیه تفاوت روشن وجود داشته باشد. بنابراین هماهنگ نبودن باطن یک فقره با ظاهر یا باطن فقره‌های دیگر را نباید امری شگفت و خلاف قاعده دانست و روایتی را که آن معنا را مطرح کرده است به سرعت کنار نهاد. زیرا روشن است که باطن، حقیقتی پنهان در آن سوی ظاهر است و حدّ و مرزهای کلی ظاهر آیه یا فقره قرآنی در آن نیز لحاظ می‌شود. حال اگر ظاهر، معنایی مستقلّ از دیگر بخش‌های آیه داشته باشد، باطن نیز به تَبَع آن معنایی مستقل از باطن یا ظاهر دیگر بخش‌های آیه خواهد داشت.
در قسمت نتیجه‌گیری مقاله می‌خوانیم: در زمینه ویژگی‌های باطن قرآن از مجموع روایات برداشت می‌شود که باطن قرآن صبغه ولایی و مرتبط با مقامات اهل بیت(ع) دارد و تنها بر اساس پیوند آن با ولایت آن بزرگواران تعریف می‌شود.
امکان وجود باطن جداگانه برای هر فقره قرآنی‌ مستقلّ از فقره دیگر‌ از خصوصیات باطن قرآن است. از سوی دیگر ممکن است ظاهر یک آیه با باطن آیهای دیگر مرتبط باشد، به این معنا که با استناد به ظاهر یک آیه می‌توان مقدمات کشف باطن آیه‌ا‌ی دیگر را فراهم کرد. این نیز خصوصیت دیگری برای باطن قرآن است. سرانجام خصوصیت چهارم آن است که ممکن است باطن یک آیه با باطن آیه دیگری مرتبط باشند و بتوان از باطن آیه‌ای برای کشف باطن آیات دیگر کمک گرفت. نکته مهم در اینجا آن است که فرایند اِعمال همه ویژگی‌های یاد شده، تنها و تنها در گستره صلاحیت معصوم(ع) است. از این رو اقوال مفسّران جز معصومان، اگر با ادعای تبیین باطن قرآن مطرح شود، به حکم عقل، فاقد حجیّت است.

انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

تحلیل نظام‌مند از عوامل ماندگاری و اثربخشی عاشورا در طول تاریخ

دسته بندی: قرآن
0 views


گروه اندیشه ــ امام حسین(ع) برای جاودانه ساختن آثار قیام خود، استفاده از سنن الهی و ضوابط بشری را در دستور کار قرار داد و توانست ندای حقیقت‌طلبی خود را برای قرن‌ها به گوش جهانیان برساند.

نظام‌مند از عوامل ماندگاری و اثربخشی عاشورا در طول تاریخ - تحلیل نظام‌مند از عوامل ماندگاری و اثربخشی عاشورا در طول تاریخ

وقتی حماسه عاشورا از نظرگاه ماندگاری آثار و پیامدهایی که در طول تاریخ بر جای گذاشته شده است تحلیل شود به این نکته رهنمون خواهیم شد که امام حسین(ع) برای دستیابی به این هدف یکسری عوامل را مدنظر داشته و قیام خود را بر اساس یک‌دسته عوامل پیشینی و پسینی سامان بخشیده است. اگر بخواهیم به این عوامل اشاره کنیم، باید بگوییم دسته اول، عواملی است که امام پیش از آغاز حماسه به رعایت و تحقق آنها نظر داشته است. این عوامل عبارتند از: تکیه بر وعده الهی مبنی بر ماندگاری حق و زهوقیت باطل که در آیه شریفه «وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا؛ و بگو حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابودشدنى است» (اسرا/۸۱)، و آیه «قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا یُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا یُعِیدُ؛ بگو حق آمد و [دیگر] باطل از سر نمى‏‌گیرد و بر نمى‌گردد» (سبا/۴۹) بیان شده است. از این عامل می‌توان با عنوان «توکل به وعده الهی» یاد کرد.
برنامه‌ریزی هوشمندانه برای قیام حسینی ناشی از لطف و رحمت الهی بود؛ یعنی چون خداوند رنگ و بوی اخلاص را از همان ابتدا در ضمیر حضرت سیدالشهداء یافته بود و می‌خواست اثری که حضرت در آینده‌ای نزدیک پدید می‌آورد، ماندگار بماند، آن چنان تدبیر مستحکم و عالمانه‌ای را به ایشان افاضه کرد که تمام مراحل قیام را آن طور که باید اداره کند.
دومین عامل، برنامه‌ریزی هوشمندانه یا عنصر تدبیر بود که بر چند پایه استوار بود: ارزیابی مسیرهای محتمل برای نیل به مقصود؛ مدیریت افکار عمومی؛ رسانه‌ای کردن برنامه قیام؛ استفاده حداکثری از منابع؛ تربیت صحیح یاران و مبلغان.
دومین دسته عوامل مربوط به عواملی است حضرت هنگام وقوع حماسه عاشورا به آنها توجه داشت و در دو بخش عوامل درونی و بیرونی گنجانده می‌شوند. عوامل درونی عبارتند از: خالص کردن کار برای خدا و رضایت به قضای الهی؛ مراقبت دقیق بر احیای شعائر دینی و راه و روش جوانمردی؛ قیام همه‌جانبه در راه خدا و فداکاری تا سر حد امکان. عوامل بیرونی نیز عبارتند از: کیفیت و صورت عجیب قیام؛ استفاده از همه اقشار و گروه‌های جامعه (فطرت مآبانه بودن قیام). در ادامه توضیحی مختصر در اینباره ارائه می‌شود:
تکیه بر آیه «جاء الحق» و توکل به مشیّت مطلقه الهی و هم‌چنین اطمینان به قدر و رضایت به قضای باری تعالی جلوه‌ای است از صداقت و اخلاص سیدالشهداء. مضامین برخواسته از این تفکر را می‌توان در خطبه‌های امام در روز عاشورا جستجو کرد. مراقبت بر احیای شعائر دینی که در اقامه نماز ظهر عاشورا به اوج می‌رسد، رعایت راه و روش جوانمردی که به وضوح در داستان حر بن یزید ریاحی نقش می‌بندد و هم چنین قیام همه‌جانبه و بذل تمام داشته‌ها در راه خدا، همه و همه شاهدی است گویا از عمق عشق و اردات خالص حضرت حسین(ع). همچنین «صورت عجیب قیام»، یعنی کیفیت و ترکیب دو سپاه – سپاه سیدالشهداء و سپاه کوفه و شام – دلیلی است بر عمق غربت و مظلومیت حسین(ع) و نشانگر میزان شجاعت و پایمردی ایشان.
استفاده از همه اقشار، طبقات و گروه‌های جامعه می‌تواند باعث همه‌گیر شدن هرچه بیشتر این قیام برحق باشد. تمام اقشار جامعه از قبیل فقیر و ثروتمند، سیاه پوست و سفید پوست، مسلمان و مسیحی، پیر و جوان و … در این حماسه برای خود نماینده و نظیری می‌یابند و بدین طریق تمام بشریت می‌توانند با حماسه عاشورا ارتباط برقرار کنند و پیوند بخورند. فطرت‌مآبانه بودن قیام، حد و مرزهای سیاسی، اعتقادی ، فرهنگی و … را می‌شکند و گروه‌های مختلف جامعه را حول هدفی مشترک گرد هم می‌آورد و به همکاری وا می‌دارد. شاید همین عامل باعث شده حماسه حسینی فراملیتی و فراجناحی باشد و به قشر و گروه خاصی تعلق نگیرد و به جای‌جای جهان صادر شود.
دسته سوم عوامل که در ماندگار کردن قیام عاشورا نقش داشت عواملی بود که پس از واقعه عاشورا محقق شد. این عوامل عبارتند از: تحریف‌ناپذیری قیام؛ نقش مبلغان؛ موثر واقع شدن قیام در طول تاریخ و عنصر کارآمدی؛ ابدی بودن اهداف قیام؛ ادامه‌دار بودن قیام و بازگذاشتن مسیر برای نسل‌های آینده.
منظور از تحریف ناپذیری این قیام این است که دشمنان نهضت عاشورا هرگز نتوانسته‌اند پیام و هدف عاشورا را دستخوش دگرگونی و تحریف قرار دهند. در هر کجای جهان هرکه حسین(ع) را می‌شناسد او را مردی طلایه‌دار آزادگی و شهید راه حفظ ارزش های انسانی و اخلاق می‌داند. گرچه رژیم فاسد بنی امیه توانسته بود تاحدی چهره ی منزّه حضرت امیرالمومنین علی(ع) را در برخی مناطق با تمسّک به دروغ و نیرنگ مخدوش سازد اما در داستان کربلا به رغم وجود تبلیغات وسیع و تلاش‌های بی شائبه، از همان ابتدا راه ورود تحریف و تخطئه به اهداف مقدس امام حسین(ع) بسته بود و دشمن همواره ناکام. جنبش تبلیغی عاشورا با وجود مقدس حضرت زینب(س) و حضرت سجاد(ع) آغاز شد و با نقش‌آفرینی طیف عظیمی از خاندان عصمت، تاریخ‌نویسان و شاهدان واقعه عاشورا، دوست‌داران خاندان اهل بیت(ع)، واعظان ، شاعران و … تداوم یافت. علاوه بر این امروزه جمعی از محققان و پژوهشگران غیرمسلمان نیز در روایت «آنچه گذشت» های واقعه کربلا به ایفای نقش پرداخته‌اند تا وظیفه مهم رساندن پیام عاشورا در گستره وسیع‌تر محقق شود. سوای این، قلوب داغ دار عاشقان کربلا و امام حسین(ع) که به عشق ایشان و یاران وفادارش می‌تپد، خود می‌تواند بزرگ‌ترین رسانه و مبلغ این نهضت بشمار رود که هر لحظه یاد و خاطره حضرت حسین(ع) را برای انسان تداعی می‌کند.
این مُبلّغ که بیشترین نقش را در زمینه ماندگاری و بزرگداشت حماسه عاشورا دارا می‌باشد، لطفی است از جانب خداوند رحمان در راستای حفظ حق و حقیقت، چنانکه حماسه عاشورا بزرگ‌ترین و تماشایی‌ترین صحنه جدال حق و باطل بوده و هست.
درباره موثر واقع شدن این قیام در طول تاریخ و رابطه آن با موضوع ماندگاری یک مسئله مطرح است: آیا دلیل ماندگاری قیام عاشورا تاثیرگذاری و موثر واقع شدن در طول تاریخ است یا علت موثر واقع شدن و تاثیرگذاری در طول تاریخ، ماندگاری قیام عاشوراست. به عبارت خلاصه‌تر، آیا ماندگاری علت تاثیرگذاری است یا تاثیرگذاری علت ماندگاری؟
قیام‌های متعددی که در طول تاریخ صورت پذیرفته است عموما جنبه شخصی و فردی داشته و اهداف معین و محدودی را دنبال کرده‌اند. به همین خاطر بعد از گذشت مدتی، تنها می‌توان نام آنها را در کتب تاریخی یافت؛ اما در قیام عاشورا چنانچه گفته شد ویژگی فطرت مآبانه بودن اهداف و شاکله قیام در کنار دیگر عواملی که به آنها اشاره شد مانع از ایستایی و رکود این حماسه در ظرف زمان و مکان شد.
بعد از وقوع حماسه عاشورا جنبش‌های متعددی متاثر از این قیام شکل گرفت که از آن جمله می‌توان به جنگ عین الورده، جنبش مختار بن ابی عبید ثقفی و قیام محمد نفس زکیه اشاره کرد. هم چنین نهضت‌های دیگری مانند انقلاب اسلامی ایران و مبارزه مردم هند با استعمار انگلستان و دیگر جنبش‌ها و خیزش‌هایی که در جهان تحت تاثیر ارزش‌هایی که امام حسین(ع) در جوامع بنیان گذاشت به وقوع می‌پیوندد.

با توجه به توضیحات بالا، زمان آن رسیده تا به مسئله‌ای که در آغاز سخن طرح شد اینگونه پاسخ بدهیم: رابطه ماندگاری و تاثیرگذاری یک رابطه دو سویه و از جنس ترکیبات حقیقی اتحادی است که هر دو طرف ترکیب نیازمند به یکدیگرند و بینشان تلازم وجود دارد.
امام حسین(ع) اهدافی را به عنوان اهداف قیام خود برگزید و مطرح نمود که پایان‌ناپذیر و فرازمانی‌اند و دست‌یابی به آنها به راحتی ممکن نیست. مثلا اصلاح امت رسول خدا هدفی است که الی یوم القیامه ادامه خواهد داشت. بنابراین از آن جهت که پایان هر قیام مصادف است با زمان دست‌یابی به اهداف آن قیام، حماسه عاشورا تا زمان دست‌یابی به اهداف متعالی و بلند خود ادامه خواهد داشت.
هنوز عاشقانی که حسرت حضور در روز عاشورا ی سال ۶۱ را می‌خورند و شعار «یالیتنی کنامعکم» سر می‌دهند این فرصت برایشان فراهم است که با پیروی از نهضت عاشورا خود را در زمره یاران حقیقی آن شهید مظلوم درآورند.

یادداشت از مصطفی شاکری
انتهای پیام

 

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

وجود فضای گفت وگو و مناظره یکی از مصادیق توسعه است

دسته بندی: قرآن
0 views


فضای گفت وگو و مناظره یکی از مصادیق توسعه است - وجود فضای گفت وگو و مناظره یکی از مصادیق توسعه است

فرشاد نوروزپور، مشاور استاندار گیلان در امور جوانان در گفت وگو با ایکنا از گیلان، با اشاره به برگزاری مرحله منطقه ای هفتمین دوره مسابقات ملی مناظره دانشجویان ایران به میزبانی گیلان، اظهار کرد: مسئله گفت وگو، مناظره، مباحثه، تبادل افکار و تضارب آرا همواره مورد توجه جوامع در طول تاریخ بوده است.

وی با اشاره به تاکید موکد فرهنگ ملی و اسلامی ما به جایگاه گفت وگو، مناظره و تضارب آرا، افزود: مقوله مناظره و تبادل افکار در سال های پرتنش سیاسی اوایل انقلاب با محوریت علمای بزرگی همچون شهید بهشتی و شهید مطهری و سایر رهروان مکتبی انقلاب دنبال می شد و نقش عمده ای در کاهش تنش های سیاسی جامعه ایفا کرد.

مشاور استاندار گیلان در امور جوانان، برگزاری مسابقات ملی مناظره در حوزه دانشجویان را یک ابتکار مثبت و یک خوش سلیقگی دانست و تصریح کرد: دانشگاه علاوه بر کارکردهایی که در عرصه های علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارد، مرکزی برای تربیت نیروی انسانی است و این نیروی انسانی برای توانمند شدن به فرهنگ گفت وگو و مهارت تعامل و تبادل نظر نیاز دارد.

نوروزپور، با اشاره به حضور قاعده هرم سنی کشور در دانشگاه ها، خاطرنشان کرد: جوانان هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی مهمترین گروه های هدف جامعه را تشکیل می دهند و لذا این خصوصیت اجتماعی یکی از آماده ترین بسترها را برای نهادینه کردن فرهنگ گفت وگو و مناظره فراهم می کند.

وی محیط دانشگاه را محیط گفت وگو و تبادل نظر فارغ از حوزه های تحصیلی دانست و اضافه کرد: گفت وگو، تبادل نظر و تضارب آرا به کاهش تنش های اجتماعی کمک می کند و موجب می شود به مسیری غیر از مسیرهای هیجانی که رنگ و بوی شعار دارد، هدایت شویم. بی تردید خروجی گفت وگوها و مناظره های سازنده و حرفه ای در اصلاح امور و بهبود وضع کشور تاثیرگذار خواهد بود.

فعال فرهنگی و رسانه ای گیلان، با تاکید بر لزوم توجه به مسئله گفت وگو و مناظره در بین اهالی دانشگاه که قاطبه آن را جوانان تشکیل می دهند، خاطرنشان کرد: فرهنگ نقد و ارائه نظر در کوتاه مدت موجب حل مسائل و مشکلات اجتماعی و کاهش تنش ها در فضاهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی می شود، اما در بلندمدت به عنوان یک هدف ما را به سمت توسعه سوق می دهد.

وی با بیان اینکه فضای دیالوگ، گفت وگوی سالم و نقد منصفانه باید به عنوان یک ابزار در هر جامعه ای رونق داشته باشد، گفت: وجود فضای گفت وگو و مناظره یکی از مصادیق توسعه است لذا نیاز داریم بیشتر به این عرصه ورود کنیم و برگزاری مسابقات ملی مناظره دانشجویان یکی از نمونه های بارز این ظرفیت سازی است.

به گزارش ایکنا، مرحله استانی مسابقات ملی مناظره دانشجویان به همت جهاددانشگاهی استان گیلان از ۲۱ لغایت ۲۵ مرداد ۹۷ در دانشگاه پیام نور رشت برگزار شد. در این راستا، مرحله منطقه ای مسابقات ملی مناظره دانشجویان نیز با حضور تیم های شرکت کننده از استان های اردبیل، زنجان، مازندران، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، قزوین و گیلان از ۲۹ مهر لغایت ۲ آبان ۹۷ در دانشگاه گیلان در حال برگزاری است.

این مناظره به همت معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی استان گیلان و با مشارکت سایر نهادهای فرهنگی استان برگزار شده است.

انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

ثبت‌نام بیش از ۳۲ هزار نفر از استان مرکزی در سامانه سماح

دسته بندی: قرآن
0 views


بیش از ۳۲ هزار نفر از استان مرکزی در سامانه سماح - ثبت‌نام بیش از ۳۲ هزار نفر از استان مرکزی در سامانه سماح

به گزارش ایکنا از استان مرکزی، وحید اسکندری، مسئول کمیته اعزام ستاد اربعین حسینی(ع) استان مرکزی صبح دوشنبه ۳۰ مهرماه با حضور در جلسه ستاد اربعین استان که به منظور ارائه گزارش روسای کمیته ستاد اربعین در استانداری مرکزی برگزار شد، اظهار کرد: ثبت‌نام زائرین اربعین در سامانه سماح از ۴ مهرماه سال جاری آغاز شده است.
وی ادامه داد: تاکنون نزدیک به ۳۲ هزار و ۴۷۷ نفر از مردم استان در سامانه سماح ثبت‌نام نموده‌اند.
مسئول کمیته اعزام ستاد اربعین حسینی استان مرکزی افزود: کنسول‌گری موقت عراق در اراک از ۱۵ مهرماه آغاز بکار کرده است.
اسکندری گفت: با توجه به اینکه صدور روادید شهرهای کاشان و لرستان را پوشش می‌دهیم تابه امروز ۴۳ هزار و ۱۷ گذرنامه به سفارت ارسال شده است و ۵ هزار ویزا در نوبت صدور قرار دارد.
وی تاکید کرد: درحال حاضر روزانه به طور متوسط ۴ هزار ویزا برای زائرین اربعین صادر می‌شود که نسبت به سال گذشته با روند افزایشی صدور ویزا موجه بودیم.
انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

بهمن عسگری: بعد از بازی‌های آسیایی به دنبال تسویه حساب با مسابقات جهانی هستم/ جایی برای اشتباه وجود ندارد

دسته بندی: ورزشی
1 views


بهمن عسگری در گفت‌و‌گو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم، در خصوص وضعیتش برای حضور در مسابقات جهانی کاراته اظهار داشت: به دلیل اینکه در ماه‌های گذشته در بازی‌های آسیایی ۲۰۱۸ اندونزی و بعد از آن لیگ جهانی آلمان حضور داشتم از شرایط خوبی برخوردار هستم. بعد از مسابقات آلمان دو هفته تمرینات قدرتی و یک هفته تمرینات سرعتی را در اردوی تیم ملی پشت سر گذاشتیم و تمرینات کومیته را  آغاز کردیم تا به اوج آمادگی دست پیدا کنیم.

وی عنوان کرد: خدا را شکر از لحاظ بدنی به شرایط خوبی رسیدم و قطعا در هفته‌های پیش رو نیز با برنامه کادرفنی همه بچه‌ها به شرایط آرمانی از لحاظ ذهنی و بدنی دست پیدا خواهند کرد تا بهترین عملکرد را در مسابقات جهانی اسپانیا داشته باشند. 

قهرمان بازی‌های آسیایی با ابراز رضایت از عملکرد خود در یک سال گذشته گفت: یک سال اخیر شرایط بسیار خوبی داشتم و تقریبا از هر مسابقه‌ای با مدال بازگشتم. تلاش کردم در این مدت با توجه به اینکه از رقبای خود فاصله گرفته بودم و در رنکینگ عقب افتاده بودم بسیار متمرکز عمل کنم. بارها نیز عنوان کرده بودم که از بازی‌های آسیایی و مسابقات جهانی مدال طلبکار هستم که خدا را شکر در  بازی‌های آسیایی با کسب مدال طلا سربلند باشم.

عسگری تاکید کرد: در اسپانیا نیز با وجودی که سطح مسابقات با بازی‌های آسیایی از زمین تا آسمان فرق می‌کند، تمام تمرکز خود را برای بهترین عملکرد خواهم گذاست. در مسابقات جهانی هیچ جایی برای حتی یک اشتباه وجود ندارد و برای موفقیت باید از اشتباهات حریف استفاده کرد. موفقیت در مسابقات جهانی نیازمند تمرکز زیاد در کنار آمادگی بدنی و روحی است تا بتوان به موفقیت دست یافت. من نیز بعد از تسویه حساب با بازی‌های آسیایی به دنبال انجام این کار با مسابقات جهانی هستم و مطمئنم با ارائه بهترین عملکرد می‌توانم به مدال نیز دست پیدا کنم. 

وی در خصوص مسابقات کومیته تیمی و امکان کسب سومین عنوان قهرمانی جهان گفت: ابتدا باید از تمام بچه‌هایی که در این چند سال عضو کومیته تیمی بودند، تشکر کنم. ما چند سال است در کنار هم زندگی کردیم و خاطرات خوبی را ثبت کردیم.  اگر باز هم عضو این تیم باشم مثل همیشه به حضور در کنار این دوستان افتخار خواهم کرد. تیمی که همه دنیا به آن احترام می‌گذارد و آن را دوست دارند.

ملی‌پوش کاراته ایران خاطرنشان کرد: همه بازیکنان ما در کومیته تیمی ستاره هستند و من واقعا از حضور کنار چنین بازیکنان و کادرفنی خوشحالم. امیدوارم اگر عضو این تیم بودم باز هم تلاش کنم تا بردهای شیرینی برای تیم کسب کنم تا بتوانیم به مقام قهرمانی دست پیدا کنیم و هت‌تریک قهرمانی کومیته تیمی را جشن بگیریم.

انتهای پیام/

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

سالروز آغاز عملیات «عاشورای ۴»؛ فرصتی برای خروج از رکود

دسته بندی: قرآن
0 views


آغاز عملیات «عاشورای 4»؛ فرصتی برای خروج از رکود - سالروز آغاز عملیات «عاشورای 4»؛ فرصتی برای خروج از رکود

به گزارش ایکنا، عملیات عاشورای ۴ در تاریخ ۳۰ مهرماه ۱۳۶۴ با هدف انهدام نیرو‌های دشمن در منطقه عملیاتی غرب دریاچه «اُ مُ النِّعاج» در «هُورالهویزه» انجام شد. عملیات عاشورای ۴ در منطقه‌ای به‌وسعت ۱۱۰ کیلومتر مربع به همت دلاورمردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با موفقیت به پایان رسید. در عملیات عاشورای ۴ بیش از ۴۰۰ تن از افراد دشمن کشته و زخمی شدند و تجهیزات و یگان‌های متعددی از آن‌ها نابود شد.
حماسه مجاهدین عراقی در هور الهویزه‌:
کار مجاهدین عراقی در جریان عملیات قدس ۵ به آزادسازی بخشی از دریاچه «ام‌النعاج» عراق در منطقه «هورالهویزه» منتهی شد و سپس عملیات «عاشورای ۴» در وسعتی به میزان ۱۱۰ کیلومترمربع برای آزادسازی کامل این دریاچه با همان ترکیب نیرو‌های عمل کننده در عملیات پیشین به اجرا درآمد.
نیرو‌های تیپ ۹ بدر ساعت ۲ بامداد ۳۰ مهرماه ۱۳۶۴ این حمله را آغاز کردند. پناهنده شدن دو تن از نیرو‌هایی ارتش عراق و ارائه اطلاعات مناسب پیرامون این منطقه در روند عملیات عاشورای ۴ مؤ‌ثر واقع شد. زمان حمله یک روز پیش از میلاد حضرت امام موسی‌کاظم (ع) بود و به همین مناسبت رمز عملیات» یا موسی‌الکاظم (ع)» تعیین شد. نیرو‌ها در غرب دریاچه به لحاظ استفاده از اصل غافلگیری و پشتیبانی مؤثر توپخانه، به راحتی به اهداف خود رسیدند و بدین وسیله ۱۵ کمین دشمن که از نیرو‌های «فرسان الهور» به معنی نیرو‌های اطلاعاتی هور بودند، سقوط کرده و پیشروی تا سقوط کامل دریاچه ادامه یافت.
دشمن پاتک خود را در صبح روز نخست عملیات، آغاز کرد، اما با اتخاذ تدابیر خونسردی و صبر، نیرو‌های مجاهد عراقی که در میان نیزار‌ها کمین کرده بودند، پس از نزدیک شدن دشمن، به آن‌ها حمله‌ور شده و پاتک آنان را خنثی کردند. پاتک دوم نیز در ساعت ۱۴ همان روز با پشتیبانی توپخانه و حمایت هواپیما‌های «پی. سی ۷.» آغاز شد.
این پاتک نیز به همان صورت نخست پاسخ داده شد و در نتیجه نیروهای بعثی با شماری کشته و زخمی و اسیر و با به جای گذاشتن ۸ فروند قایق خود عقب نشستند، اما در این تعقیب و گریز یک فرمانده از مجاهدان عراقی به نام «ابوالخیر» به شهادت رسید. در روز دوم عملیات، دشمن برای باز پس گرفتن دریاچه ام‌النعاج ۳ بار متوالی اقدام به پاتک نمود، که در هر سه بار با رعایت اصل استتار و غافلگیری از سوی مجاهدین عراقی و مقاومت آن‌ها رو به رو شدند و با دادن تلفات و خسارات فراوان از معرکه نبرد گریختند.
این عملیات که رسیدن به همه اهداف معین شده را در پی داشت، به آزادسازی ۱۱۰ کیلومتر مربع از منطقه هور الهویزه عراق، ۶۴ پایگاه، ۷ آبراه در غرب دریاچه و تصرف سه پاسگاه و ۳ کمین دشمن و همچنین‌۲۷ فروند قایق و بلم، ۹۹ قبضه سلاح نیمه سنگین، ۱۰ قبضه ضد هوایی تک لول کالیب ۵/۱۴ میلیمتری و ۴ قبضه خمپاره‌انداز ۸۲ و ۶۰ میلیمتری و تعداد زیادی دوشکا و آر. پی. جی از دشمن به غنیمت گرفته شد. در طول این عملیات ‌۲۵ پاسگاه، یک فروند هواپیمای پی. سی ۷ و ۱۰۰ فروند قایق و بلم دشمن منهدم شد. طی این عملیات تعداد ۴۱۶ تن از نیروهای دشمن کشته و زخمی شده یا به اسارت در آمدند.
سال ۶۵- ۱۳۶۴:
رکودی که از تیرماه سال ۶۱ به دنبال عملیات رمضان بر جبهه خودی سایه افکنده بود و رزمندگان در مقابل دیوار دفاعی عراق متوقف مانده بودند تا اواخر سال ۶۴ نیز ادامه یافت. در این سال سلسله عملیات محدود و ایذایی تحت عنوان قدس، ظفر و عاشورا انجام گرفت. همچنین در جبهه جنوب (هورالهویزه) در فصل تابستان تحرک زیادی از جانب نیرو‌های خودی صورت گرفت، امری که هیچ گاه در گذشته به چشم نمی‌خورد. در کنار اقدامات فوق، کار بر روی فاو نیز در جریان بود.
اواخر سال ۶۴ در میان ناباوری محافل خارجی و کشور‌های عربی، خصوصاً شیخ نشین کویت، عملیات بزرگ والفجر هشت (فتح فاو) در اوج غافلگیری ارتش عراق انجام شد. از جمله عوامل مؤثر در غافلگیری عراق شدت فعالیت جبهه خودی در هورالهویزه بود که با توجه به اینکه طی سال‌های ۶۲ و ۶۳ محور اصلی عملیات نیرو‌های خودی همین منطقه بود، ذهنیت دشمن را شدیداً متوجه خود کرد. به هر حال شهر فاو در روز سوم عملیات تصرف شد و تثبیت مواضع بیش از ۷۰ روز به طول انجامید. فتح فاو پیامد‌های بسیاری دربرداشت. اصلی‌ترین نتیجه آن بر هم خوردن توازن در صحنه نظامی سیاسی جنگ بود که تشدید جنگ شهر‌ها را در پی داشت. از سوی دیگر در یک توطئه جهانی با شرکت آمریکا، اروپا و کشور‌های عربی منطقه، قیمت نفت تا مرز ۵/۵ دلار در بشکه سقوط کرد.
در سال ۶۵ فرماندهان نظامی درصدد برآمدند که با دستیابی به یک پیروزی دیگر مانند فاو جنگ را به نقطه روشنی برسانند. از این رو عملیات کربلای ۴ در شلمچه طرح‌ریزی شد. لیکن آمریکا که پس از فاو به این نتیجه رسیده بود که در صورت تکرار پیروزی‌های ایران منافع او به خطر خواهد افتاد، کمک‌های اطلاعاتی خود را به عراق شدیدا افزایش داد به گونه‌ای که هنگام آغاز عملیات کربلای ۴، کاملاً از عملیات مطلع بود و به همین خاطر پس از شب اول عملیات، فرماندهان سپاه ادامه عملیات را مصلحت ندانسته و آن را متوقف کردند.
۱۵ روز پس از عملیات کربلای ۴ طی یک ابتکار عمل بدیع سپاه عملیات کربلای ۵ طرح‌ریزی کرد و در حالی که عراق خود را برای حمله به فاو آماده می‌کرد و عملیات سالانه ایران را نیز تمام شده تلقی می‌کرد، یک بار دیگر غافلگیر شد، اما این بار از لحاظ زمان (نه مکان). عملیات کربلای پنج بسیار سخت بود؛ جبهه خودی درصدد آن بود که با رسیدن به کانال زوجی در کنار شهر بصره قرار بگیرد و عراق نیز کوشش می‌کرد به هر قیمت ممکن از پیشروی ایران جلوگیری کند. بدین معنا که بر خلاف والفجر هشت که عراق زمین را واگذار کرد تا زمان را بدست آورد، تلاش عراق مصروف آن بود که زمین را حفظ کند. به هر تقدیر عملیات کربلای پنج نیز مانند هشت دارای پیامد‌های زیادی بود، به گونه‌ای که سال بعد، سال رقم خوردن سرنوشت جنگ قلمداد شد.

انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

امر به معروف و نهی از منکر به فرهنگ تبدیل شود

دسته بندی: قرآن
1 views


به معروف و نهی از منکر به فرهنگ تبدیل شود - امر به معروف و نهی از منکر به فرهنگ تبدیل شود

به گزارش ایکنا از گیلان، عبدالله پاکاری، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان گیلان امروز، ۲۹ مهر در جلسه شورای امر به معروف و نهی از منکر بنیاد استان، اظهار کرد: باید از تمامی ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های موجود فرهنگی در جهت احیای فریضه واجب امر به معروف و نهی از منکر استفاده کنیم.

وی انقلاب اسلامی را یک امر به معروف دانست و افزود: اگر بخواهیم منویات امام راحل، رهبر معظم انقلاب و شهدا زنده بماند باید امر به معروف و نهی از منکر انجام دهیم، زیرا بدون امر به معروف و نهی از منکر ادامه حیات انقلاب ممکن نیست.

مدیرکل بنیاد شهید گیلان، با بیان اینکه امر به معروف و نهی از منکر باید به فرهنگ تبدیل شود، خاطرنشان کرد: اگر این فرهنگ در کشور پیاده شود که مردم امر به معروف و نهی از منکر را در زندگی خود جاری و ساری کنند، بسیاری از مشکلات و معضلات جامعه حل و فصل شده و دیگر تکرار نخواهد شد.

پاکاری، مرحله اول امر به معروف و نهی‌ از منکر را قلبی، مرحله دوم را لسانی و مرحله سوم را عملیاتی دانست و گفت: باید امر به معروف و نهی ‌از منکر در تمام ابعاد نظام اسلامی اجرایی شود.

وی یادآور شد: ما برای زنده ماندن و دوری از نابودی باید امر به معروف و نهی‌ از منکر که حکم الهی و مکتب اهل بیت(ع) و همچنین مورد تاکید رهبر معظم انقلاب است را از خود و خانواده خود شروع کنیم.

انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است

دسته بندی: قرآن
1 views


 با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است - عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است

به گزارش ایکنا؛ همایش «پرسش از امر دینی در جهان معاصر» شامگاه ۲۹ مهر ماه با سخنرانی سید‌جواد میری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به پایان رسید، در ادامه مشروح این سخنرانی را می‌خوانید:
بیژن عبدالکریمی یکی از پیشروترین و پرکارترین فیلسوفان معاصر ایرانی است که تلاش نموده‌‌است ژانری خلق کند که هم در حوزه آکادمیک با مخاطبان خویش به گفت‌وگو بنشیند و هم در حوزه عمومی حضور یابد و هم در مجموع بتواند بنیان‌‌های امتناع فلسفی و چارچوب‌‌های نظری انحطاط تمدنی ایران را مورد نقادی جدی قرار دهد تا از قِبل آن بتوان راهکارهای عملی برای برون‌‌رفت از وضعیت کنونی باز آفرید. البته نادرست خواهدبود اگر پروژه عبدالکریمی را تنها محدود به ایران یا جهان اسلام بنمائیم، زیرا یکی از وجوه غالب در تفکر عبدالکریمی «انسان معاصر» است که اگر مورد غفلت قرار گیرد، به نوعی جفا در فهم بنیان‌‌های فکری و پروژه‌‌ اصلی او است. اما نخستین پرسشی را که باید مطرح کرد، این پرسش به ظاهر بدیهی است که پروژه فکری عبدالکریمی چیست؟ به سخن دیگر، دغدغۀ بنیادی عبدالکریمی چیست که موجب شده است که در آخرین اثر خویش که در سال ۱۳۹۷ به چاپ رسیده‌‌است پرسش از «امکان امر دینی در جهان معاصر» مطرح کند؟ عبدالکریمی آثار بی‌‌شماری به چاپ رسانده‌‌است، ولی اگر بخواهیم اطلس فکری او را در چارچوبی منقح ترسیم کنیم به چند اثر محوری برخورد می‌‌کنیم: هایدگر و استعلا: شرحی بر تفسیر هایدگر از کانت؛ هایدگر در ایران؛ ما و جهان نیچه‌‌ای؛ پایان تئولوژی و شریعتی و تفکر آینده ما. هنگامی‌‌که این آثار را در کنار هم مورد خوانش انتقادی قرار می‌‌دهیم، آن‌گاه می‌‌توان به یک ایدۀ کلی در گفتمان بیژن عبدالکریمی دست یافت که شاید بتوان گفت بُن‌مایه پروژه فکری او را تشکیل می‌‌دهد که تلاشی است تا بتوان از طریق تفکر و مواجهۀ حِکمی و فلسفی… راهی پیداکنیم … برای دفاع… از امکان تفکر معنوی در جهانی که تحت سیطرۀ عقل مدرن گرفتار شده‌‌است….
به سخن دیگر، عبدالکریمی از یک سو به دنبال تخریب «سیطره عقل مدرن» است و از سوی دیگر به دنبال «امکان دفاع از تفکر دینی و معنوی خارج از چارچوب‌‌های تئولوژیک سنتی» است که به زعم او «… به دلیل ارسطوزدگی و فقدان نگرش تاریخی تاکنون نتوانسته‌‌است به لحاظ نظری… عقل مدرن و مدرنیته را که… یک نحوه ظهور تاریخی عقل و عقلانیت و یک رویدادگی عظیم تاریخی است را… بشناسد…به سخنی دیگر،… در درک خویش از جهان مدرن و جهان معاصر ازنوعی تأخر تاریخی رنج می‌‌برد.»
اما پرسش اینجاست که از منظر عبدالکریمی این تأخر تاریخی که رنج آور نیز هست، چه معضلاتی را برای ذهنِ انسان ایرانی ایجاد کرده‌‌است؟ مواجهۀ متاخرانۀ با عقل مدرن حداقل دو نتیجۀ مرگبار برای انسان ایرانی به همراه داشته‌‌است که در نگاه عبدالکریمی باید آن را در دو ساحت مختلف ولی به‌‌هم پیوسته جستجو کرد. در ساحت نخست که شاید بتوان آن‌‌را «ساحت سیاست» نامید، انسان ایرانی عقلانیت مدرن را به غرب جغرافیایی تقلیل می‌‌دهد و لذا «… غرب برایش در صرف کفر والحاد و استعمار خلاصه شده، مواجهه‌‌اش نیز با آن به صرف گفتن مرگ بر آمریکا محدود می‌‌شود. نمی‌‌خواهم بگویم در تمدن غرب کفر و الحاد و وصف استعماری و استثماری وجود ندارد، بلکه سخنم در این است که این نکات حاق مطلب و همه‌‌ قصه نیست. عقل مدرن و مدرنیته یک نحوه ظهور تاریخی عقل و عقلانیت و یک رویدادگی عظیم تاریخی است. این رویدادگی عظیم تاریخی باید بر اساس مبادی تصوری و تصدیقی و در کلیت و یکپارچگی‌‌اش فهم شود و صرفاٌ به پاره‌‌ای از وجوه آن تقلیل نیابد. اما چون مواجهه ما… عمیق، حِکمی و فلسفی نیست… به همین دلیل… بسیاری از تلاش‌‌های ما برای مبارزه با غرب نتیجه معکوس می‌‌دهد».
اما اکنون اجازه دهید به ساحت دوم بپردازیم. مقصود از ساحت دوم این است که برخی دیگر از متفکران که در صدد مقاومت در برابر سیطرۀ عقل مدرن هستند، تلاش می‌‌کنند از ساحت تقلیل‌‌گرایانۀ حوزۀ سیاست عبور کنند و به مبانی بپردازند. عبدالکریمی جریاناتی را که در برابر سیطرۀ عقل مدرن از منظر نوگرایانه ورود می‌‌کنند را نیز به نوعی مورد نقد و انتقاد قرار می‌‌دهد امّا نه از خاستگاه سنتی بلکه از منظر حِکمی. او می‌‌گوید این جریانات «… به‌‌دلیل تن دادن به … فلسفه‌‌های تحلیلی یا فلسفه ویتگنشتاین متقدم و تلاش به منظور ترکیب فلسفۀ اسلامی با فلسفه‌‌های تحلیلی جدید، خود به سر و جان عقل مدرن تبدیل گشته، ناخواسته، و ناآگاهانه سبب بسط عقل مدرن و سکولاریسم حاصل از آن گردیده‌‌است… زیرا، آن‌‌ها… براساس مبانی تفکر دکارتی و کانتی و با تکیه بر انسان متافیزیکی فروبسته در خویش و ناگشوده به امر قدسی، خواهان دفاع از تفکر دینی هستند».

1540161185 511 عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است - عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است
به عبارت دیگر، به دلیل سیطرۀ تأخر تاریخی بر ذهن و زبان انسان ایرانی، او از یک سو به صورت تقلیل‌‌گرایانه مواجهه من ایرانی با عقلانیت مدرن را تبدیل به مواجهۀ سیاسی ایران و غرب(ایران/اسلام و غرب) می‌‌کند ولی متوجه نیست که سوبژکتیویسم دکارتی-کانتی قلعۀ ایمان دینی خود را بازتفسیر کند و سوبژکتیویسم مدرن «همچون اسب تروا است که وقتی وارد قلعۀ ایمان شود، موجبات تسخیر این قلعه را فراهم می‌‌آورد» به بیان دیگر، عبدالکریمی معتقد است، عقل صور تاریخی گوناگونی دارد و این صورت‌‌های مختلف در سنت‌‌های گوناگون به اشکال متفاوتی ظهور می‌‌کنند و این بدین معناست که «عقلانیت دینی با عقلانیت متافیزیکی یونانی و عقلانیت مدرن یکی نیست. اینها صور گوناگون تاریخی عقلانیت هستند».
حال اگر قائل به این شویم که عبدالکریمی رویکرد سوبژکتیویستی دکارتی-کانتی را نمی‌‌پذیرد و هم‌‌زمان رویکرد متافیزیکی ارسطویی که در سنت فقهی و تئولوژیک حوزوی مأوا گزیده است را نیز الکن می‌‌داند، آنگاه باید پرسید راه‌‌حل عبدالکریمی چیست؟ پیش از اینکه به این پرسش پاسخ دهیم، اجازه دهید پرسشی دیگر مطرح کنیم و آن این است که چرا عبدالکریمی با رویکرد «سطح دوم» که پیش‌‌تر بیان کردیم مخالف است؟ به عبارت دیگر، اگر رویکرد سیاسی و تقلیل عقل مدرن به مباحث سوسیولوژیکال مردود است، چرا او استخدام مبانی دکارتی-کانتی در بازسازی عقلانیت اسلامی را مردود می‌‌داند و هم بازسازی اجتماعی فقهی-تئوریک را به عنوان مواجهه فقه‌‌الاصغر اسلامی-شیعی در مقابله با فقه‌‌الاکبر متافیزیک و مدرنیته غربی محتوم به شکست می‌‌داند؟ زیرا عبدالکریمی به شدت بر این مهم پای می‌‌فشارد که هر دو رویکرد به سکولاریزه شدن «امر دینی» منجر خواهد شد و تنها راه عبور از سکولاریسم مواجهه حکمی و مواجهه اصیل فسلفی است.
البته در اینجا باید با نکته‌‌ای اشاره کنیم و آن این است که عبدالکریمی در گفتمان خویش از مفاهیمی استفاده می‌‌کند که در قاموس فلسفه او دارای معنایی متفاوت از چیزی است که ممکن است دیگر متفکران از آن استفاده کنند و به همین دلیل برخی از مفاهیم کلیدی عبدالکریمی نیاز به مفهوم‌‌سازی دارد، که خود او آنها را به دقت پرداخته است، ولی چون در یک‌‌جا متمرکز نیست، ممکن است خواننده را به اشتباه بیندازد. به عنوان مثال، عبدالکریمی سخن از «دریافت دینی» می‌‌گوید و استدلالش این است که این «حیات دینی» مبتنی بر نوعی تجربه و تفکر دینی است که شالوده «امر دینی» را تشکیل می‌‌دهد و این «امر دینی» هم با عقلانیت صوری-انتزاعی و تجریدی متافیزیکی و هم در شکل ارسطوگرایی سنت‌‌گرایان اشعری‌‌مسلک و هم در شکل تفکر سوبژکتیویستی دکارتی-کانتی و هم در شکل ظهوریافته آن در گفتمان معاصر نواعتزال‌‌گرایان متفاوت است و هر نوع تحمیل عقلانیت متافیزیکی به تفکر دینی نتیجه‌‌ای جز از کف رفتن معرفت قدسی و مرگ حیات دینی نخواهد داشت. به سخن دیگر، فهم عبدالکریمی از «امر دینی» از سنخ نظریه‌‌پردازی‌‌های علمی و متافیزیکی نیست بلکه مبتنی بر نوعی «زندگی باطنی و فعالانه» است. شاید برخی استدلال کنند که اگر امر دینی مبتنی بر «رویکرد نظرورزانه» نیست و با «رویکرد علمی» هم متفاوت است و اساسا نوعی «رویکرد باطنی» است، آنگاه باید پرسید در نگاه عبدالکریمی «دین» چیست؟ او بارها در کتاب «پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر» به این موضوع اشاره می‌‌کند که تعریف دین ساده نیست، زیرا تمامی تعاریفی که ما در دست داریم “paradigm-bound” هستند و در بسیاری از گفتگوهای فلسفی و نظری ما دچار نوعی مغالطه «مشترک لفظی پارادایم» هستیم که در رویکردهای مطالعاتی ما، نتایج اسف‌‌باری را برای فهم ما رقم زده است. اما پرسش کماکان باقی است و آن این است که در نگاه عبدالکریمی دین به چه معناست؟ در فصل سوم کتاب «پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر»، بخشی با عنوان «دین چیست، تئولوژی کدام؟» وجود دارد که در این بخش عبدالکریمی اشاراتی نغز به فهم خویش از دین و امر دینی دارد. او می‌‌گوید امر دینی حاصل فراروی از خویشتن است و این فراروی تنها در زمانی رخ خواهد داد که ما بدانیم متعلق اصلی امر دینی چیست. به سخن دیگر، در نگاه عبدالکریمی متعلق اصلی امر دینی، راز بزرگ هستی است و دین یعنی دعوت به اندیشیدن و زیستن در این راستا. به عبارت دیگر، در نگاه عبدالکریمی هر دو رویکرد متافیزیکی و علمی مردود شمرده می‌‌گردد، امر دینی و تفکر دینی جایگاهی دیگر دارد که در زبان خود او به صورت ذیل بیان می‌‌گردد:
«از ژرفنای هستی ندایی خاموش ما را به اندیشیدن فرا می‌‌خواند. زندگی دین‌‌ورزانه لبیک گفتن به این نداست. امر دینی حاصل غوطه‌‌ور شدن در راز بزرگ هستی است، بی‌‌آنکه بتوان بر آن چیره شد. راز ما، برخلاف پاسخ مسائل متداول و عادی، هرگز پاسخ نهایی خویش را در معنای پاسخی کلی، قطعی، یقینی، ضروری و الزام‌‌آور نمی‌‌یابند. تبیین هستی، یعنی همان هستی فی‌‌نفسه بزرگترین و یگانه‌‌ترین راز جهان است. امر دینی ما را به شناوری در این راز فرا می‌‌خواند. اما به نظر من هنوز مفهوم امر دینی در نگاه عبدالکریمی مشخص نشده است و کماکان این مفهوم نیاز به کنکاش عمیق‌‌تری دارد تا ما درک کنیم مقصود عبدالکریمی از تمایز رویکرد خویش به دین از دیگر نحله‌‌های معاصر (چه در ایران و چه در جهان) چیست. شاید یک روش سودمند این باشد که متن را به استنطاق بکشیم و کندوکاوی در این موضوع انجام دهیم که اگر عبدالکریمی پرسش از «امکان امر دینی» در عالم معاصر می‌‌کند شاید در پس مفروضات فلسفه او ایده «مرگ امر دینی» نهفته است و اگر چنین است فهم او از مرگ امر دینی چیست و او این مفهوم را چگونه فهمیده است. پیش از اینکه به این پرسش پاسخ دهیم، اجازه دهید این پرسش را مطرح کنم که آیا عبدالکریمی مفهوم «امر دینی» را تحدید معنایی کرده است یا خیر؟ در فصل سوم با عنوان «پایان گشودگی به ساحت قدس در جهان کنونی»، عبدالکریمی از سیطره نیهیلیسم سخن به میان می‌‌آورد و استدلال می‌‌کند که برای رهایی از نیهیلیسم که زاده تفکر متافیزیکی و تئولوژیک جزم‌‌اندیشانه در تاریخ تفکر بشر است، راهی جز بازگشت به تفکر اصیل نیست و در تفکر عبدالکریمی چارچوب این تفکر اصیل این است که به سبک و سیاق انتولوژیک، وجود را ارزیابی کرده، اصول و مبانی پیشین ارزشیابی را که از متن مدعیات متافیزیکی و تئولوژیک جزم‌‌اندیشانه برآمده‌‌اند، نفی و خود را در پرتو ظهور و انکشاف پرتو تازه‌ای از هستی قرار دهیم. اما پرسش کماکان باقی‌‌ است و آن این است که وقتی او سخن از امر دینی می‌‌زند، دقیقا مرادش چیست؟ امر دینی در تعریف عبدالکریمی احیای خلافت اسلامی یا حکومت دینی یا تاسیس سیاست دینی نیست بلکه همان‌‌گونه که اشاره شد «دین» یک مشترک لفظی است که باید از این اشتراک لفظی عبور کرد و در پارادایم عبدالکریمی مفهوم «امر دینی» را بازجست. زیرا در نگاه او امر دینی نه در ذیل ساحت عقلانیت متافیزیکی قابل درک است و نه در ذیل ساحت تفکر تئولوژیک که در طی ۲۵ قرن اخیر به انحای گوناگون «امر دینی» را متعلق ذهن خویش قرار داده‌‌اند و آن را تبدیل و تقلیل به تفکر معنوی، گزاره‌‌محور، سرد و فسرده متافیزیکی کرده‌‌اند. در حالی‌که «امر دینی» در فهم عبدالکریمی اشاره به «هستی احاطه‌‌کننده» دارد که تجربه آن منجر به «گشودگی به ساحت قدس» را ایجاد می‌کند و این «گشودگی به ساحت قدس» در قاموس فلسفه عبدالکریمی یعنی «امر دینی» و هنگامی که او سخن از امکان امر دینی در عالم معاصر می‌‌زند، دقیقا به امکان گشودگی به ساحت قدس دارد و بحث او نه ناظر به ساحت پولیتیکال است و نه معطوف به ساحت تئولوژیکال یا راجع به بعد ایدئولوژیک بلکه معطوف به ساحت انتولوژیک است و در این ساحت است که او سخن از «مرگ امر دینی» می‌‌کند. حال باز‌‌گردیم به پرسش پیشین که مقصود عبدالکریمی از «مرگ امر دینی» چیست؟ اگر فهم او در افق انتولوژیک از دین است، پس در آن ساحت سخن‌‌گفتن از مرگ امر دینی به چه معناست.
این یکی از پرسش‌‌های بنیادین در گفتمان بیژن عبدالکریمی است که تا حدودی در «ما و جهان نیچه‌‌ای» به ابعادی از مسئله پایان متافیزیک در چارچوب رویکرد نیچه‌‌ای به آن پرداخته بود و در روایت خویش از «پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر» به پیامدهای جهان نیچه ای و «پایان گشودگی به ساحت قدس در عالم کنونی» پرداخته است. به سخن دیگر، عبدالکریمی هنگامی که از «مرگ امر دینی» سخن می‌‌گوید، تلاش می‌‌کند زیست دینی را در چهار ساحت معرفی کند و سپس پرسش از «امکان امر دینی» در نسبت با این چهار نحوه بودن دست با تأمل بزند و مرگ امر دینی را در نوع چهارم مورد کنکاش معنوی قرار دهد.

1540161192 730 عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است - عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است
در نگاه عبدالکریمی، دین و زیست دینی یکی از ساحات بنیادین در فرهنگ و تمدن بشری بوده است. اما تحولات دوران معاصر و ظهور «سوبژکتیویسم متافیزیکی و سکولاریسم و نیهیلیسم حاصل از آن که به آخرین مرزهای بسط خویش رسیده است مسئله امر دینی را به عنوان یک مسئله پیش روی ما قرار داده است. اما بحث اینجاست که موضوع «مرگ امر دینی» در کدام مدل در نزد عبدالکریمی مورد کنکاش معنوی قرار گرفته است؟
همان گونه که پیشتر اشاره کردیم، او سخن از چهار رویکرد در نسبت با «زیست دینی» می‌‌گوید که به شرح ذیل است: زیست دینی نه در معنای اعتقاد به سبک نظام تئولوژیک؛ زیست دینی نه به منزله بخشی از فرهنگ، میراث تاریخی و مولفه‌‌‌ای از مجعولیت و رویدادگی اجتماعی؛ زیست دینی نه به مثابه ابژه‌‌‌‌ای پژوهشی؛ بلکه زیست دینی در معنای «گشودگی به ساحت قدس» و «قیام و مأوا گزیدن در ساحت الوهیت». به عبارت دیگر، مسئله «مرگ امر دینی» و «امکان امر دینی» در نسبت با موضوع گشودگی به ساحت قدس در روایت عبدالکریمی مطرح است و این تمایز بین مراتب مختلف امر زیست دینی باید مورد دقت کافی قرار بگیرد، و الا ما دچار خلط مبحث خواهیم شد. حال پرسش اینجاست که زیستن و مأوا گزیدن در ساحت قدس به چه معناست؟ عبدالکریمی می‌‌گوید: «مأواگزیدن در ساحت قدس مبتنی بر … رازآلودگی جهان، عدم تلقی سوبژکتیو از سرشت انسان و جهان و باور به امکان نیل انسان به فراسوی آگاهی و گشودگی آدمی به ساحت قدس … است.
اما عبدالکریمی معتقد است «مأواگزیدن در ساحت قدس» صرفا امری فردی و حاصل انتخاب و احوالات اگزیستانسیال فرد نیست بلکه «تا حدود زیادی … متکی به عالمیت تاریخی، افق فرهنگی و چارچوب معنایی ای است که ادیان … در آنها قوام یافته و .. عرضه گردیده‌‌اند» ولی در عالم معاصر «عالمیت عالم دگرگون شده و … رازآلوی جهان به واسطه سیطره عقلانیت متافیزیکی، علمی و تکنولوژیک رخت بربسته است» و موجب گردیده که «زیست جهان دینی و معنوی در روزگار کنونی … به نحو بنیادین به عالمی سکولار تبدیل شده است» و این بدین معناست که «تا زمانی که امر معنوی در فضایی سوبژکتیویستی و حاصل صرف تجربه زیسته بشری، فارغ از امکان ظهور و تجلی امر قدسی تفسیر شود، باید از مرگ و پایان یافتن امر دینی سخن گفت. به سخن دیگر … منظور از پایان و مرگ امر دینی قبل از هر چیز بدوا تبدیل حیات زنده دینی و معنوی در تاریخ خویش به یک نظام تئولوژیک، یعنی مجموعه‌ای از گزاره‌‌های بی‌‌روح و بدون پشتوانه تجربیات اصیل زیسته وجودی و پاره‌‌ای اعتقادات و باورهای نهادینه‌‌شده تاریخی و در مرحله بعد تبدیل نظام‌‌های تئولوژیک به بخشی از فرهنگ مرده و فاقد اثرگذاری اصیل و سپس تبدیل‌‌شدن به یک ابژه‌‌ پژوهشی در نظام‌‌های مدرسی و اسکولاستیکی در دوران مدرن و تحت تأثیر مدرنیته و در واکنش به آن، به ایدئولوژی‌‌هایی سیاسی و اجتماعی اما کاملا تهی‌‌شده از درون‌مایه‌‌ دینی و معنوی است که خود ظهور و بسطی از خودبنیادی و نیهیلیسم روزگار ماست».
حال پس از این مقدمه کوتاه، اجازه دهید به پروژه محوری عبدالکریمی بازگردم: امکان تفکر معنوی در جهان تحت سیطره عقل مدرن بالذات سکولار در ابتدای بحث خویش اشاره کوتاهی به پروژه محوری عبدالکریمی داشتم که عنوانش «امکان تفکر معنوی در جهان تحت سیطره عقل مدرن بالذات سکولار» است. به سخن دیگر، نظریه پایان امر دینی «دقیقا به معنای پایان زیستن براساس فرهنگ و آداب و شعائر دینی یا پایان اعتقاد به برخی باورهای تئولوژیک نیست و حتی این نظریه این احتمال را نیز رد نمی‌‌کند که چه بسا در آینده حیات اصیل دینی دوباره‌‌ای ظهور یابد. از قضا وجود اشکال و صوری از زیست به ظاهر دینی در جهان کنونی که فقط مبطل نظریه مرگ امر معنوی نیستند، بلکه خود موید آن هستند. واقعیت این است که متون مقدس، امر دینی و حیات معنوی قدرت خود را در به منصه ظهور رساندن امر قدسی در حیات ما از دست داده‌‌اند.

1540161194 538 عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است - عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است
به عبارت دیگر، عبدالکریمی در جستحجوی راهی است برای گذار از امر سوبژکتیو و رسیدن به «حقیقت استعلایی و قدسی» … و مأواگزیدن در ساحت قدس امری مشدد، معنادار و جان‌‌بخش … که با این گذر بتوان به … حیات دینی جانی حقیقی و سرزندگی‌‌ای اصل بخشید زیرا بدون این گذر، که سوبژکتیویسم جدید آن را از اساس غیرممکن می‌‌انگارد، امر دینی در بهترین شکل خود به برابرایستاهایی تبدیل می‌‌شود که سوبژه‌‌ها معانی ذهنی و روانشناسی خویش را بدان‌‌ها می‌‌بخشند و بدین وجه این امر دینی و معنوی به عنوان تجلیات معنادار تجربه‌‌های زیسته متعلق به خود سوبژه دیندار، یعنی به منزله اموری ذهنی و سکولار تلقی می‌‌شوند.
به سخن دیگر، عبدالکریمی نه به دنبال خوانشی سنتی از دین است و نه تن به قرائت دکارتی-کانتی از دین می‌‌دهد بلکه به دنبال خوانشی رادیکال در چارچوبی انتولوژیک از دین است. پرسشی که در مواجهه با پروژه عبدالکریمی پیش می‌‌آید مسئله «سیطره عقل مدرن» کماهو مدرن نیست بلکه موضوع «بالذات سکولار» است که من را وامی‌‌دارد تا در باب نظریه پایان امر دینی و مرگ حیات معنوی در نسبت با آینده دین، متون مقدس و حیات وحیانی به کنکاشی مفهومی بپردازم. به عبارت دیگر، مقصود عبدالکریمی از «امر سکولار» چیست؟ آیا او در این اثر سترگ خویش این کلمه را مفهوم‌‌سازی کرده است یا نوعی آشوب معنوی در این مورد در آثار او دیده می‌‌شود، ولو فرض این آشوب معنوی هم مسجل شد، آیا از منظر تئوریک و در چارچوب نظریه عبدالکریمی تأثیری خواهد داشت یا خیر؟
در هیچ‌‌کدام از آثار منتشره عبدالکریمی اشاره‌ای سیستماتیک به مفهوم «سکولار» و برساخت این واژه در فلسفه او نشده است و عبدالکریمی هم مانند بسیاری از اندیشمندان معاصر ایران و جهان اسلام این واژه را در همان سبک و سیاق یوروسنتریک آن به کار برده است، ولی در روایت عبدالکریمی از «پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر» اشارات بسیاری به این مفهوم و مترادفات آن شده است که به ما امکان این را می‌‌دهد که تصویری از این واژه و مفهوم در ذهن و روایت عبدالکریمی را ترسیم کنیم. به عنوان مثال، فصلی تحت عنوان «وجه تاریخی و فراتاریخی در متون مقدس» وجود دارد که عبدالکریمی به مسئله «وجه انسانی دین و متون مقدس» می‌‌پردازد و می‌‌گوید: «بی‌‌تردید، این بیان که ادیان و متون مقدس اموری انسانی هستند برای بسیاری از دینداران عوام و مومنان نامتفکر به متون مقدس عبارتی بسیار مناقشه‌‌آمیز و برخاسته از نگرش غیردینی و سکولار می‌‌نماید».
به سخن دیگر، مفهوم سکولار در کنار مفهوم «غیر دینی» قرار گرفته است و این معنا را استیفا می‌‌کند که در نگاه عبدالکریمی «امر سکولار» مترادف با مفهوم «غیردینی» است. در جایی دیگر عبدالکریمی وقتی در باب اعتبار وجه انسانی ادیان و متون مقدس بحث می‌‌کند، به نکته‌‌ای در مورد سرشت بشری و تاریخی متون مقدس اشاره می‌‌کند، ولی می‌‌گوید این «نه به معنای ناسوتی و سکولاریزه کردن آنها» بلکه به معنای درک امر تاریخی است، اما نکته جالب در این فراز مساوی قراردادن «امر ناسوتی» و «امر سکولار» است که این حس را به مخاطب القا می‌‌کند که سکولار امری «نادینی» است. البته برای فهم سکولار در دستگاه فکری عبدالکریمی ما نیازمند مطالعه دقیق این مفهوم در سازه فلسفی او هستیم، زیرا عبدالکریمی نه تنها «سکولار» را امری غیردینی تعبیر می‌‌کند بلکه آن را مترادف با مفهوم «امر عرفی» نیز می‌‌گیرد. به عنوان مثال عبدالکریمی در نقد نظریه عبدالکریم سروش (نظریه رویاهای رسولانه) مدعی است که صاحب نظریه رویاهای رسولانه «… در جهت‌‌گیری نظری‌‌شانثنوی دچار تذبذب هستند مخاطب و مخبر نیست. چنان نیست که مخاطب آواهایی قرار گرفته باشد و در گوش باطنش سخنانی را خوانده باشند و فرمان به ابلاغ آن داده باشند … به او نگفته‌‌اند برو و به مردم بگو خدا یکی است. خطابی و مخاطبی و اخباری و مخبری و متکلمی و کلامی در کار نیست … آن سری نیست بلکه این سری است!. تا اینجا کاملا روشن است نظریه خواهان «عرفی و بشری ساختن» مقولات وحی و متون مقدس است.
به سخن دیگر، عبدالکریمی نقدش به نظریه رویاهای رسولانه سروش این است که این نظریه موجب «عرفی شدن» وحی می‌‌گردد و در این بستر عبدالکریمی عرفی شدن را مترادف با «بشری شدن» می‌‌انگارد و سپس در نقد سروش می گوید سروش «… براساس ثنویت نومن و فنومن کانتی … برای نومن و ذات دین قائل به حقیقتی قدسی بودند که در بستر فهم مومنان به امر انسانی، تاریخی و لذا عرفی و سکولار تبدیل می‌‌شود».
به عبارت دیگر، عبدالکریمی در نقد خویش از سروش به این نتیجه می‌‌رسد که نه تنها سروش وحی را به امری سکولار تبدیل کرده است، بلکه خود عبدالکریمی نیز در نقد سروش و برای عبور از پروژه سروش به این فهم گردن می‌‌نهد که «امر سکولار» مترادف با «امر عرفی» است و این امر عرفی در مواجهه با متن مقدس براساس شاکله فهم عرفی، موجب خلط مرزهای بین امر مقدس و امر نامقدس می‌‌گردد. به معنای ساده در نگاه عبدالکریمی امر عرفی معنای دیگرش «نامقدس» است که نتیجه بسط این امر عرفی مترادف با «بسط سکولاریسم روزگار ما است.»
آیا مترادف پنداشتن امر سکولار و امر عرفی و گردن‌‌نهادن به تمایز دو ساحت «امر مقدس» و «امر سکولار» و سپس امر عرفی را مساوی با «امر نامقدس» انگاشتن صرفا یک بحث لغوی است یا در پس این آشوب معنوی نوعی کاتولیزه‌‌شدن جهان‌‌بینی اسلامی نهفته است؟ اجازه دهید با ارجاع به متن عبدالکریمی شاهد مثالی بیاورم. در فصل دوم «متون مقدس در جهان معاصر» او به نکته مهمی در باب وجه انسانی دین اشاره می‌‌کند و می‌‌گوید دین «به طور کلی و متن مقدس به طور خاص در نسبت با انسان معنا دارد. به همین اعتبار می‌‌توان گفت ادیان و متون مقدس اموری انسانی هستند».
اما بلافاصله به نکته ای دیگر اشاره می‌کند و می‌گوید این بیان برای بسیاری از دین‌داران عوام و مومنان نامتفکر مناقشه‌‌آمیز و برخاسته از نگرشی غیردینی و سکولار می‌‌نماید. به سخن دیگر در نگاه عبدالکریمی مفهوم سکولار مترادف با مفهوم غیردینی است، ولی نکته اصلی این است که مفهوم سکولار مساوی با غیردینی نیست بلکه این مفهوم در سنت کاتولیکی و مسیحیت یک مفهوم کاملا دینی است و این نکته‌‌ای است که عبدالکریمی از آن کاملا غفلت کرده است. البته این غفلت معنوی تنها به این موضوع ختم نمی‌‌شود بلکه با مترادف قرار دادن امر سکولار با امر عرفی و هردوی آنها را به نیهیلیسم گره زدن مشکلات عدیده دیگری نیز به وجود خواهد آمد که نیازمند بازنگری جدی هستند. به عبارت دیگر، عبدالکریمی برای عبور از تنگناهای نظری نظریه نواعتزال‌‌گرایان و نواشعری‌‌گرایان و سوبژکتیویسم دکارتی-کانتی به بصیرت‌‌های بنیادی دست می‌‌یابد و مشخصا در برابر پروژه سروش به این موضوع اشاره می‌‌‌‌کند که «سروش ناگزیرند یا به نتایج و لوازم سکولاریسم و نیهیلیسم مستتر و پنهان در اندیشه‌‌های خود تن دهند یا آنکه وصف تاریخی بودن را صرفا به نبی و متن مقدس محدود نکرده، این وصل را بر همه متون و همه تاریخ تفکر بشری از جمله بر خوانش خودشان از متان مقدس و نیز بر متافیزیک غربی و عقلانیت جدید جاری بدانند. در این صورت سروش ناگزیرند به شیفتی پارادایمی از سوبژه غیرتاریخی دکارتی-کانتی به سوی سوبژه تاریخی هگلی-هایدگری، و نقد رادیکال و بنیادین نظام اپیستیک غیرتاریخی خود و تلاش به منظور نیل به یک نظام معرفی تازه تن دهند… که امکان گشودگی انسان تاریخی به حقیقی استعلایی، قدسی و فراتاریخی نه در عالم رویا بلکه در ساحتی فراسوی رابطه سوبژه-ابژه سخن بگویند».

1540161198 47 عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است - عبدالکریمی با کاتولیزه کردن جهان‌بینی اسلام از منطق قرآنی فاصله گرفته است
اما نکته‌‌ای که به نظر من قابل نقد است این است که با دستگاه معنوی عبدالکریمی ما می‌‌توانیم از سروش و سوژه دکارتی-کانتی عبور کنیم، ولی به دام معنوی عمیق‌‌تری نیز گرفتار می‌‌آییم که من از آن به عنوان «کاتولیزه شدن تفکر شیعی-ایرانی» یاد می‌‌کنم. عبدالکریمی در نقد «بینش فقاهتی» می‌گوید:
«در واقع تفکر و حیات دینی حاصل نوعی دیالکتیک میان امر فراتاریخ با امر تاریخی است. این سخن به این معناست که اگر این نسبیت وجودی آدمی با امر فراتاریخ و امر قدسی نباشد، همه امور صوری و ظاهری پادرهواست. اگر در فقه و حقوقی که به نام فقه و حقوق دینی و اسلامی عرضه می شود این نسبت احساس نشود، این فقه، علی‌رغم ظاهر مقدسش مقدس نیست و امری سکولار است.
به سخن دیگر، عبدالکریمی تلاش می‌‌کند نگاه فقاهتی را نقد کرده و برای این مهم از دوگانه «امر قدسی» و «امر سکولار» استفاده می‌‌‌کند و «امر سکولار» را در سبک و سیاقی به کار می‌‌برد که گویا مترادف با امری «نا-دین و ضددین است». در حالی که دوگانه امر قدسی و امر سکولار برآمده از الهیات مسیحی است و در دستگاه معنوی الهیات کاتولیکی امر سکولار مترادف با نادین و ضد دین نیست، بلکه بخشی از ساحت دینی است که اگر به درستی درک نشود منجر به کژفهمی می‌‌گردد که نیاز به واکاوی جدی دارد.
اولین نقد جدی که می‌توان به روایت عبدالکریمی از «امر دینی» وارد کرد، این است که او مفهوم «سکولار» را در سیاقی غیردینی، ضددینی، نادینی و ضد مذهبی به کار می‌‌برد، ولی همان‌گونه که خود او در نقد عبدالکریم سروش به درستی اعلام می‌‌کند که مفاهیم در افق و بستر تاریخی و در چارچوب عالمیتی کلان قابل فهم هستند و نمی‌توان مفاهیم را در قالب لکسیکاللی تفسیر و ترجمه کرد. به سخن دیگر، سکولار در زیست‌‌جهان ایرانی که متاثر از عالمیت اسلامی است به چه معناست. آیا می‌توان در تفسیر زیست‌‌جهان ایرانی از مفهوم سکولار استفاده کرد و اگر پاسخ به این پرسش ایجابی است، آنگاه باید فهمید این مفهوم چه «میدان معنایی» دارد؟ اگر ما برای تفسیر عالمیت اسلامی در بستر ایران، چشم‌‌انداز مسیحیت کاتولیک و میدان معنایی الهیات مسیحی را معیار قرار دهیم، آنگاه می‌توان گفت که در چارچوب الهبات مسیحی، هستی به دو ساحت سالکرال/اسپیریتوال و سکولار/پروفین یا قدسی/روحانی و سکولار/غیرروحانی تقسیم می‌‌شود. من عامدا معادل سکولار را به فارسی «عرفی» ترجمه نکرده‌‌ام، چرا که این ترجمه صرفا از نظر لغوی نادرست نیست بلکه پیامدهای معرفتی و وجودشناختی و الهیاتی نیز داشته است که نیاز به بحث بیشتری دارد. حال، اگر هستی به دو ساحت روحانی و سکولار تقسیم شود، معیار این تفکیک چیست؟ آیا این بدین معناست که از منظر الهیات مسیحی امر سکولار مترادف با امر غیردینی و امر نادینی است یا این مفهوم درچارچوب الهیات مسیحی و جهان‌‌بینی کاتولیکی بار معنایی دینی دارد؟ هنگامی که از منظر الهیات مسیحی به جهان و کل مافیها می‌‌نگریم، عیسی مسیح محور حیات بشری است که در راه رهایی و فلاح با پیروی از مسیح و وقف زندگی خویش در راه او امکان‌‌پذیر است و پس از غیبت مسیح، کلیسا به مثابه «corpus christ» پیکر مسیح، تنها دلیل مومنین است و بدن باید خود را وقف کلیسا (بدن مسیح) بکند. اما ابناء بشر همگی از منظر وسع وجودی، در یک مستوی قرار ندارد و به دلیل ضعف وجودی نمی‌توانند خود را وقف مسیح (و پیکر مسیح که کلیسا باشد) کنند. در اینجا سلسله مراتبی ایجاد می‌‌شود که در بالاترین درجه آن پاپ (Pop)، سپس کاردینال‌‌ها (Cardinals)، اسقف‌‌ها (Bishops)، کشیش‌‌ها (Priests)، شماس‌‌ها (Deacon)و سرآخر غیرروحانیون کاتولیک (Laity) قرار می‌گیرند. به سخن دیگر، پیکر مسیح از شش جزء تشکیل شده است که در بالاترین جایگاه آن پاپ قرار می‌گیرد که لقب پونیتیف (Ponitiff) نیز دارد و معنای این کلمه این است که پاپ واسطه فیض به عالم روحانی و عالم جسمانی است و تماما خود را وقف کلیسا کرده است. ولی در این میان کسانی هم هستند که مومن به پیام مسیح هستند، ولی نمی‌‌توانند خود را کاملا وقف پیکر مسیح کنند، ولی در داخل کلیسا قرار دارند و نام این گروه عظیم مسیحی «لائیک» است و لائیک‌‌ها کافر نیستند، زیرا برای مفهوم کافر، واژه دیگری وجود دارد و آن کلمه «پاگان(Pagan)» است. نکته‌‌ای که در اینجا باید به آن توجه کرد این است که کلیسا خود یک اجتماع است، ولی جامعه مومنین است که در آن سلسله مراتبی وجود دارد و تاریخ غرب حداقل ۱۸۰۰ سال با این الهیات مفهوم‌‌سازی و مفصل‌‌بندی شده است که بی توجهی به این موضوع پیامدهای معنوی زیان‌‌باری برای جامعه ایرانی در تمامی ساحات داشته است. یکی از مهمترین کژفهمی‌‌ها این است که لائیک را در ایران به عنوان «ضددین» ترجمه کرده‌اند، در حالی که لائیک در بستر کلیسای مسیحی و در چارچوب الهیات کاتولیکی به هیچ وجه ضددین نبوده‌‌است، بلکه انسان لائیک کسی است که نتوانسته کامل خود را وقف پیکر مسیح کند، ولی باور مسیحی دارد و در عمل پیرو تعالیم مسیحیت بوده است. بنابراین تفاوت یک لائیک با یک کاردینال یا یک کشیش چیست؟ یکی از مهمترین تفاوت‌ها این است که فرد لائیک «Clergy» – یعنی کسی که به طبقه روحانیان تعلق داشته باشد و ممارست کند- نیست و در نتیجه به حوزه روزمره توجه می کند و ازدواج می‌‌کند و به جای پیوند قدسی با پیکر مسیح، تن به پیوند زمینی می‌‌دهد و همسر می‌‌گزیند. به سخن دیگر، تجرد اختیار نکردن و راضی به پیوند زناشویی‌‌شدن فرد را به نازل‌ترین درجه در کلیسا (یعنی جامعه مومنین مسیحی) تنزل می‌‌دهد و او را یک مسیحی غیرروحانی و لائیک می‌‌کند و عملی که او انجام می‌‌دهد (مثلا زناشویی) یک عمل روحانی نیست. پس نام عمل یک فرد لائیک از منظر الهیات کاتولیکی چیست؟
در چارچوب الهیات مسیحی این عمل که روحانی نیست ولی دینی است سکولار نامیده می‌‌شود و افرادی که تن به کارهای سکولار همچون ازدواج و تجارت و زادو ولد و کسب‌‌وکار و جنگ و دفاع می‌دهند، آنها لائیک محسوب می‌شوند. حال اگر از منظر الهیات مسیحی کاتولیک به جهان بنگریم و از آن جغرافیای معنوی به اسلام نظر کنیم و محمد(ص) (پیامبری که برای مسلمانان نقطه عطف محسوب می‌شود) را به عنوان یک پدیده بخواهیم در دستگاه معنوی الهیات مسیحی مفصل‌‌بندی معنوی کنیم، آنگاه اسلام را باید یک دین سکولار بدانیم و مسلمانان را لائیک بدانیم. زیرا در نگاه مسیحی، کسی که تن به ازدواج بدهد و زادو ولد کند و اهتمام به امور دینی داشته باشد و دست به کسب و کار و تجارت بزند، او مشغول به اعمال روحانی نیست، بلکه او وجود خود را به کارهایی وقف کرده است که از آن منظر سکولار نامیده می‌شود و جامعه مسلمین از نگاه الهیات مسیحی یک جامعه لائیک است، ولی یک ان‌‌قلت هم باید به آن اضافه کرد و آن این است که در نگاه مسیحیان اولیه که با اسلام و تعالیم محمد(ص) روبرو شدند، آن را یک بدعت خطاب کردند زیرا در نگاه محمد(ص) سلسله مراتب کاتولیکی به رسمیت شناخته نمی‌‌شود و این خود باعث شد که آن را ابتدا یک بدعت مسیحی و سپس ضدمسیحی و در آخر کفر در نظر بگیرند. به تعبیر رساتر، پرسش اینجاست که ما بر چه مبنایی زیست‌‌جهان اسلامی را باید از منظر مسیحیت مورد مطالعه قرار دهیم؟ ممکن است بیژن عبدالکریمی بگوید که من این مفهوم سکولار را در معنای الهیاتی مسیحیان انتخاب نکرده‌‌ام بلکه به عنوان یک واژه دخیل در ادبیات فارسی که متداول هم شده است برگزیده‌‌ام و مقصودم از این واژه معانی‌‌ای نیست که شما به آن الصاق کرده‌‌اید و برای دوری از هرگونه سوءبرداشت همان مفهوم فارسی معادل آن را که امروزه رایج هم شده است استفاده می‌‌کنم، یعنی مفهوم «امر عرفی» و «عرفی». اما این پاسخ احتمالی دارای دو اشکال عمده است که بی توجهی به آن و عدم التفات به میدان معنایی مفاهیم هم آشفتگی‌های معنوی ایجاد کرده است و هم پیامدهای سخت و فاجعه‌آور تمدنی، فرهنگی، دینی، سیاسی و اجتماعی برای زیست‌‌جهان ایرانی داشته است. اشکال نخست این است که مفاهیم «معصوم» (یا عاری از مفروضات پشت صحنه) نیستند بلکه همانگونه که عبدالکریمی در نقد سروش می گوید مفاهیم سیاقمند و عالمیت محور هستند و نمی‌‌توان مفاهیم را به مثابه ابزاری و بدون توجه به مفروضات ضمنی و بستر و افق تاریخی که در آن پدیدار شده‌اند، به صورت لکسیکال استعمال کرد. به بیان ساده‌‌تر، همان نقدی که عبدالکریمی به سروش و جریان نواعتزال‌‌گرایی در باب صورت و ماده بیان می‌‌کند دقیقا به اعتبار دیگری در نسبت با مفهوم «سکولار» ساده است. به سخن دیگر، عبدالکریمی صورت الهیات کاتولیکی را به ماده جهان‌دینی اسلام تحمیل کرده است و این رویکرد سبب کاتولیزه شدن جهان‌دینی قرآنی گردیده است ولو از منظر فلسفی مدعایش رهایی معرفت قدسی از سکولاریزه شدن باشد. اشکال دومی که به رویکرد عبدالکریمی وارد است، خلط بین دو مفهوم عرف و سکولار است. همان‌گونه که پیش‌تر اشاره کردم، سکولار مفهومی غیردینی یا ضددینی نیست، ولی عبدالکریمی مفهوم سکولار را در کنار نیهیلیسم و نادینی و ضددینی قرار می‌دهد. در حالی‌که اگر از منظر مسیحی به تاریخ تحولات اروپا بنگریم سیطره سکولاریسم به منزله چیرگی نادین یا کفر بر حق مفهومینه نشده است بلکه به معنای تغییر در هندسه معرفت دینی است که در این دگرگونی لائیک‌ها امور سکولار را به دست گرفته‌اند و روحانیون مدیریت امور اسپیریتوال را در واتیکال به عهده گرفته‌اند و این تفکیک امور در چارچوب الهیات مسیحی مسبوق به سابقه است. به عنوان مثال کلیسا، نهادهای امور سکولار دارد که به دو بخش نهادهای سکولار در نسبت با امور روحانی و نهادهای سکولار در نسبت با امور لائیک تفکیک می‌شود و مفهوم سکولار به هیچ وجه ضددین در چارچوب مسیحیت تعریف نشده است و این برداشتی است سکولار برساخت شده یک بدعت غیرتاریخی و کاملا نادرست است و از آن فاجعه‌‌بارتر این است که ما یک مفهومی را که غلط برساخت کرده‌ایم در میدان معنایی زیست‌‌جهان اسلامی به مفهوم دیگری ارجاع می‌‌دهیم که آن مفهوم اساسا کارکرد رهایی‌‌بخش و راه گشاینده در تفکر اسلامی و زیست‌‌جهان ایرانی داشته است، ولی به دلیل عدم اتخاذ موضع نظری صحیح تبدیل به ضدخود شده است و آن مفهوم عرف و برساخت معاصر آن یعنی امر عرفی است که معادل با امر سکولار شده است.
در تفکر و سنت اسلامی و در زیست جهان ایرانی عرف در کنار شرع همیشه به عنوان یکی از منابع اجتهاد شناخته شده است و برای آن قاعده‌ای برساخته بودند که با عبارت «حکم به الشرع او حکم به العرف» از آن یاد می‌‌کردند. به سخن دیگر، عرف به معنای فهم متعارف یکی از ساحات عقل در کنار کتاب و سنت و اجماع قرار می‌‌داشت و خود این ظرفیت ایجاد فضا و قدرت انطباق به جامعه و علمای آن می داد تا بتوانند خوشه‌چین معارف و دانش‌های بشری در صور گوناگون آن باشند. حال آیا می‌توان امر سکولار دینی مسیحی را مترادف با عرف به مثابه فهم متعارف دانست؟ به نظر من عدم توجه عبدالکریمی به تمایزات میدان‌‌های معنایی بین اسلام و مسیحیت موجب شده است که او تجربه تاریخی کاتولیکی را به صورت ضمنی موضع نظری خویش قرار دهد و از آن منظر دست به تئوریزه کردن زیست‌‌جهان ایرانی بزند و به عالمیت جهان اسلامی توجه نکند. شواهد بی‌‌شماری در متن عبدالکریمی موجود است که نشان از نوعی اولویت نظریه عبری-مسیحی بر جهان‌دینی اسلامی دارد. به عنوان مثال در متن اثر سترگ «پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر» عبدالکریمی دائما سخن از سنت عبری-یهودی به میان می‌‌آورد، ولی پرسش اینجاست که آیا سنت اسلامی ذیل سنت عبری-یهودی تحدید می‌شود یا سامی-عربی؟ به عنوان مثال در جای‌‌جای روایت عبدالکریمی سخن از سنت عبری-سای-یهودی است و سنت اسلامی و رویکرد شیعی و سنت امامیه با کدامین منطق ذیل مفهوم عبری-یهودی قرار می‌گیرد؟ اگرچه او به درست نقد نواعتزال‌‌گرایی و نواشعری‌‌گرایی و رویکر سوبژکتیویستی و رویکرد دکارتی-کانتی می‌‌کند، ولی برای عبور از نیهیلیسم از مفاهیمی استفاده می‌‌کند که به گونه‌‌ای دیگر پروژه امکان تفکر معنوی او را با بن بست روبرو می‌کند. به سخن دیگر تفکیک دین به دو ساحت روحانی و سکولار به یک اعتبار تقسیم‌‌بندی کاتولیکی است، ولی هنگامی که عبدالکریمی سخن از تفکیک دین به دو ساحت قدسی و سکولار می‌‌کند، او دقیقا در قالب معنوی سوسیولوژیکال سخن می‌‌گوید که دورکیم واضع آن است و در این خوانش هستی به دو ساحت مقدست و نامقدس تقسیم می‌شود و عبدالکریمی برای فهم اسلامیت اسلام و قوام اسلام این پرسش را مطرح می‌کند که چه چیز امر دینی را از امر غیردینی جدا می‌‌کند؟ با نگاه به دو پرسش عبدالکریمی متوجه می‌شویم که او با نگاه کاتولیکی و سپس رویکردی یوروسنتریک اسلام را در قالبی عبری-یهودی مورد استنطاق قرار می دهد حال آنکه اگر او از موضع کاتولیکی و یوروسنتریکی به اسلام نمی‌‌نگریست، بلکه از موضع جهان‌بینی ترسیم‌‌شده در قرآن به اسلام می‌‌نگریست، آن‌گاه به جای مقدس و نامقدس، سکولار و روحانی از مفاهیم «غیب» و «شهادت» در سیاق قرآن و عالمیت تاریخی اسلام می‌‌پرسید و آن‌گاه امر عرفی را مترادف با نامقدس نمی‌‌انگاشت. به عبارت دیگر، غیب و شهادت مترادف با مقدس-روحانی و سکولار – نامقدس نیستند بلکه غیب مترادف با امر معقول و فرامحسوس است و شهادت هم معنی با امر محسوس است و در این نگاه ما با امر تشکیکی معرفتی و اپیستمولوژیک روبرو هستیم و این تفکیک ساحات ربطی به روحانیت یا عدم روحانیت انسان ندارد. به نظر من ما در اینجا با دو نوع جهان‌‌بینی متفاوت روبرو هستیم که اگر نقاط تمایزش را به وضح بیان نکنیم آنگاه به دلیل سیطره مدرنیته سکولار مسیحی بر زیست جهان ایرانی ما صورت الهیات مسیحی را به ماده تفکر اسلامی تحمیل خواهیم کرد.
در پایان باید به دو نکته کلیدی اشاره کنم که بعدها آنها را بیشتر توسعه خواهم داد.
اولین نکته این که عبدالکریمی به مانند بسیاری از متفکران معاصر ایران اعم از سنت گرایان یا مدرنیست ها یا روشنفکران دینی توجه ندارد که فرد لائیک یا امر لائیکی (the Laity) در سلسله مراتب مسیحیت کاتولیک ضددین نیست، بلکه مراتبی از مراتب باورمندی – بدون وقف کامل خویش به پیکر مسیح (یعنی کلیسا)- است و به زبانی آن را باید نحوه دینداری یک انسان متعلق به کلیسای جهانشمول و عام (یعنی همان مفهوم کاتولیک) است. به سخن دیگر، انسان مسیحی لائیک، لائیتسسته او نوعی نحوه بودن و شدن به معنای دینی است که بر طبق آرای سنت مسیحی کلیسای کاتولیک تعریف و نحدید شده است و به هیچ روی مفهومی ضددینی نیست، بلکه آنچه آن را به مغایرت امردینی کشانده است و از درونش (به دلیل تاثیرپذیری از تمدن و فرهنگ و دیانت اسلامی در قرون وسطی) پروتستانتیسم متولد شد، عدم رعایت سلسله مراتب کلیسایی بود و این نکته‌‌ای است که کاملا در درک مفهوم لائیک و امر سکولار در روایت عبدالکریمی معقول است. نکته دیگر که نه تنها عبدالکریمی به آن توجه نکرده است، بلکه آن را به انحاء گوناگون بازتولید کرده است، مفهوم «ناسوت» در برابر «لاهوت» است که این مفهوم و این تقابل ریشه عمیق‌تری نیز دارد و باید به انگاره‌‌های برآمده از اسرائیلیات و فضای دینی شبه جزیره عرب در بدو تولد اسلام و ورود اعراب به السلام و جدیدالمسلمان‌‌ها به حوزه تفکر اسلامی مراجعه کرد. به سخن دیگر، ما اگر میدان معنایی قرآن را ذیل سنت عبری-یهودی مورد تامل قرار ندهیم، بلکه آن را به عنوان یک متن در سبک و سیاق غیرعبری و غیریهودی بررسی کنیم، آن‌گاه در می‌‌یابیم که طبق منطق مفهومی قرآن ناسوت نمی‌‌تواند در برابر لاهوت مفهومینه گردد. زیرا ناسوت ربط وثیقی به مفهوم «ناس» (مردم) دارد و این مفهوم در برابر لاهوت یا امر الاهی قرار نمی‌‌گیرد، بلکه در امتداد امر الاهی است، ولی چرا در ادبیات دینی-اسلامی امروز ما ناخودآگاه ناسوت را دربرابر لاهوت قرار می‌دهیم و برخلاف منطق مفهومی قرآن به پدیدارها نگاه می‌کنیم و به جای استفاده از مفاهیم اپیستمیک «غیب» و «شهادت»، از مفاهیم ناسوت در برابر لاهوت و خوانش عبری-یهودی استفاده می‌‌کنیم به نظر من ربط وثیقی با غلبه خوانش عبری-یهودی بر سنت اسلامی-شیعی-حکمی دارد. برای فهم دقیقتر سیطره خوانش‌‌های عبری-یهودی-مسیحی بر مفاهیم اسلامی-قرآنی-شیعی در سنت اسلامی از مفهوم اسرائیلیات یاد می‌‌شود، ولی متاسفانه این مفهوم در ذیل انگاره‌‌های فقهی-حدیثی-روایی مفهوینه شده است در حالی‌که گستره این مفهوم و راه‌‌های برون‌‌رفت از افق اسرائیلیات نیازمند رویکردی فلسفی-پدیدارشناختی است. به عنوان مثال، عبدالکریمی در روایت خویش از امر دینی از دو سو غفلت کرده است. یکی ناسوت را در برابر لاهوت مفهومینه کرده و از سوی دیگر ناسوت را به مثابه سکولار دیده است و آن را به امری غیردینی و ضددینی و سرآخر نیهیلیستی تلقی کرده است، در حالی‌که مفاهیم و میدان معنایی این مفهوم‌‌ها اگر دقیق در چارچوب مفهومی خویش و افق تاریخی و عالمیت خود قرار نگیرند، ما را از درک درست همان دغدغه ‌ایی که عبدالکریمی برای آن از امکان امر دینی پرسش کرده است، واخواهند گذاشت. به عبارت دیگر هنگامی که عبدالکریمی به درستی در نقد عبدالکریم سروش در رابطه با «سکولار شدن مقوله وحی» ارجاع به «بینش قرآنی» می‌دهد، ولی او بینش قرآنی را ذیل مفاهیم عبری-یهودی از یک سو و مفاهیم کاتولیکی- یوروسنتریکی از سوی دیگر می‌‌خواند، در حالی‌که بینش قرآنی منطقی یا واجد منطق‌‌هایی است که در روایت عبدالکریمی از منظر مبنایی با آن فاصله زیادی دارند.
گزارش از میثم قهوه‌چیان
انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

اهمیت حیا از منظر مرحوم آیت‌الله آقامجتبی تهرانی

دسته بندی: قرآن
1 views


حیا از منظر مرحوم آیت‌الله آقامجتبی تهرانی - اهمیت حیا از منظر مرحوم آیت‌الله آقامجتبی تهرانی

به گزارش کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ؛ گناهان و اعمال ناشایست آدمی، او را از حقیقت وجودی خود دور می‌‌کند. خدای متعال موهبتی گران‌سنگ را در اختیار انسان قرار داده است تا به واسطه آن انسان از عمل قبیح پرهیز کند؛ بدون شک شناخت و آشنایی هرچه بیشتر با این موهبت الهی که حیا نام دارد، انسان را در گردنه‌های سخت معاصی حفظ خواهد کرد.
به همین دلیل برنامه «چراغ مطالعه» در تاریخ ۳۰ مهرماه با معرفی یکی دیگر از کتب ارزشمند آیت‌الله آقا‌مجتبی تهرانی به روی آنتن می‌رود و مخاطبان خود را به مطالعه این کتاب فرا می‌خواند.
چهارمین کتاب از مجموعه «ادب الهی» به «حیا،‌ موهبتی الهی» اختصاص دارد که به شرح گسترده حیا از زبان آیت‌الله آقامجتبی تهرانی، می‌پردازد.
این کتاب که از تألیفات آیت‌الله آقا‌مجتبی تهرانی است در دو دوره زمانی به تبیین مسئله حیا می‌پردازد و ثمرات فردی و اجتماعی حیا را از منظر روایات بازگو می‌کند.
همچنین جایگاه حیا در اسلام،‌ ارزیابی انواع حیا، مراتب و درجات حیا و ضرورت حفظ حیا از جمله سرفصل‌های این اثر به‌شمار می‌آید.
برنامه «چراغ مطالعه» به همت گروه معارف،‌ فرهنگ و جامعه است که تهیه و سردبیری این برنامه را حسن توکلی‌زاده و اجرای آن را علی فرحناک بر عهده دارند.
این برنامه شنبه تا دوشنبه ساعت ۱۲:۴۰ از امواج فضیلت و فطرت پخش می‌شود.
فاطمه بغدادی
انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

تجلیل از ۷۳۰ حافظ قرآن ‌در قزوین

دسته بندی: قرآن
2 views


از ۷۳۰ حافظ قرآن ‌در قزوین - تجلیل از ۷۳۰ حافظ قرآن ‌در قزوین

به گزارش ایکنا از قزوین، یازدهمین همایش تجلیل از حافظان قرآن کریم استان قزوین شب گذشته، ۲۸ مهرماه با حضور آیت‌الله عابدینی، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه قزوین داود محمدی، نماینده مردم قزوین در مجلس، ‌عباس برزگر، جانشین فرمانده سپاه استان قزوین، اعضای شورای اسلامی ‌و جمعی دیگر از مسئولان در شبستان امیرالمؤمنین مسجدالنبی قزوین برگزار شد. 
داوری این دوره از مسابقات با حضور ۲۵ داور و در ۳۰ مرحله آزمون در اردیبهشت ماه امسال برگزار شد و از  ۷۳۰ حافظ قرآن در قالب ۱۲۷۳ جزء در یازدهمین همایش تجلیل از حافظان قرآن کریم تجلیل شد.
در یازدهمین همایش تجلیل از حافظان قرآنی ۲ نفر حافظ ۸ جزء قرآن، یک نفر حافظ ۷ جزء، حافظ ۶ جزء ۹ نفر، حافظ ۵ جزء ۲۱ نفر و حافظ ۴ جزء ۲۱ نفر حضور داشتند.
در این مراسم از ۵۴ حافظ قرآن کریم به نمایندگی از ۷۲۳ نفر حافظ یک جزء و ۲ جزء قرآن کریم تجلیل به عمل آمد.  

همچنین در راستای کنگره ۳ هزار شهید استان قزوین از خانواده شهدای قرآنی و ایثارگران خادم قرآن نیز تجلیل شد. 
انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب

دو نمایش از اصفهان در تئاتر روایت راهیان اجرا می‌شود

دسته بندی: قرآن
2 views


گروه فرهنگی ـ مدیر خانه تئاتر حوزه هنری استان اصفهان از اجرای دو نمایش از این استان در سومین همایش بین‌المللی تئاتر مردمی پیاده‌روی اربعین با نام روایت راهیان خبر داد.

نمایش از اصفهان در تئاتر روایت راهیان اجرا می‌شود - دو نمایش از اصفهان در تئاتر روایت راهیان اجرا می‌شود

به گزارش ایکنا از اصفهان، به نقل از حوزه هنری استان اصفهان، جواد ایزددوست از حضور دو نمایش از اصفهان در سومین همایش بین‌المللی تئاتر مردمی پیاده‌روی اربعین با نام روایت راهیان خبر داد و گفت: پس از اعلام فراخوان توسط دبیرخانه همایش و اطلاع‌رسانی به هنرمندان استان، از میان آثار ارسال شده از اصفهان به این همایش، دو نمایش «آزاد مرد» به نویسندگی و کارگردانی افشین قاسمی و نمایش «اشک بر کویر ندامت» به نویسندگی و کارگردانی حسام خدادادی از اصفهان برای حضور در این همایش پذیرفته شد.
وی خاطرنشان کرد: این دو نمایش از روز شنبه، ۲۸ مهرماه تا ۸ آبان‌ماه در مرز شلمچه و پس از آن در مسیر پیاده‌روی و در کنار موکب‌های مشخص شده به اجرا در می‌آیند.
انتهای پیام

لینک منبع

قالب وردپرس

دانلود یا ادامه مطلب